آخرین مقاله‌ها

روش رادیکال پائولو فریره ریشه در نابرابری‌های تاریخی برزیل داشت

نویسنده: برناردو بیانچی برگردان: شهرام کیانی پائولو فریره، که صد سال پیش در چنین روزی متولد شد، در کشوری به بلوغ رسید که نیمی...

رابطه وجود نابرابری و عدم تحقق آزادی در جامعه از نظر روسو

چکیده

ژان-ژک روسو سعی دارد طرحی سیاسی برای جامعه ارائه دهد که بر مبنای آن افراد به آزادی دائم و ابدی دست یابند. بر همین اساس، قرارداد اجتماعی خود را مطرح می‌کند. او در پی این است که به ریشه‌یابی عدم وجود آزادی در جامعه بپردازد و قصد دارد با شناسایی و نقد ریشه‌های این مسئله، طرح قرارداد اجتماعی خود را ارائه کرده و دوام و قوام بخشد. او در این مسیر به نابرابری اشاره می‌کند. به نظر روسو انسان در حالت طبیعی آزاد بوده و آزاد می‌زیسته تا زمانی که جامعه مدنی بر مبنای شکل‌گیری مالکیت خصوصی ایجاد می‌شود. او معتقد است که شکل‌گیری مالکیت خصوصی، نقطه آغاز برقراری نابرابری و گسترش روابط قدرت و سلطه در جامعه است و از همین جا است که انسان از وضعیت طبیعی خارج می‌شود و آزادی خود را از دست می‌دهد. روسو شرط تحقق آزادی را در جامعه در نفی نابرابری می‌داند و طرح قرارداد اجتماعی خود را با تاکید بر نفی اشکال مختلف سلطه و نفی ازخودبیگانگی ارائه می‌کند و معتقد است که برای دوام آزادی‌ای که قرار است از طریق قرارداد اجتماعی مورد نظر او حاصل شود، باید با نابرابری‌ای که در ذات جامعه مدنی وجود دارد مقابله کرد.

واژگان کلیدی: ژان-ژک روسو، آزادی، نابرابری، جامعه، قرارداد اجتماعی

مقدمه

«انسان آزاد آفریده شده است؛ اما همه جا در بردگی به سر می‌برد.» (روسو ۱۷۶۹، ۵۶) اگر بخواهیم به بررسی و نقد اندیشۀ سیاسی و اجتماعی ژان-ژک روسو بپردازیم، هیچ جمله‌ای نمی‌تواند به این خوبی برای ورود به اندیشۀ او راه‌گشا باشد. ژان-ژک روسو یکی از مهم‌ترین و رادیکال‌ترین فیلسوفان سیاسی در عصر روشنگری است. او نه تنها تاثیر بسیار زیادی از فیلسوفان کلاسیک و نظام‌های سیاسی در روم و یونان باستان گرفته بلکه خود نیز تاثیر چشمگیر و قابل توجهی بر اندیشۀ سیاسی و همچنین شکل‌گیری سامان‌های سیاسی در دهه‌ها و قرون پس از خود گذاشته است. او نوعی جدید از سامان سیاسی را برای جامعه معرفی کرده است. سامان سیاسی تعریف شده توسط روسو، با تمرکز بر قوانین بنیادین و با هدف رساندن جامعه به مکانی برای تحقق آزادی و برابری برای مردم آن جامعه شکل می‌گیرد.

ژان-ژک روسو تعریفی از یک قرارداد اجتماعی به دست می‌دهد. به این صورت که ارادۀ عمومی از طریق بستن قراردادی اجتماعی بین تمام اعضای یک جامعه، به مرتبۀ هیئت حاکمه می‌رسد. بر این اساس تمام تصمیمات کوچک و بزرگ حکومتی از جمله قانون‌گذاری به عهدۀ هیئت سیاسی مذکور (ارادۀ عمومی) درمی‌آید. ویژگی‌هایی که روسو برای قرارداد اجتماعی در نظر می‌گیرد، با این هدف است که در جامعه قانونی پدید آید؛ قانونی که خود انسان‌ها آن را وضع کرده‌اند و این قابلیت را دارد که در تک تک افراد جامعه نهادینه شود. این چنین روسو گمان می‌کند که انسان‌ها به خودفرمانی می‌رسند و حاکم بر زیست و سرنوشت جامعۀ خویش خواهند شد. ویژگی‌هایی که او برای این قرارداد بیان می‌کند، به ویژه درمورد جنبه‌های اجرایی آن و همچنین وضعیت بحرانی یا به رسمیت شناختن تفتیش عقاید شهروندان برای حفاظت و حراست از قرارداد اجتماعی، سبب شده است که نقدهایی جدی به روسو وارد شود؛ به ویژه اینکه بسیاری از منتقدان او معتقدند که نطفه توتالیتاریسم و گسترش آن به ویژه در قرن بیستم در تصویری بسته شده است که ژان-ژک روسو از قرارداد اجتماعی و جنبه‌های اجرایی آن ارائه می‌کند. این منتقدان روسو را به صورت پاسخی می‌یابند و معتقدند که ویژگی‌هایی که او برای قرارداد اجتماعی، جنبه‌های اجرایی آن، وضعیت‌های بحرانی، دیکتاتوری، تفتیش عقاید و دین مدنی ارائه می‌دهد می‌تواند عواقب بدی برای آزادی داشته باشد و بسیار دورتر از آزادی‌ای است که او در تلاش برای رسیدن به آن و زنده کردن آن در جامعه است. اما از طرفی دیگر اندیشمندانی هستند که در دورة روشنگری و پس از آن به تفسیر و نقد روسو پرداخته‌اند و در آن ویژگی‌های مثبتی دیده‌اند. آنان روسو را به عنوان «پرسش» خوانده و تفسیر کرده‌اند و نه به عنوان «پاسخ». (نیکفر ۲۰۲۰) این بدان معنی است که آنان مسئلۀ مورد نظر روسو را مورد توجه و بررسی قرار داده‌اند و نه پاسخی که او برای مسئلۀ خود پیدا و ارائه کرده است. به عنوان مثال امانوئل کانت فیلسوف مشهور آلمانی نظریات روسو را در باب آزادی اولیه، نابرابری، کشاورزی و … به عنوان «پرسش» خوانده است و آرای بسیار اثرگذار خود را در رابطه با آزادی و خرد انسانی بر پایة این نظریات ژان-ژک روسو ارائه کرده است. امانوئل کانت روسو را به عنوان ایده خوانده است نه واقعیت. یعنی معتقد است که “ضرورت توجه به روسو در ایده او و اهمیت انتقادی آن است و نه در تجسم واقعیت آن.” (نیکفر ۲۰۲۰) بر همین اساس می‌توان گفت که آرای روسو در باب آزادی اولیۀ انسانی و نابرابری و زمینه‌های پیدایش و تعمیق آن در جامعه بسیار مهم و قابل توجه است و همچنان بعد از حدود سه قرن خواندن آثار او می‌تواند مفید و اثرگذار باشد.

نابرابری و ریشه‌های آن

طرحی که روسو برای جامعه پیشنهاد می‌کند و آن را بر مبنای شکل‌گیری یک قرارداد اجتماعی می‌داند، یک طرح سیاسی است که همانطور که گفتیم با الگوپذیری از نظام‌های سیاسی در روم و یونان باستان ایجاد شده است. اما این طرح اجتماعی-سیاسی بر مبنای نگاه اجتماعی یا سیاسی صرف نیست. بلکه روسو طرح خود را بر مبنای یک آنتروپولوژی (انسان‌شناسی) ارائه می‌کند. روسو در نگاه به جامعة انسانی که درگیر جنگ، نابرابری، عدم وجود آزادی و استبداد (ابسلوتیسم) است، موضوع را در شکل‌های سیاسی صرف در جامعه نمی‌بیند بلکه سعی می‌کند که با نگاهی رادیکال به حیات اجتماع انسانی، ریشه‌های این مشکلات را ببیند و بیان کند. هدف او این است که اندیشة سیاسی خود را با نگاهی که به ذات انسان و به شرایط او در وضعیت طبیعی دارد بیان کند. تصویری که روسو از سامان سیاسی ارائه می‌کند از طرفی بر مبنای خوش‌بینی به ذات و طبیعت انسان شکل گرفته است و از طرف دیگر با هدف رفع مشکلات و موانعی است که انسان را در بند کشانده است. یعنی روسو معتقد است که انسان‌ها اساسا و در وضعیت طبیعی از آزادی و برابری برخوردارند و شکل کنونی اجتماع که واقعیت زندگی امروز است، انسان‌ها را از آزادی و برابری محروم کرده است. بنابراین طرحی که او از سامان سیاسی پیشنهادی‌اش ارائه می‌کند نیز بر مبنای «طبیعت نیک انسان» و «واقعیت اجتماعی نامطلوب برای آزادی او» ارائه می‌شود. (روسو ۱۷۶۹، ۵۶ – ۵۹)

روسو در تبیین انسان‌شناسانة خود از نوع بشر، دو نوع نابرابری را مشخص می‌کند: یکی «نابرابری طبیعی یا فیزیکی» که بر مبنای سن، جنسیت، سلامت و قدرت بدنی و همچنین دیگر ویژگی‌های فیزیکی و ذهنی است و یکی هم نابرابری‌ای است که روسو به آن «نابرابری سیاسی یا اخلاقی» می‌گوید؛ این نوع از نابرابری بر مبنای نوعی قرارداد ضمنی است و بر اساس رضایت انسان‌ها برقرار و اجرا شده است. از نظر او به سبب و با بهره‌گیری از این نوع از نابرابری است که امتیازهای گوناگون برای برخی افراد در نظر گرفته می‌شود، بدیهی جلوه می‌کند و تبعیض علیه دیگران ایجاد می‌شود. به عنوان مثال ثروتمند بودن، اشرافی بودن، قدرتمند شدن و به تبعیت کشاندن دیگران از نتایج پذیرش این نوع از نابرابری است. (روسو ۱۷۵۵، ۱۵) همچنین به نظر روسو بنیان‌گذار حقیقی جامعه‌ی مدنی کسی بوده است که مالکیت را ایجاد کرد. کسی چوبی را در زمین فرو کرده و گفته است که این مال من است و افراد دیگر نیز از سر سادگی حرف او را باور کرده و از او تبعیت کرده‌اند؛ آن فرد بنیان‌گذار جامعه‎ی مدنی است. به این ترتیب است که روسو منشأ جامعه را ردیابی می‌کند و آن را در گسترش مالکیت خصوصی و گسترش روابط قدرتی می‌بیند که در پی مالکیت خصوصی ایجاد شده است. بنابراین روسو به صورتی رادیکال در ذات جامعه مدنی نوعی از رابطة نابرابر و سلطه‌گر می‌بیند. او معتقد است که به سبب میل ذاتی جامعه مدنی به سلطة نابرابری، افراد در جامعه سعی در کنترل بیشتر بر مالکیت و ثروت دارند. از نظر روسو این رویة سلطه تا به امروز تداوم یافته و چه بسیار عمیق‌تر و جدی‌تر نیز شده است؛ این سلطه نه تنها راوی نابرابری انسان‌ها در جامعه است بلکه سبب شده است که انسان‌ها آزادی طبیعی و اولیه خود را نیز از دست بدهند و به قول خودش همه جا در بردگی به سر ببرند. بر همین اساس روسو حس می‌کند که می‌تواند با مطرح کردن قراردادی اجتماعی میان افراد جامعه، زمینه را برای بازگشت به رفتار آزاد انسان‌ها مطابق با سرشت آزادی‌خواهانة آنان ایجاد کند و آنان را در موقعیتی برابر و همبسته برای اعمال ارادة آزاد و حق حاکمیت‌شان بر جامعه قرار دهد.

رابطة نابرابری و آزادی از نگاه روسو

به اعتقاد روسو “خارج شدن از وضعیت طبیعی و نقض شرایطی که انسان‌ها در آن وضعیت داشتند، آغاز زیست انسان به عنوان یک موجود اجتماعی و آغاز نوع بشر به عنوان یک حیوان تاریخ‌ساز است.” (کرفتینگ، ۲۰۱۴) از نظر او تاریخ بشر یا بهتر بگوییم تاریخ جامعه مدنی با دو چیز آغاز شده است: عدم آزادی و عدم برابری. روسو بر خلاف نظر توماس هابز که انسان‌ها را در حالت طبیعی در حال جنگ و نزاع می‌بیند، معتقد است که در حالت طبیعی وضعیت زیست انسان‌ها مثبت و مطلوب است زیرا سرشت انسان نیک و آزادی‌خواه است. (روسو ۱۷۶۲، ۶۱) به نظر روسو وضعیت از آنجایی نامطلوب می‌شود که انسان‌ها به مرور تسلیم خودخواهی‌شان می‌شوند، دور زمین‌ها حصار می‌کشند و سعی می‌کنند از طریق اعمال حق مالکیت خود، قدرت بیشتری در روابط اجتماعی‌شان و در رابطه با دیگران به دست آورند. اینچنین انسان‌هایی که دارای قدرت بیشتری هستند، می‌توانند دیگران را به خود وابسته کنند و در نتیجة این رفتار اجتماعی است که ما شاهد برقراری روابط قدرت و روابط سلطه در جامعه می‌شویم، نابرابری مثل خوره به جان جامعه می‌افتد و بدین ترتیب آزادی ذاتی انسان‌ها از آنان سلب می‌شود و به وضعیت نامطلوب جامعه انسانی می‌رسیم که تا به امروز هم ادامه داشته است. به همین دلیل روسو سعی دارد با ترسیم یک قرارداد اجتماعی، برابری افراد را در جامعه مطرح کند و از طریق قرار دادن آنان در جایگاه برابر قدرت و حکومت بتواند آزادی آنان را تضمین کند. اما اینکه تا چه اندازه در قرارداد اجتماعی مورد نظر او این اتفاق امکان تحقق دارد یا بالعکس تا چه اندازه در قرارداد مورد نظر، ظرفیت‌هایی برای ایجاد نابرابری و ادامة وضعیت عدم آزادی در جامعه وجود دارد بحث دیگری است. بااین‌حال می‌توان گفت که روسو با نیت ایجاد گرایش بیشتر جامعه به برابری و آزادی، قرارداد خود را طرح می‌کند.

معیار روسو برای سنجش جامعه و انتقاد از آن «آزادی» است؛ و بر همین اساس سعی دارد موانعی را که آزادی انسان را در طی تاریخ اجتماعی از او سلب کرده‌اند بشناسد و با تمرکز بر آنان طرحی نو برای آزادی انسان در جامعه ارائه کند. در میان موانع مورد نظر روسو، «نابرابری» نقشی کلیدی دارد. روسو معتقد به برابری است و تمامی انواع و اشکال روابط سلطۀ اجتماعی یا سیاسی را نقد می‌کند. به نظر او هر نظامی که در آن روابط سلطه ، سروری و زیردستی و اتوریته بر مبنای زور یا ثروت برقرار باشد، فاقد مشروعیت است و باید با آن با نگاهی انتقادی برخورد کرد چراکه آزادی انسان را از او سلب می‌کنند. روسو با نابرابری ذاتی و طبیعی انسان‌ها در «حیات اجتماعی» مخالفت می‌کند و مسئله «بردگی به مثابه طبیعت» را به شدت نقد می‌کند. زیرا همانطور که در ابتدای بحث گفتیم روسو معتقد است که این نوع از نابرابری به صورت قراردادی ضمنی در جامعه انسانی مورد پذیرش قرار گرفته است و روابط سلطه که بر اساس نابرابری در دسترسی به مالکیت، زور و ثروت بنا شده است، این قرارداد را به صورت ضمنی در جامعه برقرار کرده است. این قرارداد منجر به سلب آزادی‌ای شده که در سرشت انسان نهادینه است و انسان را در «قراردادی مبتنی بر بردگی» محصور کرده است. (روسو ۱۷۶۲، ۸۰) روسو معتقد است که هیچ قرارداد و توافقی مبتنی بر ویژگی طبیعی یا ذاتی انسان‌ها و تحت هیچ نوع سلطة اجتماعی از قبیل اتوریته طبیعی و رابطة خدایگان و برده که ممکن است یا می‌تواند آزادی ذاتی انسان و نسل‌های بعد را از او سلب کند، به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی مشروعیت ندارد. به همین سبب انسان‌ها باید به قراردادی برسند و به آن پایبند باشند که نه تنها زندگی خود انسان‌ها را از سلطه و نابرابری نجات دهد و به سوی آزادی ببرد بلکه این امکان را برای نسل‌های آینده فراهم آورد که بتوانند آزادانه و بدون سلطه و قدرت نابرابر در جامعه، آزادی خود را تضمین و تامین کنند. درواقع روسو بر «استمرار قرارداد» اصرار می‌ورزد یعنی اینکه هر نسلی به اقتضای شرایط و نیازهایش و با هدف بهره‌مندی از آزادی ذاتی‌اش این حق را داشته باشد که قراردادی نه بر پایة بندگی خود و نسل‌های آتی بلکه قراردادی بر مبنای آزادی خود و نسل‌های آتی منعقد کند. این موضوع به عنوان استمرار قرارداد مطرح می‌شود. استمرار قرارداد یعنی استمرار شخصیت قرارداد و اساس استمرار شخصیت، «آزادی» است. بنابراین هدف روسو از ایدة قرارداد این است هیچ ویژگی طبیعی یا اجتماعی من جمله روابط الهی و دینی، روابط سلطه سیاسی و اجتماعی، روابط مالکیت و ثروت و همچنین روابط قدرت نباید و نمی‌تواند آزادی انسان‌های امروز و نسل‌های آینده را از میان ببرد و آنان را در قرارداد بندگی محصور کند. با این حساب این قرارداد نه همچون قرارداد پیشنهادی توماس هابز با هدف ایجاد امنیت، بلکه علاوه بر امنیت، با هدف تامین و تضمین آزادی و برابری در جامعه منعقد می‌شود. (روسو ۱۷۶۲، ۸۱-۸۲) روسو می‌داند که شرط اساسی برای رسیدن به آزادی مستمر انسان، رهایی از روابط سلطه و قدرت در جامعه است؛ روابطی که می‌توان آن‌ها را در یک واژه به صورت «نابرابری» تعریف کرد. برای رسیدن به آزادی مستمر مد نظر روسو، نیاز است که زمینه‌ برای این استمرار مهیا شود؛ برای روسو این زمینه، رفع نابرابری و رسیدن به قدرت برابر در روابط اجتماعی و سیاسی است. بنابراین، روسو معتقد است در جامعه‌ای که در آن نابرابری وجود دارد، آزادی تحقق نمی‌یابد. روسو این برابری را در قرارداد خود متجلی می‌بیند و به همین علت است که این قرارداد را وسیله‌ای برای رسیدن به آزادی انسان می‌داند و در آن بر برابری انسان‌ها در سیاست و جامعه، فارغ از هر گروه یا طبقة اجتماعی تاکید می‌کند.

نتیجه‌گیری

ژان-ژک روسو به وضعیت زیست انسان‌ها پیش از تمدن بشری نگاه مثبتی دارد و معتقد است که انسان‌ها در وضعیت طبیعی با تبعیت از سرشت نیک خود آزاد و برابر می‌زیسته‌اند. او آغاز جامعة مدنی را به شکل‌گیری مالکیت خصوصی و درنتیجه گسترش نابرابری و عدم آزادی انسان‌ها گره می‌زند و معتقد است که این رویه تا به امروز و برخلاف ذات آزادی‌خواهانة بشر ادامه داشته است و انسان‌ها در روابط اجتماعی خود، به سبب وجود نابرابری در مالکیت، ثروت و زور به انقیاد و سلطة نظام‌های سیاسی و اجتماعی درمی‌آیند و درنتیجة این نابرابری، آزادی ذاتی انسان‌ها از آنان سلب می‌شود. او با هدف برقراری آزادی و استمرار ارادة آزاد آدمیان قراردادی اجتماعی برای جامعه تجویز می‌کند که به زعم او می‌تواند انسان‌ها را به سوی برابری در حاکمیت و بهره‌مندی از ارادة آزادشان هدایت کند. هدف روسو از طرح قرارداد اجتماعی حفظ نظم یا بازگشت به وضعیت طبیعی نیست. او قصد دارد که با طرح قرارداد اجتماعی، ارادة آزاد و مستمر انسان‌های آزاد را همبسته کند تا آنان بتوانند به صورت برابر و با از میان برداشتن یا دست کم کمرنگ‌تر کردن مسائلی همچون مالکیت خصوصی، قدرت، زور و ثروت که سبب نابرابری شده‌اند، بر جامعه، سیاست و سرنوشت خود حق حاکمیت بیابند و بهره‌مندی از این حق را به صورت مطلق و دائم برای نسل‌های آتی در جامعه به جای بگذارند. اینکه تا چه اندازه در طرح قرارداد اجتماعی مورد نظر او این امکان وجود دارد یا خیر یا اینکه تا او تا چه اندازه به جنبه‌های نظری و اجرایی قرارداد مدنظر خود پرداخته است بحث دیگری است که در این مقال نمی‌گنجد. با این‌حال اگر روسو را به صورت سوال بخوانیم – چنانکه امانوئل کانت روسو را خوانده است – می‌توانیم بگوییم که روسو گامی بزرگ برای ورود انسان به عصر جدید برداشته است و مسائلی همچون عدم آزادی، نابرابری، مالکیت خصوصی، حق حاکمیت و همچنین از خودبیگانگی را به عنوان مهم‌ترین مسائل تاریخ تمدن انسان مطرح کرده و خوشبینی و امید به تغییر در جامعه را به وسیلة انسان در عصر جدید در دل اندیشمندان و مردمان پس از خود زنده کرده است.

منابع

روسو، ژان-ژک. ۱۷۶۲. قرارداد اجتماعی. ترجمة مرتضی کلانتریان. ۱۳۹۷. تهران: نشر آگه.

نیکفر، محمدرضا. ۲۰۲۰. درسگفتارهای قرارداد اجتماعی. دانشگاه ایران آکادمیا.

Rousseau, Jean-Jacques. 1755. A Discourse on the Origin of Inequality. Translated by G. D. H. Cole. 2018.

Krefting, Ellen. 2014. Rousseau – Equality and Freedom in the Community. Philosophy of Justice. Volume 12: pp 191-211. Available at: https://link.springer.com/chapter/10.1007/978-94-017-9175-5_12.

به دوستان خود بگویید!
Share
می‌خواهید با ما در ارتباط باشید؟

نظر شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید