به دوستان خود بگویید!
Share

شبکه های اجتماعی

4,952دوستداردوست شو
97دنبال کنندهدنبال کن
274دنبال کنندهدنبال کن
229مشترکمشترک شو

مقاله‌ها

ژورنالها

شهرام کیانی

 

در تاریخ معاصر ایران، زنان علیرغم حضور در صحنه‌های اجتماعی، عمدتاً بواسطه‌ی آنچه تاریخ‌نگاری مرد محور، خوانده می‌شود، در آثارتاریخی کم رنگ جلوه داده می‌شوند. در رویکردهای جدید تاریخ‌نگاری، سعی بر این بوده تا ذیل تاریخ‌نگاری سکسوالیته و جنسیت ایرانی، بر عاملیت و نقشِ زنان در جریان‌های تاریخی، اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی نیز توجه شود. بر این اساس توجه به شخصیت زنانِ فعال در عرصه‌ی عمومی اعم از نویسندگان، روشنفکران، سیاسیون، هنرمندان وحتی ورزشکاران نیز توجه بسیار شده است. حوزه‌ی تاریخ و مطالعات زنانِ ایرانی بواسطه‌ی حضور زنانِ مُحقق و پژوهشگر، تاریخ به حاشیه رانده شده‌ی زنان را روایت می‌کند. در این روایت بر چگونگی تحولات جنسیت وساخت اجتماعی سکسوالیته‌ی ایرانی توجه ویژه می‌شود. این تحولات با اتخاذ یک رویکرد “برساختگرایی اجتماعی”1، بازاندیشی، تغییرات دنیای جنسیت و سکسوالیته ایرانی را ردگیری می‌کند. در تاریخ اجتماعی-سیاسی ایران، زنان تأثیرگذار بسیاری  حضور دارند. در این مقاله سعی بر این است تا دو تن از زنان تاثیرگذار بر حیات اجتماعی و فرهنگی ایران را در رویکردی تطبیقی- مقایسه‌ای و بر محوریت تحلیل گفتمانی، مورد بررسی قرار دهیم. 

بی‌بی خانم استرآبادی  

بیوگرافی 

آن طور که از دیباچه‌ی کتاب “معایب الرجال” استرآبادی بر می‌آید. “بی‌بی خانم استرآبادی” در سال 1230 شمسی متولد شده است. نام پدر خود را “محمد باقرخان”، سرکرده سواره استرآبادی می‌نامد. پدر وی در لشکرکشی‌های سالانه لشکرحکومتی “ناصرالدین شاه” برای سرکوب ترکمنان، موسوم به “جنگ‌های ترکمانیه” کشته یا به تعبیر بی‌بی خانم، شهید شده است. مادرش را دختر “آخوند ملاکاظم مجتهد مازندرانی” می‌خواند. مادرش  بعد از فوت پدربزرگ بی‌بی خانم، در شهر بارفروش (بابل امروزی)، حدود سی سال در اندرونی و حرم شاه خدمت‌گذار “شکوه السلطنه” همسر ناصرالدین شاه و مادر “مظفرالدین شاه” بوده است. 

بر اساس حدیث نفسی که او از خود در این کتاب شرح داده است، معلوم می‌شود. موسی نامی از مهاجران “قراباق” در حوالی 1259 شمسی، علیرغم اینکه از بی‌بی خانم کوچک‌تر است، دل بر او می‌بندد. این دلدادگی دوجانبه با ممانعت مجتهد مازندرانی  دایی بی‌بی خانم مواجه می‌شود. نهایت پس از چهار سال مادر بی‌بی خانم رضایت برادرش را جلب می‌کند و وصلت صورت می‌پذیرد. حاصل این ازدواج در طی نه سال، بی‌بی خانم را صاحب چهار پسر و دو دختر کرد. (نجم آبادی 1370). 

در برخی از آثار در شرح حال بی‌بی خانم استرآبادی ضمن تالیف کتاب معایب الرجال، تأسیس “مدرسه‌ی دوشیزگان” و حتی تأسیس یک انجمن زنان را نیز بدو نسبت می‌دهند. “افسانه نجم‌آبادی” در ویراست خود از کتاب معایب الرجال در پیش‌گفتار نسبتاً بلندی که بر این اثر نگاشته، در نقد این روایات برمی‌آید. 

نخست وی با تاکید بر روایت “فخری قویمی” در کتاب “کارنامه‌ی زنان مشهور ایران” اشاره دارد که موسس مدرسه دوشیزگان که به سال 1284 شمسی تاسیس شده است، “بی‌بی خانم وزیر اف” همسر “موسی خان میرپنج” است. قویمی در کتاب خود با تفکیک این دو شخصیت بر این موضوع صحه می‌گذارد. گزارش‌های امتحانات این مدرسه در 1285 شمسی در روزنامه “حبل المتین” نیز گواهی بر این موضوع است. نجم آبادی اشاره دارد که چگونه “عبدالحسن ناهید” در اثر خود “زنان ایران در مشروطه” این دو شخصیت را بدون ارائه‌ی اسناد، یکی دانسته و تأسیس مدرسه دوشیزگان و پیامدهای ناشی از حرام دانستن فعالیت آن توسط “شیخ فضل ا.. نوری” و سپس صدور تکفیر نامه “سید علی شوشتری” را به پای بی‌بی خانم استرآبادی می‌نویسد. همچنین “عذرا عقیقی بخشایشی” بی‌بی خانم استرآبادی را در شمار زنان خوش‌نویس در نظر می‌گیرد.(نجم آبادی 1370). 

معایب الرجال 

معایب الرجال، رساله‌ای در ردِ نگاشته‌ای بی‌نام، مردمَدار و زن‌ستیز به نام “تأدیب النسوان” تحریر شده است. نویسنده تأدیب النسوان نامشخص است. این کتاب در راستای معرفی سلوکِ زنان نگاشته شده است. در این اثر زن، وسیله‌ی لذت مرد معرفی شده و موقعیتی فرودستانه، برای زنان به تصویر کشیده شده است. بی‌بی خانم استرآبادی در معایب الرجال در پاسخ به آن کتاب در بخش نخست اثر خود، استدلالات کتاب مذکور را رد کرده و در بخشی دیگر با واژگون‌سازی ایده‌ی مرکزی نویسنده تأدیب النسوان، مردان را عامل شرایط نامطلوب موجود، برای زندگی زنان و خانواده در نظر می‌گیرد. این دو رساله اطلاعات چندی در رابطه با شرایط اجتماعی زنان و ساختار اجتماعی سکسوالیته، اخلاق جنسی و گفتمان موجود در دوران استرآبادی را باز می‌نمایند. 

تفکیک فضای جنسیتی در دوسویه‌ی “همجنس پرواز” 

نجم آبادی اشاره دارد که در روزگار بی‌بی خانم، جامعه متشکل از دو فضای تفکیک شده زنانه و مردانه است. او این فضاها را با محوریت زن‌آمیز و مردآمیز بودن، از یکدیگر تفکیک می‌کند. زنان غالباً در محیط‌های اندورنی، این فضای کاملاً زنانه را تشکیل داده بودند. به همان سیاق مردان در صحنه‌ی اجتماعی و بیرونی در نوعی فضای مجزا و هم‌جنس‌دوستانه2 و مردمَدار زیست می‌کنند. خانواده با کارکرد مشخص تولید مثلی و رابطه‌ی زناشویی نیز بر این منوال می‌چرخد.(نجم آبادی 2005 ). 

 رساله ماهیتی طنزآلود دارد و از طرفی نوعی نقد شرایط اجتماعی موجود است. آن‌طور که بی‌بی خانم اشاره دارد زنان معدودی که عمدتاً در فضای درونی حرم سرای شاهی زیست می‌کنند، دستی بر قلم و به تعبیر او “هنوز از ناطق مدد” می‌گیرند. به نظر می رسد همین ارتباط با اندرونی شاهی، موجبات تعالی شخصی و قوای نگارش رساله را برای بی‌بی فراهم نموده است. مبنای استدلالات واژگون ساز بی‌بی خانم، ناشی از تعلیمات الاهیاتی-اسلامی و ادبیاتی اوست. به‌طوری‌که وی با یاری جستن از آیات و احادیث و اشعار شعرای ایران، قرائتی متفاوت و زن‌مدار را از این منابع، مطرح کرده است. حکایات نیز بعنوان مثال‌های اجتماعی نظرات او را تقویت می‌کند. برای مثال وی بر نسبی بودن پذیرش حکمت الهی و ارائه‌ی تأویلی زن‌مدارانه در مطلب زیر می‌گوید: 

(( هرچند به مرتبه مردان، به مقتضای ادله و برهان و آیات قرآن، از مردان برتری و بالاتری دارند. قال الله تبارک و تعالی((الرجال قوامون النساء))الی آخر آیه. ولی نه هر مردی از زنی فزون تر است و نه هر زنی از مردی فروتر. مریم و زهرا ص، آسیه وخدیجه کبری از زنان اند. فرعون و هامان و شمر و سنان از مردان…. تمامی امورات  دنیایِ دنی بالنسبه، اضافی و نسبی اند.))( نجم آبادی 1371). 

وی در پی رد آیات و کلام الهی و دین نبوده است. تنها سعی او بر این است که تا حد امکانش تفسیر مرد سالارانه از منابع را واژگون کرده و بابی برای تاویل‌های زن‌مدارانه بگشاید. از این دست نمونه‌ها در معایب الرجال درج شده است. 

بی پروایی در سخن و بیان تمنیات جسمانی و جنسی و به کار بردن نام اعضایی از بدن که در فرهنگ غالب هوس آلود و جنسی در نظر گرفته شده والبته بدون ابراز شرم، از خصوصیات معایب الرجال است. به عبارت دیگر جدایی فضاهای زنانه و مردانه این امکان زبانی را فراهم نموده است تا زنان بی پروا و دور از آنچه امروزه زبان و مفاهیم نافی عفت وخلاف پاکدامنی تلقی می‌شود، بهره ببرند. در گفتمان سنتی زن، عقب مانده، بی هنر، موجودی از برای لذت مرد، مکار و جاهل و خرافاتی تلقی می‌شد. این زن جایگاهش در اندورن خانه و هم‌دم شدن با کنیزکان ودر ارتباط‌هایی نظیر “خواهرخواندگی” است. کارکرد خانواده و نقش زن گویا تنها در رابطه با خانه‌داری و تولید مثل خلاصه شده بود. 

از سوی دیگر فضاهای مردآمیز که صحنه‌‌ی اجتماعی و بیرونی را در تسخیر خود دارد نیز بسیار هم‌جنس‌دوستانه است. به‌طوری‌که بسیاری از محققین از جمله “احسان یار شاطر”،”سیروس شمیسا”،”افسانه نجم‌آبادی” و “ژانت آفاری” در پژوهش‌های خود به نقش‌های “اَمرد” و “مُخنّث” بعنوان آبژه‌های جنسی و پسران نوخط بعنوان معشوقان و ابژه‌های رمانتیک تا نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم اشاره دارند. به نظر می‌رسد در ساخت اجتماعی سکسوالیته ایران در زمان بی‌بی خانم، معشوقگان مرد و اَمردان و به طور کلی هم‌جنس‌دوستی جهان بیرونیِ مردانه را شکل می‌داده است. بی‌بی خانم در بخش‌هایی از این رساله این فضای مرد‌آمیز و پیامدهای منفی آن بر زیست زنان را مورد انتقاد قرار می‌دهد. او در ابتدای متن در توصیه به زنان و خواهران خود، ایفای نقش و وظایف زنانه را در قبال شوهر، اینگونه مشروط می‌کند: 

((اما ای خواهران دینی من! در صورتی این نصیحت‌ها را بجا بیاورید که شوهر مومن و صالح و پیرامون معصیت نگردد و با زن خوش سلوکی و مهربانی نماید. تکلیف مالایطاق نفرماید. بهانه جوئی و ایرادگیری پیشه خود نکند. سفاکی و بی باکی را شعار خود نداند. لج باز و رفیق باز و از خانه فراری نباشد. زن دوست و نه اَمرد باز باشد. و یا آنکه چون مردان بی غیرت بدون جهت زن طلاق دهد. اگر به این صفات متصف نشد. البته البته هر چه زودتر بهتر در خلاصی خود سعی نمایی که هرچه زود خلاص شوی دیر است. تا جوانی و پیر نشده‌ای، گرفتار بنات و بنین نگشته، خود را مستخلص نما)).( نجم‌آبادی 1371). 

مطالبات بی‌بی خانم استرآبادی 

همانطور که وی اشاره دارد در همین محافل زن‌آمیز بوده است که عده ای از زنان درپی، بی وفاییِ شوهر و متصف به صفت های غیر اخلاقی فوق، دست به دامان بی‌بی شده تا ردیه ای بر کتاب تآدیب النسوان که به مدعی نویسنده بر علیه زنان، نگاشته شده است بنگارد. در پایان اثر، خود بی‌بی خانم نیز تجربۀ شخصی خود را در رابطه با بی وفایی همسر خویش روایت می‌کند. به هر روی آنچه استرآبادی در پی آن است، واژگون‌سازی ایدۀ مردسالارانه است که زن را موجودی فرودست و جاهل می‌داند. بی‌بی خانم با روایت و حکایت مجالس مردانه، مردانِ ناصالح را افرادی بی‌تفاوت و بی‌تعهد به زن و زندگی، شراب خوار و عیاش و آلوده به مخدرات و الواط و اوباش در نظر می‌گیرد. و علل عقب‌ماندگی زنان و آنچه در تادیب النسوان جهالت و نادانی زنان در قبال شوهران می‌داند را به مردان باز می‌گرداند. این “بازگرانیدن اتهام”، تمامی عقب‌ماندگی‌ها و زیستِ دشوار و آلوده ایرانیان را متوجه مردان می‌کند. 

رساله معایب الرجال به تعبیر نجم آبادی بسان رساله‌های نوگرایی که بعد از وی تا به امروز نگاشته شده است نیست. چراکه ذیل گفتمان تجدد، زن سنتی در گذر از سنت، ضمن کشف حجاب و مشروط بر رعایت عفت و هوس‌زدایی از پیکره خویش و تلاش جهت تحصیل و رشد از مجرای کسب معارف و تدبیر منزل، در صحنه‌ی اجتماعی با مردان می‌آمیزد و نظم می‌یابد. این گفتمان نوگرا آن کلام شفاهی محیط‌های زن‌آمیز و بی‌پروای پیشینی را طرد کرد. واتخاذ یک زبان و نگارش عفیفانه در میان مردان نامَحرم را جایگزین می‌کند. این تغییر و به نظم در آمدن پیکره‌ی زن، همراه با تاکید بر تربیت مردان دراتخاذ نگاه عفیف در محیط جامعه، ساخت اجتماعی سکسوالیته ایران را نیز دچار تغییر کرد. دگرجنس‌گرا هنجاریت و تاکید بر دوگانه زن/ مرد جایگزین سکسوالیته های پیشینی و گفتمان مسلط شد. اندرونی و بیرونی درهم آمیخت.(نجم آبادی 1371). 

بی‌بی خانم متعلق به گفتمان سنتی است. مطالبات وی و روایت زیست او دالی بر این موقعیت اجتماعی است. او در ارتباط با موقعیت اجتماعی خود، ارتباطش با زنان درباری، تعلق به خانواده‌ای عالم، باسواد و فرهیخته این فضا را در افق دید خود (طبقه الیت) مورد انتقاد قرار می دهد. کاستی‌های مردان در ایفای نقش و تعهدات در برابر زنان و زندگی زناشویی محوریت انتقادات اوست. او بر وضعیت زنان فرنگی و اروپایی آگاه است و در قیاس با موقعیت سنتی ایران این عقب‌ماندگی را ناشی از نبود زمینه‌های اجتماعی لازم می‌داند. نکته‌ی بارز کار بی‌بی خانم اعتراض بر وضع موجود و بازگراندن سبب مشکلات زندگی، به مردان است. اخلاق جنسی فاسد و غیرعاشقانه و مَکر مردان در رابطه با زنان خود، فقر و بی‌مبالاتی مردان در تامین مایحتاج زندگی در کنار رفتار و توجیه آن بر اساس تفاسیر منابع دینی و ادبی به نفع مردان، از عمده‌ترین عللی است که او مطرح کرده است. به عبارت کلی بی‌بی خانم بازگو می‌کند که اگر جامعه فاسد و زنان در ایفای نقش زنانه دچار مشکل و زندگی پر مشقت و اوقات نامیمون است، نه از جانب زنان که از رفتار و عملکرد مردان لاابالی و الواط و بی‌تعهد و رفیق‌باز است. شاید بتوان معایب الرجال و بی‌بی خانم استرآبادی را در آستانه نوگرایی بعنوان مُصلحی در درون سنت و برای بهبود جهان سنت ایرانی در نظر داشت. 

شهلا شرکت 

بیوگرافی 

شهلا شرکت در سال 1334شمسی در اصفهان متولد شده است. وی دارای مدرک کارشناسی در رشته روان‌شناسی بالینی و کارشناسی ارشد مطالعات زنان است. شرکت از روزنامه‌نگاران و فمینیست‌های معروف ایران است. خانم شرکت روزنامه‌نگاری را با مجله‌ی “پویندگان راه زینب” (اطلاعات بانوان قبل از انقلاب 1357 شمسی) آغاز کرد. سردبیر این مجله “زهرا رهنورد” بود. مدتی بعد و با تعطیلی نشریه پویندگان راه زینب، شهلا شرکت به دعوت “سید محمد خاتمی” به “مؤسسه کیهان” رفت و در کنار افرادی مانند “ماشالله شمس الواعظین”، “مصطفی رخ صفت” و”رضا تهرانی” مشغول به کار شد. وی به مدت 10 سال مدیرمسئولی و سردبیری نشریه “زن روز” در کیهان را بر عهده داشت که بعد از خروج سید محمد خاتمی از مؤسسه کیهان، از این موسسه اخراج شد. 

وی در این دوران تغییرات مهمی در این مجله ایجاد کرد. و آن را از نظر حرفه‌ای به سطح بالاتری برد. ولی بعد از ۱۰ سال کار، به دلیل تأکیدی که برروی مسائل فمینیستی  و مسائل جامعه‌ی مدرن داشت از مجله‌ی زن روز اخراج شد. 

پس از خروج وی از کیهان هم‌زمان با انتشار “نشریه کیان” او و تنی چند از اعضای تحریریه‌ی سابق مجله‌ی زن روز، در بهمن 1370 شمسی، مجله‌ی زنان را منتشر کردند. در سرمقاله نخست، مجله‌ی زنان به عنوان  فرصتی جدید برای فعالیت اعضای سابق تحریریه زن روز تاکید شده است. به گفته‌ی خود وی، مجله‌ی زن روز گروه مخاطب وسیعی داشت ولی ماهنامه زنان برای مخاطبان خاص‌تر بود. ماهنامه‌ی زنان نیز بعد از 16 سال فعالیت و 152 شماره انتشار، در تاریخ 8 بهمن 1386 شمسی به جرم “سیاه نمایی و برانگیختن زنان بر علیه مردان” تعطیل شد.(مهرگان 1386). 

    شهلا شرکت در سال 1383 جایزه‌ی “شهامت در خبرنگاری” را از “بنیاد بین‌المللی رسانه‌های زنان” دریافت کرد. در روز جهانی مطبوعات سال ۱۳۸۵، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، شهلا شرکت را به عنوان یکی از پنج روزنامه‌نگار باتجربه و برتر سال معرفی کرده و از او تقدیر کرد. (رادیو فردا 5/3/1384). 

وی در سال 1393 شمسی با بر سر کار آمدن دولت اعتدال‌گرای “حسن روحانی” ،”مجله زنان امروز” را منتشر کرد. ولیکن یک‌سال بعد، این روزنامه به اتهام انتشار مطالبی در رابطه با “ازدواج سفید و اصرار بر حق حضور زنان در استادیوم‌های ورزشی تعطیل شد.”( رادیو فردا 7/2/1394). 

الگوی زن مسلمان و نشریه پویندگان راه زینب 

بعد از انقلاب 1357 شمسی در ایران، روحانیت، شریعت و ایدئولوژی اسلامی-شیعی بر ایران حاکم شد. مجادلۀ زنان بر سر موضوع حجاب اجباری و حضور در صحنه‌های اجتماعی، پس از شروع جنگ ایران و عراق(1359-1367) ذیل سرکوب داخلی نیروهای سیاسی مخالف حکومت و فعالان سکولار، مطالبات زنان نیز سرکوب شد. حکومت ذیل گفتمان اسلامی-شیعی حجاب را اجباری کرد. نقش و الگوی رفتار زن در ایران مرزبندی وهنجارمند شد. رفتارهای خارج از این حدود جرم‌انگاری شد. فعالیت زنان در حوزه عمومی به حداقل رسید. این فراشد بسته شدن فضای عمل‌گرایی و حضور اجتماعی برای زنان، آنان را توأمان ، از طرفی  به حضور فداکارانه در حوزه‌ی خصوصی و نهاد خانواده و از طرف دیگر تلاش در جهت بازپس‌گیری جایگاه اجتماعی خود در قبل از انقلاب فراخواند. 

 در این دوران شخصیت‌های معروف زن مسلمان همچون “اعظم طالقانی”، “گوهر الشریعه دستغیب” و “زهرا رهنورد”، در صحنه سیاسی حضور داشتند. تلاش ایشان ذیل ساخت شخصیت زن مسلمان براساس ایده‌های “مرتضی مطهری” و “علی شریعتی” و در هماهنگی با گفتمان رسمی “نه شرقی و نه غربی” پیگیری شد. براساس این ایده با توجه به الگوی زنان معروف اسلام همچون فاطمه دختر پیامبر اسلام و زینب دخترش، زنان می‌توانند در دو صحنه‌ی اجتماعی و خانوادگی بدون بر هم زدن بنیان‌های اجتماعی فعالیت کنند. در فضای پس از جنگ این ایده در هم شکسته شد. نشریه‌ی پویندگان راه زینب و بعدتر زن روز در این فضای سیاسی-اجتماعی منتشر می‌شد. این مجلات، برای نخستین بار سعی داشتند تا  دعاوی مساوات طلبانه دولت اسلامی و اسلام جریان غالب را با تاکید بر خواسته‌های ابتدایی و غیرسیاسی زنان به چالش بکشند. (بیات 1390). 

 شهلا شرکت خود در ارتباط با تجربه‌ی فعالیت در نشریه‌ی پویندگان راه زینب می‌گوید: 

((چند ويژه نامه را با خانم رهنورد منتشر كرديم، اما بعد از اين كه حادثه‌ی آتش سوزی برای ايشان پيش آمد و من و دو نفر ديگر را به عنوان شورای سردبيری به آقای “دعايی” معرفی كردند، آقای دعايی در پاسخ مي‌گويد، من نشريه را بِدهم دست دو تا دختر بچه، بعد هم به خاطر فشاری كه مردان همكار وارد كردند كه اين ها عكس زنان چكمه پوش اسلحه به دست چاپ می كنند، مقدمات تعطيلی اين نشريه را به بهانه ضرر مالی فراهم كردند و اين نشريه را تعطيل كردند.))(مهرگان 1386). 

همچنین در رابطه با فعالیت  در مجله‌ی زن روز می‌گوید: 

((هميشه فشار می‌آوردند كه نبايد اسم زنانی را كه فعال بودند چاپ كنيم. يادم مي‌آيد خانم “نوش‌آفرين انصاری” كتابي درباره‌ی تاريخ اسلام نوشته بود و كتابِ سال شده بود و از وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم جايزه گرفته بود. آقای اصغری كه سرپرست موسسه شده بودند، از چاپ خبر ايشان جلوگيری كردند، بعد در پايان سال و در بخش مرور خبرها، خبر خانم انصاری را خواستيم كار بكنيم كه باز با عصبانيت جلوی انتشار آن را گرفتند. دليلی هم كه می آوردند اين بود كه خانم انصاری با انصاری كه در رژيم گذشته فعال بوده، فاميل است. بعدها معلوم شد كه آن دو اصلاً نسبتی با هم ندارند. يا يكي از خانم‌هايی كه نماينده مجلس بود، تماس گرفته بود كه عكس مُربا يا ترشيایی كه در بخش آشپزی منتشر كرده‌ايم “غربی” است.))(مهرگان 1386). 

پسا اسلام‌گرایی و مجلۀ زنان 

پس از اخراج شرکت از زن روز، او ماهنامۀ زنان را منتشر کرد. بسیاری، زنان را مجله‌ای روشن‌فکرانه و زنانه می‌دانند که موضوع زنان را در راستای فکری مجله کیان پی می گرفت. در سر مقاله نخست این ماهنامه، رویکرد راهبردی آن اینگونه مطرح شده است: 

((به اعتقاد ما کلید حل مشکلات زن در چهار حوزه نهفته است: دین، فرهنگ، قانون و آموزش. اگر راه‌ها در این چهار مسیر هموار شود، می‌توان به ارتقاء زن و اعتلای جامعه امید بست.))(مجله زنان 1370 ). 

این ماهنامه به تولید محتوا در این چهار حوزه مبادرت ورزید. قرائت‌های زن‌مدار از منابع اسلامی، انتقال مفاهیم فمینیستی و ترجمه‌ی بسیاری از مقالات فمینیست‌های مشهور و بحث‌های سیاسی و حقوقی در رابطه با زنان در ایران به این رسانه چهرۀ تخصصی و روشن‌فکرانه داده بود. بی شک ماهنامه‌ی زنان یک ماهنامه‌ی فمینیستی بود که سعی در بازگشایی فضای اجتماعی و فکری و ارتقای منزلت اجتماعی زنان داشت. 

در پی گذر از دوران اسلام‌گرایی نخست و ظهور تازه و مجدد نواندیشی دینی، مناسبات دین و معرفت و جامعه دستخوش انتقاد و باز اندیشی قرار گرفت. مجله کیان رسانه‌ای بود، که این بازاندیشی را بازنمایی می‌کرد. ماهنامه‌ی زنان با بهره‌گیری از قلم چند نویسنده  زن و مرد نواندیش دینی، در پی بسط و نقد ایدئولوژی اسلامی- شیعی رسمی در رابطه با زنان بود. شهلا شرکت، “مریم بهروزی”، “منیره گرجی” و به‌ویژه مقالات “محسن سعيد‌زاده” (روحانی سابق خلع لباس شده) در به چالش کشیدن قرائت رسمی و پدرسالارانه از دین اسلام در برابر دیدگاه‌های نوین فمینیستی بسیار تاثیر گذار بودند. 

((فمينيسم پسا-اسلام‌گرا با جداشدن از فعالان زن اسلام‌گرا بيان‌گر تركيبی از تقوا و گزينش فردی، يعنی دينی بودن و محق بودن است. اين ديدگاه، دارای یک استراتژی برای تغيير از طريق بحث، آموزش، و بسيج در یک چارچوب گفتاری بوده است كه مفاهيم دينی و سكولار را در هم می‌آميخت. استراتژی پسا-اسلام‌گرا با داشتن يك برنامه‌ی واضح فمينيستی، نه از یک الگوی انتزاعی، بلكه از واقعيت زندگی روزمره‌‌ی زنان نشأت گرفته است. فعالان، اسلام را در كليت‌اش به عنوان نظامی در نظر مي‌گرفتند كه چنان‌چه از دريچه‌ی فمينيستی نگريسته مي‌شد، مي‌توانست حقوق زنان را تسهيل كند. اين فمينيست‌ها با تأكيد بر برابری جنسيتی در همه‌ی حوزه‌ها، استقلال و انتخاب زنان را ارج مي‌نهادند. به نظر آنها فمينيسم بدون لحاظ كردن منشأ آن (خواه عرفی، مذهبی، يا غربی) با انقياد زنان در كل سروكار دارد. غرب ديگر یک هويت يك‌پارچه نبود كه مملو از بی‌اخلاقی و فساد باشد، نظری كه زنان سكولار انقلابی و اسلام‌گرا داشتند.))(بیات 1390). 

شرکت در مصاحبه‌ای در صدمین شماره‌ی ماهنامه‌ی زنان این استراتژی را این‌گونه بیان کرده است: 

((می‌شود هم دین‌دار بود هم با اقتضائات دنیای مدرن کنار آمد. این‌ها تعارضاتی با هم ندارند. البته بستگی به نوع قرائت افراد از دین هم دارد… دین نهادی است که باید از آن انتظارات مربوط به خودش را داشت، حالا هر جا که برای مسائل زنان در دنیای امروز پاسخی داشته باشد می‌توان به آن رجوع کرد.))(مجله زنان  خرداد 1382). 

سویه‌ی دیگر ماهنامه‌ی زنان فعالیت گسترده حقوق‌دانان سکولار برجسته‌ای چون “مهرانگیز کار” و “شیرین عبادی” بود که در فضای بعد از انقلاب به حاشیه رانده شده بودند. شرکت، مجموعه‌ای از این زنان سکولار و برجسته‌ی حقوق‌دان و ژورنالیست‌های خُبره‌ی زن، نظیر “رزا افتخاری” و “پرستو دوکوهکی” را در ماهنامه‌ی زنان گرد هم آورد. شهلا شرکت با انتشار مداوم وبیش از یک دهه و نیمِ ماهنامه‌ی زنان، ضمن فعال نمودن زنان در حوزه‌ی اندیشه و جامعه، منبعی بسیار غنی از مباحث زنان تولید نمود. تقریباً هیچ رسانه و یا تحلیل‌گر اجتماعی نمی‌تواند نقش موثر شهلا شرکت و ماهنامه‌ی زنان را در جریان‌سازی فمینیسم در ایران انکار کند. 

فعالیت‌های سیاسی شهلا شرکت 

دولت اصلاحات سید محمد خاتمی زمینه را برای مشارکت سیاسی گسترده  فراهم نموده بود. از مهمترین اتفاقات سیاسی در این دوران برگزاری “کنفرانس ایران پس از انتخابات” بود که بیشتر به “کنفرانس برلین” مشهور شد. این همایش سه روزه از ۱۹ تا ۲۱ فروردین ۱۳۷۹ شمسی به مدت سه روز از سوی “حزب سبز آلمان” و به دعوت “بنیاد هاینریش بل” در خانه فرهنگ‌های جهان در برلین برگزار شد. برخی از چهره‌های زن و مرد اصلاح‌طلب داخل ایران در این کنفرانس حضور داشتند. شهلا شرکت نیز از شرکت‌کنندگان در این کنفرانس بود. او در بخشی از سخنرانی خود در این کنفرانس گفت: 

((من از ایران می‌آیم. کشوری که حوادث غیرمترقبه آن در طول بیست سال گذشته شگفتی آور بوده. کشوری که مردمش شب را با یک شوک خبری به خواب می‌روند و صبح از زلزله خبر دیگری بیدار می‌شوند.))(مشرق نیوز 19/1/1393 ). 

وی همچنین از امضاءکنندگان بیانیه‌های سیاسی از جمله حمایت از روزنامه نگاران و نمایندگان متحصن مجلس ششم نیز بوده است. 

نمونه‌های دیگر فعالیت‌های او در رابطه با تلاش در جهت پیوستن ایران به كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان،  تلاش جهت حضورزنان در ميدان‌های ورزشی و تشكيل كمپين جمع‌آوری یک ميليون امضاء برای ايجاد تغيير در قوانين نابرابر و اعتراض به موادی از لايحه خانواده بوده است. در حال حاضر شرکت با توقیف ماهنامه‌ی زنان امروز مواجه است. ودر حال حاضر تلاش می‌کند تا در درون جریان آنچه خود جنبش زنان ایران می‌نامد بر سر مسائل حقوقی و اجتماعی زنان تلاش نماید.(روزنامه اعتماد 14/7/1392). 

گفتمان هم‌جنس‌آمیز /گفتمان پسا اسلام‌گرا 

همان‌طور که می‌توان از این دو روایت برداشت کرد، زمانه و موقعیت تاریخی و اجتماعی در رابطه‌ی متقابل با عاملین انسانی و نهادی، هویت مردانه و زنانه و از طرفی ساخت اجتماعی را صورت‌بندی می‌کند. این منظومه‌ی در هم پیچیده در تاریخ، به برساخته شدن هویت‌هایی نظیر بی‌بی خانم استرآبادی و شهلا شرکت در زمانه‌ی متفاوت تاریخی درایران منجر شده است. می‌توان در سطح لغوی بر اشتراکات لفظیِ مُطالبات مورد نظر این دو شخصیت صحه گذارد. ولی در سطح معنا، جهان ذهنی و اجتماعی و آنچه هر یک از این دو شخص تحت تاثیر آن مطالبه می کنند بسیار متفاوت است. همانطور که توضیح داده شد، گفتمان‌های متفاوت، زن‌بودگی‌هایِ متفاوت را در پی دارد. این گفتمان‌ها زبان، اندیشه، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی، زن‌بودگی و منزلت اجتماعی و نوع فعالیت و عملکرد اجتماعی زنان  را در جامعه صورت‌بندی می‌کند. سطور فوق بر تفاوت‌های گفتمانی که در آن هر یک از دو شخصیت مورد نظر زیسته‌اند، تاکید دارد. هریک از ایشان در عین پذیرندگی قواعد گفتمانی زمانه‌ی خویش، سعی در تأثیر بر آن و گشایش و بسط آن گفتمان دارد. البته که گذر زمان و افزایش منابع در دسترس وگسترش ارتباطات و مهمتر از همه تاثیر گفتمان‌های پیشینی بر گفتمان‌های پسینی نیز حائز اهمیت است. بی‌بی خانم استرآبادی و شهلا شرکت فارغ از بُعد فردی و روان‌شناختی، هر یک  گفتمانی با اشتراک جغرافیایی و تمایز تاریخی را نمایندگی می‌کنند. براساس تقسیم‌بندی تاریخی از جنبش زنان ایران، توسط “نیره توحیدی” می‌توان بی‌بی خانم استرآبادی را نماینده زنان قبل از مشروطیت (گفتمان سنتی) و شهلا شرکت را نماینده مراحل دوران اسلام‌گرایان و اسلامی‌سازی(1376-1357) و دوران پسا اصلاحات و عمل‌گرایی(از 1377 به بعد) در نظر گرفت.( 2010). 

منابع: 

1-بیات،آصف.1390.زندگی به مثابه سیاست.ترجمه،فاطمه صادقی.میدان. https://meidaan.com/archive/9197 آخرین بازدید 16/10/2017. 

2-مهرگان،داود.1386.مصاحبه با شهلا شرکت.سرمایه.12 فروردین.  

3-نجم آبادی،افسانه، ویراستار.1371.معایب الرجال.نوشته بی‌بی خانم استرآبادی.تهران:نگرش و نگارش زن. 

منابع خارجی: 

1-Najmabadi,afsaneh.(2005). Women with Mustaches and Men without Beards. England: University of California Press 

2-Tohidi, Nayereh. 2010. “The Women’s Movement and Feminism in Iran: A Glocal Perspective” in Women’s Movements in the Global Era, edited by Amrita Basu (Boulder, CO: Westview Press), Chapter 12, Pp. 375-415. Original article is in English, translated into Persian by Nikzad Zanganeh Resource: Iran Academia. 

به دوستان خود بگویید!
Share

نظر شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید