آزادی مطبوعات از حق تا واقعیت

0
847
به دوستان خود بگویید!
Share

شبکه های اجتماعی

5,078دوستداردوست شو
97دنبال کنندهدنبال کن
297دنبال کنندهدنبال کن
357مشترکمشترک شو

مقاله‌ها

ژورنالها

سینا ایروانی

«نقل از ژورنال ایران آکادمیا، شماره ۳ بهار ۲۰۱۹، صفحه ۴۲ تا ۵۲»

ملک را ز آزادی فکر و قلم قوت فزای          خامهٔ آزاد نافذتر ز نوک خنجر است[1]

چکیده

در این مقاله به موضوع آزادی مطبوعات و رسانهها پرداخته و ارتباط میان آزادی بیان و آزادی مطبوعات و نقش حکومتها در انتقال آزادانه اطلاعات مورد بررسی قرار می گیرد و همچنین به نمونه‌هایی از سرکوب در تاریخ روزنامه‌نگاری ایران اشاره خواهد شد .

از دیگر موضوعاتی که در این مقاله به آن خواهیم پرداخت تحولات تکنولوژی و تاثیر آن بر آزادی مطبوعات و بررسی ارتباط افشای اسناد محرمانه و آزادی بیان است. در خلال این مباحث این سوال پاسخ داده می‌شود که آیا تعریف آزادی بیان وابسته به شرایط جغرافیایی و فرهنگی است و در کشورهای اصطلاحا غربی متفاوت از سایر کشورهاست یا آنکه این موضوع حقی طبیعی و یکسان برای تمامی مردم جهان است؟

کلید واژه ها: آزادی بیان، آزادی مطبوعات، سرکوب خبرنگاران، ایران

مقدمه

آزادی مطبوعات به عنوان یکی از ارکان چهارگانه دموکراسی، از اهمیتی ویژه در ساختار نظام سیاسی-حقوقی حکومتها برخوردار است و از جمله معیارهایی است که به کمک آن می توان میزان مطلوبیت یک حکومت را تعیین نمود، شفافیت و پاسخگویی که از ارکان اصلی شیوه مطلوب اداره حکومت محسوب می‌گردند، در صورتی تحقق پذیر و قابل دستیابی‌اند که آزادی رسانه و مطبوعات به عنوان بسترهای آزادی بیان، امکان فعالیت آزادانه را داشته باشند. میا دورنات[2]، آزادی مطبوعات را “شرط لازم برای زمامداری درست و عادلانه و توسعه اجتماعی کارآمد”[3] می‌داند. در ماده نوزدهم از اعلامیه جهانی حقوق بشر “حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی”[4] از حقوق اساسی تمامی نوع بشر ذکر شده است. اما اینکه این حقوق تا چه میزان رعایت شده و پاس داشته میشود، موضوعیست که در بخشهایی از این مقاله به آن خواهیم پرداخت.

آزادی مطبوعات و رابطه آن با آزادی بیان

آزادی بیان یکی از پذیرفته شده‌ترین اصول حیات سیاسی و اجتماعی در عصر جدید است و در اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده نوزدهم اهمیت حق آزادی بیان و عقیده صراحتا مورد تاکید قرار گرفته است و به عنوان حقی انسانی وغیر قابل سلب از آن یاد می‌شود. ارسطو انسان را حیوان ناطق ذکر می کند و این بدان معناست که وجه فصل انسان از حیوان همین قوه بیان و اشتراک گذاری معلومات و کسب و اشاعه آگاهی‌هاست. پیتر جونز به عنوان یکی از مدافعان آزادی بیان سه دلیل عمده برای دفاع از این حق، ذکر می کند، او می گوید :”آزادی بیان یکی از پذیرفته‌ترین اصول حیات اجتماعی در عصر جدید است. سه دلیلی که بیش از همه در دفاع از آن اقامه می‌شود این است که آزادی بیان اولا اساس جستجوی حقیقت است، ثانیا یکی از عناصر بنیادی دموکراسی است و ثالثا یکی از آزادیهایی است که از نظر کرامت و بهروزی انسان کیفیتی تعیین کننده دارد.[5][6]

مطبوعات به صورت لغوی به معنای نوشتجات چاپی است که شامل هر نوع کتاب، مجله و یا روزنامه چاپی می شود و آزادی مطبوعات به این معناست که مانعی بر سر نگارش، نشر، انتقال و دریافت اینگونه نوشتجات نباشد. دکتر کاظم معتمدنژاد در مقاله‌ی خود، آزادی مطبوعات را به دو صورت عام و خاص تعریف می کند. از نظر ایشان آزادی مطبوعات در مفهوم عام به معنای “جستجو ،جمع آوری و کسب آزادانه اخبار و اطلاعات و عقاید عمومی، انتقال و مخابره آنها، انتشار آزادانه روزنامه‌ها و پخش آزادانه برنامه‌های رادیویی و تلوزیونی و دریافت و مطالعه آزادنه مطبوعات” است. اما در معنای خاص آزادی مطبوعات بدین صورت تعریف می شود: “نشر آزاد روزنامه ها و سایر نشریات دوره‌ای بدون هیچ گونه محدودیت و نظارت قبل از انتشار، عدم توقیف و تعطیل خودسرانه آنها بعد از انتشار، پیش بینی دقیق ضوابط مسئولیتهای قانونی نشریات و رسیدگی به تخلفات و جرایم احتمالی آنها در دادگاههای عادی دادگستری…”[7]

مطبوعات به عنوان یکی از مهم‌ترین روش‌های انتشار نظرات و بیان دیدگاه‌ها، از بارزترین جلوه‌های آزادی بیان به شمار میروند. بنابراین می‌توان گفت که آزادی مطبوعات ارتباطی مستقیم با آزادی بیان دارد و حق دسترسی تمامی افراد بشر به درست‌ترین اخبار داخلی و خارجی و همچنین انتشار دیدگاه‌ها و نظرات فردی در زمینه تحولات بین‌المللی، عقاید، اتفاقات داخلی، بیان اعتراضات و ارائه راه‌حل‌ها، از حقوق اساسی انسانی در جوامع آزاد محسوب می‌گردند.

مطبوعات در ایران و فشارهای حکومتی بر مطبوعات

میرزا صالح شیرازی را اولین روزنامه‌نگار به سبک امروزی در تاریخ ایران می‌دانند که در زمان محمدشاه “کاغذ اخبار” را به صورت ماهانه به چاپ می‌رساند. پس از وی در سال سوم از پادشاهی ناصرالدینشاه “وقایع اتفاقیه” توسط امیرکبیر انتشار یافت که اگر چه هر دو این نشریات “روزنامه” خطاب می‌شوند، کاغذ اخبار به صورت ماهیانه و وقایع اتفاقیه به صورت هفتگی چاپ می‌گردید و هر دو این نشریات ، نشریاتی دولتی بودند که از همان ابتدا تحت نظر حکومت و مطابق با امیال شخص شاه به چاپ می‌رسیدند. حتی با وجود انتشار چندین روزنامه دیگر در ایران این روند همچنان ادامه داشت، به گونه‌ای که این روزنامه‌ها ، کاملا حکومتی و دولتی بودند و به هیچ نحو در آنها به ضعف‌های حاکمیت پرداخته نمی‌شد و دیدگاه‌های نویسندگان به صورت آزادانه مطرح نمی‌گردید (روزنامه‌هایی که خارج از ایران به زبان فارسی چاپ می‌شدند نظیر روزنامه اختر[8] از این قاعده مستثنی بودند) . تنها پس از انقلاب مشروطه بود که روزنامه‌نگاران به دور از تملق‌گویی‌های درباری به بیان انتقاد از اوضاع حکومت پرداختند. هرچند با تعطیلی مجلس این روند سرکوب گردید و دو تن از معروفترین نگارندگان این روزنامه‌ها یعنی میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و شیخ احمد روح القدس، که تندترین انتقادها را از شخص شاه و وضعیت کشور در نوشته‌های خود بیان می‌نمودند، در باغ شاه به قتل رسیدند. داستان این دو نفر، همانند داستان تاریخ مطبوعات ایران است که همواره در دوره‌های مختلف به شکل های متفاوت با سانسور روبرو شده و آزادی‌خواهان به شدیدترین نحو ممکن سرکوب شده‌اند.

این دو بیت زیبا از فرخی یزدی به خوبی نشان دهنده وضعیت روزنامه‌نگاران ایران در طول تاریخ بیش از ۱۷۰ ساله‌ی خود است که گاهی مجبور به سکوت می شوند:

تا قلم نگردد آزاد، از قلم نمی‌کنم یاد                گر قلم شود ز بیداد، همچو خامه هر دو دستم

گر زنم دم از حقایق، بر مصالح خلایق              شحنه می کشد که رندم، شرطه می کشد که مستم[9]

فشار اقتصادی بر روزنامه‌ها و سوبسیدهای حکومتی

در دوران‌های مختلف تاریخ ایران ، دخالت حکومت بر فعالیت مطبوعات و وارد کردن فشار به روزنامه‌نگاران مخالف حکومت ، تنها محدود به تهدید و زندانی کردن و قتل روزنامه‌نگاران نبوده است. حکومت از روشهای مختلف نظیر اختصاص سوبسید به کاغذ، خرید روزنامه‌های طرفدار حکومت، جلوگیری از چاپ، توقیف واعمال فشار اقتصادی بر روزنامه‌های مخالف خود سعی بر آن نموده است که تیراژ روزنامه‌های طرفدار را تا حد ممکن بالا برده و از انتشار روزنامه‌هایی که کوچکترین زاویه‌ای با حاکمیت دارند، جلوگیری نماید. خصوصا در سالهای اخیر با بالا رفتن قیمت کاغذ بسیاری از روزنامه‌هایی که سعی بر آن داشتند که در این فضای خفقان‌آور سیاسی در جمهوری اسلامی تا حدودی استقلال قلم خود را حفظ نمایند و به صورت خصوصی روزنامه خود را انتشار دهند تعطیل شده اند که از جمله این روزنامه ها می توان به “جامعه فردا” ، “همبستگی” و “اقتصاد پویا” اشاره کرد. امیر عباس نخعی مدیر مسئول روزنامه همبستگی درباره علت تعطیلی روزنامه خود و نگاه متفاوت حکومت به روزنامه‌های دولتی و خصوصی می‌نویسد:” دیگر گفتن ندارد، همه می‌دانند که مطبوعات حال و روز خوبی ندارند اما کسی کاری نمی‌کند و شاید هم کسی نمی‌تواند کاری انجام دهد. مگر حال نشریات کاغذی را می توان از حال اقتصاد کشور جدا کرد ….شما در یک نشریه خصوصی دغدغه چاپ، کاغذ، توزیع، فروش و دیده شدن دارید اما در نشریات متصل به بودجه عمومی مهم نیست که هزینه‌هایتان چقدر است فقط منتشر می‌شوید که باشید و صد البته در راستای منویات هم گام بر می‌دارید. مشکل دیگر نشریات بخش خصوصی این است که راحتتر از نشریات بخش دولتی در تیررس توقیف قرار می‌گیرند و به همین دلیل دست به خود سانسوری‌های گسترده می‌زنند و در عصر ارتباطات و دوره‌ای که کانالهای تلگرامی اخبار را در سیطره خود درآورده‌اند مردم در نشریات خصوصی حتی به دنبال ارایه تحلیل هم نیستند، چرا که می دانند تحلیل بی سانسور نمی‌یابند. “همبستگی” در این دوره نیز ناخواسته و تنها به دلیل مشکلات مالی و اقتصادی که دامنگیر همه است، در سکوت به خاموشی می رود. امید است چراغ نشریات بخش خصوصی (و نه تنها دولتی و وابسته به بودجه عمومی) پرفروغ شود.داریم باز می‌گردیم. باز می گردیم به عصری که همه منتظر انتشار دو روزنامه بودند و بس.”[10]

نوشته آقای نخعی به خوبی مشکلات روزنامه‌های خصوصی امروز از قبیل فشارهای اقتصادی، سانسور و توقیف‌ها را نشان می‌دهد، مسائلی که شامل روزنامه‌های حکومتی نظیر “کیهان” و “اطلاعات” نمی‌شود.

همانگونه که قبلا بیان شد، این فشارها جدای از دستگیری‌ها، شکنجه‌ها و حتی قتل‌هاییست که روزنامه‌نگاران مستقل با آنها دست به گریبانند و طبق گزارش گزارشگران بدون مرز ایران سالهاست که جزو خفقان آورترین کشورها در رابطه با زندانی نمودن روزنامه نگاران بوده است.

رسانه‌های جمعی، تحولات تکنولوژی و آزادی بیان

در دهه‌های اخیر با ظهور اینترنت و فراگیر شدن آن، اشکال سنتی مطبوعات که به صورت کاغذهای چاپی در میان مردم رایج بود، در بسیاری از موارد جای خود را به صفحات اینترنتی و کتابهای الکترونیک داده‌اند و خبرنگاری که امری حرفه‌ای و تخصصی محسوب می شد به یاری تلفنهای هوشمند به امری همگانی تبدیل شده و امروزه شهروند خبرنگاران زیادی را در سراسر جهان می بینم که با در دست داشتن گوشیهای همراه خود به سادگی اطلاعات مختلف و وقایع و رخدادهای متفاوت را در شبکه‌های اجتماعی در معرض دید عموم قرار می‌دهند.

پیدایش رسانه‌های عمومی و شهروند-خبرنگارانی که فیلم اجتماعات مردمی و رخدادهای اجتماعی را انتشار می‌دهند، در بسیاری از موارد توانسته عدم پوشش رسانه‌های ملی را جبران نموده و صدای معترضان را به گوش مسئولین برساند و فعالیتهای خبرگذاریهای وابسته به حکومت در جهت انحراف افکار عمومی نسبت به مشکلات مردم را خنثی نمانید.

از جمله پیامدهای اصلی این روند این است که دیگر حکومتهای سرکوبگر و دیکتاتور نمی توانند با زندانی کردن تعدادی از خبرنگاران حرفه‌ای و پوشش ندادن اخبار مربوط به اعتراضات مردمی، جلوی آزادی بیان و مطبوعات را به صورت کامل سد نمایند. اگر چه ارعاب و تهدید سلاح همیشگی نظام های سرکوبگر بوده‌است و این سلاح ها شاید باعث ترس عده‌ای شوند و جریان اطلاعات را با مخاطره همراه سازند،اما نمی‌توانند مانعی همیشگی در مقابل انتقال اطلاعات گردند.

آزادی بیان به عنوان یک مسئولیت اجتماعی

بنا بر نظریه حقوق طبیعی، انسان دارای حقوقی غیر قابل سلب است که نمی توان آن حقوق را از وی منتزع نمود و یکی از این حقوق اساسی، آزادی بیان و عقیده است که به شخص این حق داده میشود که نظریات و دیدگاه های خود را آزادانه بیان کرده و آنها را با دیگران به اشتراک بگذارد و دیدگاه‌های دیگران را نیز بشنود، اما نکته‌ای که شاید در مباحث امروزی حقوق بشر کمتر به آن توجه می‌شود، بحث همرای وظیفه با مسئولیت است. تمامی ما در قبال حقوقی که به ما اختصاص می‌یابند مسئولیت‌هایی را بر عهده داریم که باید در قبال جامعه و افراد آن، آنها را ادا نمائیم. از جمله این مسئولیتها از دیدگاه نگارنده‌ی این سطور، ابراز آزادانه نظریات و به اشتراک گذاشتن دیدگاه‌ها و عقاید به عنوان عضوی از اعضای جامعه است. عبدالبها عباس[11] عنوان می دارد که “حقیقت شعاع ساطع از تصادم افکار است”[12] پس برای درک حقیقت باید هر یک از اعضای جامعه به عنوان عناصری فعال و پویا، نظریات خود را بیان نموده و آنها را با دیگر افراد اجتماع به اشتراک گذارند تا بتوان به درکی روشن تر از حقیقت دست یابند.

افشای اسناد محرمانه، آزادی بیان یا آسیب به منافع عمومی

بحث افشای اسناد محرمانه در سالهای اخیر و پس از شکل‌گیری وب‌گاه ویکی‌لیکس به صورتی جدی وارد ادبیات مطبوعاتی و سیاسی شده‌است و بحثی داغ را ایجاد نموده که آیا افشای این اسناد، حمایت از آزادی بیان است و یا باعث آسیب دیدن منافع عمومی می‌گردد. این وب‌گاه در سال۲۰۰۶ افتتاح گردید و تا به حال برنده جوایز بسیاری در زمینه رسانه آزاد گردیده است که از آن جمله می توان به جایزه آزادی رسانه‌های جدید در سال۲۰۰۸ از سوی مجله اکنومیست و جایزه رسانه‌های بریتانیا از سوی سازمان عفو بین‌الملل در سال۲۰۰۹ اشاره کرد.[13]

با توجه به فساد موجود در سیستم‌های حکومتی در اکثر کشورهای جهان و منفعت پرستی بیش از حد رهبران کشورهای مختلف، افشای اسناد محرمانه‌ی حکومتی به صورت امری مطلوب خود را نشان داده است. افشای این اسناد در بسیاری از مواقع ظاهر سازیهایی را که بسیاری از رهبران دنیا برای عوام فریبی انجام می دهند را نقش بر آب می کند، از جمله این موارد می توان به افشای آموزش شبه‌نظامیان توسط ایران و شکنجه زندانیان در عراق با آگاهی مقامات ارشد آمریکایی اشاره کرد که در موارد مختلف ایران و آمریکا این موضوعات را رد می‌نموده اند.

اما افشای این اسناد مخالفینی نیز دارد که بر این باورند که افشای اسناد محرمانه می تواند تبعاتی را به همراه داشته باشد. مانند ضربه پذیر شدن حکومتها در مقابل تروریسم، به طور مثال بنا بر نظر مقامات عالی‌رتبه ارتش آمریکا افشای اسناد مرتبط با حمله به عراق و افغانستان می‌تواند جان سربازان آمریکایی را به خطر انداخته وباعث بروز دشمنی میان مردمان محلی و سربازان شود.

اما شاید در کفه ترازوی ارائه یا عدم ارائه اینگونه اسناد، بتوان ادعا کرد که مزایای ناشی از افشا بیشتر است و این نگرش را در سیاستمداران بوجود آورد که باید جوابگوی تمامی اعمالشان حتی پشت پرده‌ترین آنها باشند. شاید که این آگاهی از امکان افشای اعمال سبب گردد تا شفافیت و پاسخگویی بیشتری را از سوی سیاستمداران جهان شاهد باشیم.

آزادی بیان امری جهان‌شمول یا منطقه‌ای

سوالی که در بسیاری از مواقع پیش می آید آن است که آزادی بیان چه محدودیت‌هایی دارد و آیا انتشار هر نوع اطلاعاتی را می توان آزادی بیان نامید؟ و آیا این آزادی با توجه به فرهنگهای مختلف، می‌تواند متفاوت باشد یا آنکه خیر؟ اگر بخواهیم آزادی بیان و انتشار اطلاعات را به عنوان امری عمومی و از حقوق اساسی انسانها ببینیم با توجه به نظریه حقوق طبیعی و یکی بودن مقام و شان انسانی بدون در نظر گرفتن نژاد، جنس، ملیت و مذهب، باید به این موضوع اشاره کنیم که آزادی بیان امری جهان‌شمول و همگانیست که برای تمامی مردم جهان به صورت مشترک باید وجود داشته باشد.

اما نکته‌ی دیگری که باید آن را در نظر داشت، انتشار مطالبیست که شاید با بسیاری از فرهنگها مغایرت داشته باشد مانند نوشته‌ها و مطالب پورن که بعضی افراد انتشار مطالب و یا فیلمهای در این زمینه را امری مطابق با آزادی بیان می‌دانند اما این موضوع با بسیاری از فرهنگها، مخصوصا در شرق منافات دارد و برخی معتقدند که باید جلوی انتشار اینگونه مطالب گرفته شود. یا تبلیغاتی که در زمینه حرکتهای انتحاری و کشتار مردم صورت میپذیرد و واضح است که کسانی که این عمل را انجام می‌دهند بر این باورند که بر حقند و باید آزادانه بتوانند مرام خود را تبلیغ نمایند.

آنچه که به نظر می‌رسد آن است که باید این موضوع به گفتمانی عمومی و جهانی تبدیل شود تا همه مردم دنیا با توجه به فرهنگ‌ها و عقاید مختلفشان بتوانند در آن وارد شده و نظر بدهند که آزادی بیان تا چه حد ضروریست و حدها و چارچوب‌های آن مشخص شود.

نتیجه‌گیری

آنچه که در این مقاله به آن پرداخته شد مسئله آزادی مطبوعات بود و این موضوع مورد اشاره قرار گرفت که میان آزادی بیان و آزادی مطبوعات رابطه‌ای مستقیم وجود دارد و همانگونه که آزادی بیان حق طبیعی تمامی انسانهاست، آزادی مطبوعات نیز حقی همگانی و طبیعی برای تمامی مردمان است.

تاریخچه‌ای کوتاه از نشر مطبوعات در ایران بیان شد و مشکلاتی که در طول تاریخ بیش از ۱۷۰ ساله‌ی نشر روزنامه در ایران، روزنامه‌نگاران با آن دست به گریبان بوده اند و مشکلات و فشارهایی که حکومت در تمامی این سالها به خبرنگاران و اهل جراید وارد می آورده و با شدتی بیشتر در این حکومت وارد می‌آید و مسئله فشارهای اقتصادی و اختصاص سوبسید به عنوان اهرم فشار بر روزنامه‌های مستقل و امتیازی برای روزنامه‌های وابسته.

در ادامه به تاثیر تکنولوژی و فضای اینترنت بر آزادی بیان اشاره شد و اینکه تا چه حد تکنولوژی و حضور شهروند-خبرنگاران توانسته است که عدم اطلاع رسانی و سانسورهای حاکمیت را جبران کرده و وقایع و اعتراضات و مشکلات جامعه را بازتاب دهد و اینکه افشای اسناد محرمانه چه رابطه‌ای با آزادی بیان دارد و تا چه حد می تواند مفید باشد.

مسئله‌ی دیگری که به آن پرداخته شد ، موضوع آزادی بیان به عنوان یک مسئولیت اجتماعی بود که از نظر نگارنده باید مورد توجه تمامی افرادی که در زمینه حقوق انسانی فعالیت می‌نمایند، قرار گیرد، زیرا هر حقی نوعی مسئولیت نیز برای انسان به همراه دارد و توامانی این دو یعنی حقوق و مسئولیتهاست که جامعه را پویا و زنده و سالم نگه می‌دارد.

و در نهایت آخرین موضوعی که راجع به آن نگاشته شد، مسئله جهانشمولی آزادی بیان و یا محدودیت‌ها و تفاوت معنی آن در فرهنگ‌های مختلف بود که از نظر اینجانب اگر چه آزادی بیان امری جهانشمول است اما باید تفاوتهای فرهنگی مد نظر قرار گرفته و مسائلی مانند پورنوگرافی و پورن‌نگاری و مواردی مانند تبلیغ مرامهای افراطی مورد توجه قرار گیرند و آنها را در حیطه آزادی بیان وارد ننمائیم.

آنچه که به عنوان سخن آخر می‌توان بیان نمود آن است که مبارزه برای آزادی قلم و آزادی بیان، مبارزه‌ای دائمی بوده‌است از سوی دگراندیشان برای روشن شدن فکر مردم و بهبود شرایط اجتماعی و سیاسی، به آن امید که روزی جوامعی متفکر و پویا داشته باشیم که در آن هیچ انسانی را به علت تفاوت اندیشه و نگاهش محکوم نمی‌نمایند و هیچ اهل قلم و دگراندیشی در حبس نیست.

منابع:

۱-مقاله آزادی بیان و آزادی مطبوعات یک حق انسانی است-نوشته:میادورنارت-ترجمه اسماعیل حدادیان مقدم- فصلنامه رسانه- بهار ۱۳۸۸۰

۲-اعلامیه جهانی حقوق بشر

۳-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

۴-ماهنامه بازتاب اندیشه- مقاله به قلم پیتر جونز-ترجمه عزت الله فولادوند-اسفند۸۳ و فروردین۸۴

۵-مقاله چرا آزادی بیان مهم است- پیتر جونز- ترجمه فولادوند-ماهنامه دادنامه-آبان۱۳۸۹

۶-مقاله ارکان حقوقی آزادی مطبوعات-دکتر کاظم معتمدنژاد با همکاری دکتر رویا معتمدنژاد-مجله رسانه-تابستان۱۳۷۷

۷-کتاب دیوان اشعار ملک الشعرای بهار جلد اول- انتشارات امیرکبیر-چاپ چهارم

۸-کتاب دیوان فرخی یزدی-به کوشش حسین مکی-ناشر:شرکت کتاب

۹-مقاله برای یک خاموشی-روزنامه همبستگی-امیر عباس نخعی سر دبیر

۱۰-کتاب منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبها- جلد یک-صفحه ۸۴

۱۱-مقاله نگرشی بر روند افشاگری ویکی لیکس-مهدی کاردوست-ماهنامه رویدادها و تحلیل ها- شماره۲۵۳

۱۲-مقاله شاخص های آزادی مطبوعات-غلامرضا آذری-ماهنامه دادنامه-آبان۱۳۸۹

پانویس‌ها:

[1] ملک الشعرای بهار-دیوان اشعار جلد اول-صفحه۷۱۸- انتشارات امیرکبیر-چاپ چهارم

[2] Mia Doornaert روزنامه نگار بلژیکی- متولد۱۹۴۵

[3] مقاله آزادی بیان و آزادی مطبوعات یک حق انسانی است-نوشته:میادورنارت-ترجمه اسماعیل حدادیان مقدم- فصلنامه رسانه- بهار ۱۳۸۰-صفحه۱۱۶

[4] اعلامیه جهانی حقوق بشر-ماده نوزدهم

[5] ماهنامه بازتاب اندیشه- مقاله به قلم پیتر جونز-ترجمه عزت الله فولادوند-اسفند ۸۳ و فروردین ۸۴ شماره ۵۹-۶۰

[6] مقاله چرا آزادی بیان مهم است- پیتر جونز- ترجمه فولادوند-ماهنامه دادنامه-آبان ۱۳۸۹-شماره ۶ -صفحه ۵

[7] مقاله ارکان حقوقی آزادی مطبوعات-دکتر کاظم معتمدنژاد با همکاری دکتر رویا معتمدنژاد-مجله رسانه-تابستان ۱۳۷۷ -صفحه ۲۳

[8] روزنامه فارسی زبانی که در استانبول از ۱۲۹۲ الی ۱۳۱۳ قمری به چاپ می رسید با مدیریت محمد طاهر تبریزی

[9] دیوان فرخی یزدی-به کوشش حسین مکی-ناشر:شرکت کتاب-صفحه ۱۶۷-

[10]    روزنامه همبستگی- مقاله برای یک خاموشی-امیر عباس نخعی سر دبیر

[11] (۱۸۴۴-۱۹۲۱)جانشین حضرت بهالله موسس آئین بهائی

[12]کتاب منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبها- جلد یک-صفحه ۸۴

[13] مقاله نگرشی بر روند افشاگری ویکی لیکس-مهدی کاردوست-ماهنامه رویدادها و تحلیل ها- شماره ۲۵۳ -صفحه ۳۵

به دوستان خود بگویید!
Share

نظر شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید