آخرین مقاله‌ها

نظریه کوییر؛ منفصل ساختن روان‌شناسی انتقادی

نویسندگان: میگل روسلو پنازولا و ترزا کابرویا اوباچ - برگردان: امانوئل شکریان منتشر شده در: نشریه شماره ۷ ایران آکادمیا، بهار ۱۴۰۰، صفحه...

مادری تجربه­‌ای بدنمند؛ نگاهی بر تجربه بارداری و زایمان در پیوند با نهاد پزشکی

بخش مهمی از تجربه مادری به دوران بارداری و زایمان اختصاص دارد که ناگزیر این تجربه را به نهاد پزشکی و در سایه پزشکینه شدن قرار می­‌دهد. در واقع با آغاز دوران مدرن مباحثات پزشکی رفته­‌رفته به اين سو رفت که بسیاری از جنبه­‌های زندگی زنان را به مقوله­‌های پزشکی تبديل کند. این نظام نوین پزشکی در پیوندش با ساختاری مردسالار بسیاری از مسایل مربوط به بهداشت زنان وکارکردهای مربوط به توليدمثل او را بيمارگونه تلقی­‌کرد. قاعدگی، دوران حاملگی و يا يائسگی همگی بيماری تلقی ‌شدند وکارکرد توليد مثل سرشت زنان را تعريف می­‌کرد. به قول يکی از پزشکان قرن نوزدهم، گويی قادر متعال برای خلق جنس زن زهدان را گرفت و زنی دور آن ساخت.

امروزه هر زن با تجربه اولین علائم آبستی داوطلبانه به پزشک مراجعه می­‌کند، تکیه به دانش پزشک را به عنوان تنها مرجع و دستورالعمل برای گذران ایمن این دوران بدیهی می­‌داند و در یک بازه زمانی نسبتا طولانی نه تا ده ماه خود را ملزم می‌­داند که ماهانه و مستمر با پزشک خود در ارتباط باشد و همچنین زایمان را در بیمارستان تجربه می­‌کند. رابطه با پزشک برای زنان اهمیت بسیاری دارد که می­تواند خوشایند و یا ناخوشایند تجربه شود. بررسی ماهیت این رابطه در پژوهش­‌های مطالعات زنان در سراسر دنیا از اهمیت بسیاری برخوردار است. در واقع پژوهش­‌های زیادی در فهم ماهیت رابطه مادران و نهاد پزشکی انجام شد که سرآغاز دگرگونی جدی گفتمان حاکم بر این نهاد بود و به تحول شیوه­‌های درمان و نزدیکی و درک متقابل پزشک و زنان باردار کمک کرد. اما متاسفانه در ایران تاکنون تحقیقات چندانی در این‌باره انجام نشده و ماهیت تجربه بارداری و به ویژه زایمان ناشناخته مانده است. روشن نیست زنان ایرانی این فرایند را در پیوند با نهاد پزشکی چگونه تجربه می­‌کنند و رویکرد و روش‌­های حاکم بر درمان و زاییدن چه عناصر مشخص و تاثیری بر مادران دارد.

تلاش من در این مقاله که حاصل بخشی از نتایج به­­روز شده­‌ی پایان­نامه‌­ام است، واکاوی تجربه زنان در دوران بارداری و زایمان است. نتایج آن از مصاحبه با ۳۰ مادر جوان بدست آمده است که حداقل یک بار دوران بارداری و زایمان را تجربه کرده­‌اند. از آنجا که در پیشبرد این تحقیق از روش اثبات­گرایانه بهره نبرده‌­ام، بنابراين برخلاف پژوهش کمی به جای فرضیه، سوالات تحقیق مطرح کردم. در این سوالات در پی فهم تجربه مادران ایرانی در مواجهه با نهاد پزشکی بودم که در محورهای زير بررسی می‌­شوند:

  • زنان چه چالش­ها و دغدغه­‌هایی در دوران بارداری و زایمان تجربه می­‌کنند؟
  • زنان آبستن رابطه با پزشک را چگونه تجربه می­‌کنند؟
  • از دید زنان باردار رویکرد بیمارستان و بطور کلی نهاد پزشکی به فرایند بارداری چه تفاوت‌ها و نزدیکی­‌هایی به نگرش آنان دارد؟

در نسخه اصلی این پژوهش[1] با تحلیل گفتگوهای عمیقِ مادران جوان[2] و از اشباع نظری داده­‌ها ده مفهوم کلی استخراج شد که هر کدام با مفاهیم جزیی خود، ابعادی از تجربه مادری زنان ایرانی را در می­‌گیرند. هدف این مقاله بررسی تجربه بارداری و زایمان است که به مادری بعدی بدنمند می­‌دهد و سه مفهوم کلی: مواجهه مادران با نهاد پزشکی، بیمارستان و فرایند زایمان، تابوی بدن باردار در فرهنگ اجتماعی و در نهایت زیبایی و بارداری با ارجاع و تحلیل مصاحبه­‌های انجام شده، مورد بررسی قرار گرفت. یافته­‌های این پژوهش قابل تعمیم نیستند.

در ادامه مقاله با تکیه بر سه مفهوم کلی که در بالا به آن اشاره شد، تلاش خواهم کرد تا خوانندگان به تجربه زنانه بارداری و زایمان زنان ایرانی نزدیک­تر شوند و شناخت عمیق­تری از آن به دست آورند.

 

 مفهوم کلی: آیا بارداری بیماری است؟

الف-  بدن زنان، ابژه دانش پزشکی

آیا می‌دانستید که می‌توانید در رویداد علمی پیش ‌رو شرکت کنید؟

کمتر از یک قرن پیش از شکل­‌گیری نهاد مدرنِ پزشکی در ایران، زنان به دانش و مهارت خود در زادن متکی بودند و آن را نه فرایندی نیازمند مراقبتی ویژه که طبیعی می­‌انگاشتند. اما همگام با آغاز سده بیستم و دگرگونی‌­های عمیق اجتماعی در ایران، توجه ترقی­‌خواهان در پاسخ به پرسش چرا عقب مانده‌­­ایم؟ به وضع نفوس ایرانی و اهمیت نقش زن به عنوان مولد و مراقب نسل­‌های آینده جلب شد. روشنفکران ایرانی با نفی دانش سنتی زنانه و نقد دولت در عدم کنترل و توجه به وضعیت بهداشت، مرگ و میر بالای مادران و نوزادان، نحوه مراقبت از کودکان و با پیوند آن به آینده میهن به عنوان مساله­‌ای ملی، دولت را مسئول تنظیم و کنترل جمعیت خواندند که آغازی شد تا بدن زنان مستقيما در حوزه‌­ای سياسی جای گیرد. در واقع نهاد پزشکی مرجعیت نظارت بر فرایند بارداری و زایمان و بهداشت کودک را در راستای سیاست­‌های دولت مدرن در تنظیم نفوس ایرانی بر­عهده­ گرفت. به این ترتیب پزشکی و توليد مثل در سه عرصه با هم پیوند یافتند:

  • کنترل باروري و جلوگيری از آبستنی های ناخواسته
  • آبستنی و زايمان
  • فن آوری­های توليد مثل به منظور بارور کردن زنانی که به‌طور طبيعی نمی­توانند آبستن شوند.

نمی­توان انکار کرد دخالت پزشکی در فرايند توليد مثل اثرات مثبت بسياری در زندگی زنان داشته است. در سده نوزده و اوايل سده بيستم زنان هنگام زايمان با خطرات زيادی رو­به‌­رو بوده‌­اند. مرگ و مير مادر و نوزاد در صد بالايی از مرگ را در برمی­‌گرفت. امروزه پيشرفت‌های پزشکی خطر آبستنی و زايمان را برای مادر و کودک به مراتب کمتر کرده است. بهبود وضع تغذيه، شرايط بهداشتی و به‌طور کلی بالا رفتن سطح زندگی در کاهش ميزان مرگ ومير و بيماري‌های مادر وکودک نقش مهمی داشته­ و پیشرفت دانش پزشکی و تکنولوژی حاصل از آن به زنان نابارور کمک کرده است. با این­همه، سيطره پزشکی بر اين حيطه از زندگی زنان پیامدهای دیگری هم داشت. به اين معنا که اختيار آنان تا اندازه زيادی در کنترل حرفه پزشکی قرار گرفت و به دانش و توصيه‌­های پزشکان متکی­ شد. پزشکی با نفی توان طبیعی زنان در طی فرایند بارداری آن را به عنوان دورانی حساس، مشکل آفرین و نیازمند مراقبت‌های پزشکی تحت سیطره خویش قرار داد. برای مثال، زنان آبستن ملزم به مراجعه­‌ی مرتب برای معاينات پيش از زايمان­‌اند و باید کودکانشان را در بيمارستان به دنيا بياورند؛ يعنی در جايی که پزشک بر جريان زايمان و تولد نوزاد نظارت دارد. همان­گونه که آن اُکلی(۱۹۸۱)  فمنیست بریتانیایی استدلال می‌کند، مدرنیته مادر شدن را به قلمرویی «طب زده» تبدیل کرده است که نیازها، خواست­‌ها و آگاهی زنان را به حاشیه رانده و بر دانش این نهاد به عنوان تنها مرجع تاکید دارد. اُکلی معتقد است: پزشکان موفقيت آبستنی و زايمان را در پايين بودن ميزان تلفات و برخی بيماری­های خاص مادران می­‌سنجند، اما موفقيت برای مادر به معنای نوزاد سالم، تجربه شخصی رضايت بخش از زايمان، برقراری رابطه رضايت بخش با نوزاد و ادغام انتظارات مادر شدن در شيوه­‌های زندگی خود است. تجربه زنان در این مطالعه نشان می­‌دهد رابطه زن آبستن و پزشک به رابطه‌­ای نابرابر و یک طرفه تبدیل شده است که گاهی نه تنها به زنان کمکی نمی­‌کند بلکه می­تواند بر فشارهای روحی و روانی این دوران بی­افزاید.

يافته­‌های اين مطالعه نشان می‌دهد، تجربه مادران از ارتباط دوران بارداری با پزشکشان تجربه‌­ای یک­سویه و مبتنی بر فرادستی پزشک فرودستی زن باردار-بیمار بوده­‌است. در واقع پزشک به دليل قدرتی که دانش پزشکی به او می‌دهد بر وضعيت و مراحل بارداری به عنوان ابژه خود نظارت می‌کند و از زنان آبستن همچون بیمار توقع دارد که از دستوراتش پیروی کنند تا به این ترتیب سلامت نوزاد را تضمین کند. درحالی که مادران تلاش می­‌کنند در فرایند بارداری به عنوان سوژه­‌ای آگاه در تجربه بارداری و تصمیم­‌های مهم این دوران مشارکت داشته باشند و در برابر نگاه ابژه­‌انگارانه پزشک مقاومت ­کنند. از نگاه مادرانی که در این پژوهش مشارکت کردند، احساسات و تجربه آنان در رابطه پزشک – زن باردار جایی ندارد و آنان به اندازه­ای که نیاز دارند نمی­‌توانند با پزشکشان راحت باشند. اغلب اوقات بخشی از مسائل‌شان را سانسور می­‌کنند و شکافی عمیق بین نگرش خود و پزشکشان قائل هستند و معتقدند که پزشکان سهل­‌انگارانه به حرفهای‌شان گوش می­‌دهند و برای نظرات آنان ارزش­ لازم قائل نیستند. با آن­که هر مادر مهمترین نیاز خود را رابطه­‌ی همدلانه با پزشک خود می­‌داند تا بتواند برای خود و جنین درونش بهترین تصمیم را بگیرد نه آن­که تنها از دستوراتی پیروی کند که به اندازه کافی از پیامدهای مثبت و منفی آن خبر ندارد. پزشک با دانش خود می‌تواند به زنان کمک کند تا نیازهای خود را بهتر بشناسند و آنگونه که می­‌خواهند این دوران را بگذرانند. اما اغلب پزشکان ایرانی نسخه و دستورالعمل‌های خود را کافی می­‌دانند، زمانی بیش از آنچه که خود تشخیص می­‌دهند برای مادران صرف نمی‌کنند و بيشتر می­‌گويند تا بشنوند.

تخصص پزشک اهميت بسیاری برای رویا داشت او به بهترين متخصصی که می­‌شناخت مراجعه کرد، اگرچه از نظر خودش رابطه مطلوبی را تجربه نکرد؛ او معتقد بود دانش و تجربه­‌ی دوستانش بیشتر به او کمک کرد تا پزشک. به نظرش پزشک حتی نتوانسته بود به درستی او را درک کند: «من چون می خواستم چيز کامل­تری به دست بيارم، يه نگاه علمی تری داشته باشم، به یه متخصص معروف مراجعه کردم، ولی واقعا خدماتش به اندازه­‌ی همون مرکز بهداشت بود. حتی پزشکم ماه هشتم از اين شهر رفت؛ بدون اينکه به من خبر بدهد،  براش مهم نبود چه بلایی سر بیمارش میاد، اونم تو ماه­های آخر بارداری و يا حتی يه پزشک ديگری به من معرفی کند، تا من  فکری  به حال خودم کنم» رویا می­گفت که پزشکش اهمیتی برای احساسات او قائل نبود و باعث شد تا او کمتر حرف بزند: «من انتظار داشتم صحبت­‌هايی با هم داشته باشيم، از احساسم حرف بزنم، موقع بارداری اولم صبح­ها حالم خوب بود و عصرها هر چی می­‌گذشت حالم بدتر می‌شد، دلشوره و اضطراب داشتم، وقتی بهش گفتم فقط برام قرص تجویز کرد  که من نخوردم، کند و کاو نکرد که چرا اينطوری می‌­شم. حس می‌کردم دغدغه­‌هام باید برای دکترم هم مهم باشه تا من هم بتونم راحت مطرحشون کنم و سوالاتم را بپرسم. راستش یه جوری باهام برخورد می­‌کرد که احساس می­کردم دارم وقتش را تلف می­‌کنم! در حالی که ممکن بود همه‌­ی اون چیزا روی بچه‌­ام تاثیر بزاره و می­‌تونست مهم باشه». دانش پزشک اهمیت حیاتی برای زنان باردار دارد، چنانچه مراجعه ماهانه و گوش سپردن به توصيه­‌های پزشک را وظيفه خود می‌دانند. اغلب تلاش می­‌کنند در صورت نیاز سبک زندگی و عادت­های پیشین خود را تغییر دهند و با دستورات پزشک هماهنگ کنند تا از سلامت دیگری درون خود اطمینان یابند.  عاطفه می‌گوید:«تقريبا همه‌­ی توصيه­‌های پزشک را رعايت می‌کردم به هر چيزی  که پزشک می­خواست  عمل می‌کردم، اون اعتمادی که لازم داشتم فقط دکتر به من می‌­داد. بهرحال دوران سختیه و به نظرم تنها پزشک می‌تونست از استرس­ها و نگرانی‌­هام کم کند.» با آنکه مادران دانش پزشکی را مهمترین منبع امنیت و آرامش در دوران بارداری خود می­دانستند، تنها چیزی که پزشک به آن اهميت می‌­دهد وضعيت جسمانی مادر و کودک است. تجربه و شرایط روحی مادران اهمیت ندارد و معاينه و درمان تنها فرصتی برای پزشک است تا وضعیت مادر و کودک را بر اساس تخصص خود ارزیابی کند. به نظر می‌رسد همچنان ­که فوکو فیلسوف فرانسوی معتقد است: در این رابطه پزشکان بدل می­‌شوند به مراجع قدرت. دانششان آن‌ها را ملزم به طبابت می‌کند و نيز برقرار کنندگان نظم: درمان يعنی احيای نظمی طبيعی و بازگرداندن بیمار به هنجارش. تجربه زهرا تاییدی است بر این نسبت: «به نظرم برای پزشک این­که مادران  چه احساسی  نسبت به  بچه‌شون دارند هیچ اهمیتی ندارد. فقط می­خواهند  کارشان را  انجام  دهند  و ردشان کنند تا بیمار بعدی را ویزیت کنند.  مثل یه مکانیک که یه ماکروفر را تعمیر می­‌کند دکتر من هم همینطوری بود. خيلی طولش نمی‌­داد و  وقت نمی­گذاشت، به نظرم پزشک کاری برای  مادر نمی‌کند، فقط نبض بچه و قد و وزن را  می­‌گرفتند. تمام».

 در مصاحبه­‌های انجام شده در این پژوهش جنسيت پزشک فاکتور مهمی در چگونگی رابطه پزشک و مادر بود. هر چند سال­‌هاست که رشته زنان و زایمان تخصصی زنانه در ایران محسوب می­‌شود اما بسیاری از متخصصان مرد همچنان در میان زنان محبوب هستند. هرچند بسياری عنوان ‌کردند که با پزشک زن به دلیل جنسيت يکسان نزديکی بيشتری دارند و راحتر می­‌توانستند مسائل خود را مطرح کنند. افسانه به پزشک زن مراجعه کرده بود و می­‌گوید: «پزشکم زن بود و شايد چون هم آدم تحصيل کرده­‌ای بود و هم مادری را تجربه کرده بود اعتماد بيشتری به او داشتم گاهی از تجربه خودش هم استفاده می‌کردم و به نظرم نکته‌­ای مثبت بود و به من کمک کرد تا دوران بارداری را آرام­تر سپری کنم.»

 اما فخری در هر سه تجربه­‌ی بارداری و زایمانش به دکتر مرد مراجعه کرد، او می­‌گويد:«  پزشکم مرد بود، گاهی روم نمی‌شد درباره بعضی مسایلم به راحتی با دکترم حرف بزنم، مثلا در جاي خاصی از بدنم درد داشتم راحت نمی­تونستم  توضیح  بدهم،  شايد اگر زن بود راحتر بودم.  به خاطر همين مساله يک ماه و نيم ناراحت بودم، تا بالا خره مساله‌­ام را به منشی­ گفتم و او به دکترم توضیح داد تا معاينه‌­ام کند.» پزشک پری هم مرد بود او می‌گوید: «پزشکم مرد بود،  چون بارداری اولم  پزشکم زن بود و بچه­‌ام سقط شد، همسرم با پزشک زن مخالف بود و به دانش پزشک زن اعتماد نداشت. رابطه‌­ام با پزشکم خیلی سرد بود و فقط به پرسش‌­هایش جواب می­‌دادم خودم کمتر حرف می­‌زدم، معاينه می­‌کرد، قد و وزن همين ديگه.» بی­‌اعتمادی به دانش پزشک زن و برتر دانستن تخصص پزشکان مرد در لابه‌­لای گفتگوهای زنان دیگری که پزشک مرد را ترجیح دادند قابل ردیابی بود. منصوره می­‌گوید: « من ۳ بار تجربه زايمان داشتم، به نظرم دکتر مرد از دکتر زن بهتره، مهارت بیشتری دارد.  مثلا زايمان سومم، دکترم زن بود اما چون خيلی چاق بودم نتونست عملم کند و دکتر مرد عملم کرد. در کل به نظرم مهارت سزارین دکتر مرد بهتر از جراحی  دکتر زن  بود. ولی در کل با پزشک زن راحتر بودم، با پزشک مرد آدم نمی­‌تونه خیلی راحت باشه. به خصوص من که به خاطر وزن بالام  مشکلات خاصی داشتم».

ب- سزارین، هدیه پزشکان به زنان

زایمان یکی از مراحل مهمی است که زنان در فرایند مادری تجربه می‌کنند. برخلاف گذشته که زایمان در خانه‌­ها در رابطه‌­ای انسانی و توسط زنانی که به صورت تجربی این دانش را آموخته بودند، انجام می­‌شد، امروزه زایمان در بیمارستان و با کنترل و نظارت پزشک با روش سزارین یا طبیعی انجام می­‌شود. همه مادران این پژوهش نیز در بیمارستان زایمان کردند. آزاده با نگاهی منتقدانه به فرایند زایمان طبیعی در بیمارستان­‌های ایران می­گوید:«ترجیحم سزارین بود، اما شرایط مالی همسرم اون روزها بهم ریخته بود و من با خودم فکر کردم، مثل خیلی از زن­‌های دیگه بچه­‌ام را طبیعی به دنیا بیارم. تجربه زایمان طبیعی در بیمارستان دولتی برایم مثل کابوس بود و واقعا شوکه شده بودم! با زنای زائو مثل چارپا برخورد می­‌کردند. هر چند دقیقه یه بار ماماها می‌­اومدن یه سر به زائوها می­زدن! رفتارشون با زنی که دارد درد وحشتناکی می­‌کشد، واقعا بی­‌رحمانه و توهین آمیز بود به نظرم رفتار بیمارستان با زنانی که طبیعی زایمان می­‌کنند و آنهایی که سزارین می­‌کنند خیلی تبعیض آمیز و آزار دهنده است». از نظر آزاده بیمارستان­‌های دولتی رفتار انسانی با زنان زائو ندارد و اغلب زنان از طبقه پایین اقتصادی و اجتماعی مجبورند نوزادشان را در این بیمارستان­‌ها به روش طبیعی به دنیا بیاورند و برخورد با آنها کاملا متمایز از زنی است که در یک بیمارستان خصوصی یا حتی دولتی سزارین می­‌شود. این برخورد دوگانه پیام مهمی برای زنان دارد. آزاده ادامه می­دهد:«زنی که می­تواند بچه­‌اش را در آن شرایط تحقیرآمیز در بیمارستان دولتی بزاید، رفتار با او مثل زنان صد سال پیش است و باید بزاید و برود نیازی به مراقبت ندارد، لطیف نیست. لطافت زنانه درون زنی است که تحمل درد ندارد و آنقدر پول دارد که سزارین کند». اگرچه چند سالی است که به دلیل آمار بالای عمل سزارین در بیمارستان­‌های ایران، دولت محدودیت‌هایی برای این عمل گذاشه است اما، تجربه آزاده نشان می­‌دهد که رویکرد زنان به زایمان طبیعی تا چه اندازه منفی است و همانطور که زایمان سنتی در خانه به دلیل عدم بهداشت و مرگ ومیر بالای مادر و نوزاد منسوخ شده است، به دنیا آوردن کودک به روش طبیعی نیز در ایران در حال منسوخ شدن است ـ بر اساس گزارش­های وزارت بهداشت در سال­های گذشته در بعضی از بیمارستان‌های کشور ٪۱۰۰  زنان با روش سزارین فرزند خود را به دنیا آوردند ـ همه مادرانی که در این مطالعه مشارکت کردند، سزارین را روشی علمی­‌تر از روش طبیعی می‌دانستند و دلایل مختلفی در دفاع از نگاه خود داشتند.

مادر ایده‌­آل بودن از نگاه این زنان جوان به اهمیتی که هر زن به چگونگی گذر از فرایند پیش و بعد از بارداری می‌­دهد، پیوند عمیقی دارد. آنان عمل سزارین را ایمن‌­تر می­دانستند و معتقد بودند با زایمان به این روش، تحت نظارت پزشک متخصص نوزاد سالمتری به دنیا می­‌آورند، از نظر آنان زن امروزی با زن دیروزی تفاوت جدی در نیروی جسمانی دارد. بدنی ظریف­تر دارد، نیاز به استراحت و توجه بیشتر دارد و از تحمل درد زایمان طبیعی ناتوان است و می­تواند برایش خطرناک باشد. عامل دیگر این انتخاب حتی برای زنانی که با وجود توانایی در به دنیا آوردن طبیعی نوزاد باز هم مصمم هستند، خود را به تیغ پزشکان بسپارند و سزارین شوند، همچون عوامل دیگر بعدی فرهنگی دارد. در حقیقت انتخاب وسواس گونه پزشک، روش زایمان و کیفیت بیمارستان برای زن جوان طبقه متوسط شهری که به طور میانگین یک یا دوبار فرزندآوری را تجربه می­‌کند فرصتی است تا بگوید که مادر شدن او متمایز از مادر شدنِ مادر خودش است. این زن حساسیت­‌ها و تاکید وسواس­گون­ه‌تری در به نمایش گذاشتن این تمایز به عنوان انتخابی آگاهانه و با اهمیت در نسبت با زن دیروزی دارد. مادر شدن برای این زن به معنای دور شدن از نقش­‌های پیشینش به عنوان زنی مدرن است. به ویژه اگر تحصیلات دانشگاهی و تجربه مشارکت در عرصه­‌های اجتماعی را داشته باشد و با وجود مطالبات اجتماعی­اش به خانه برگردد و هویت اجتماعی­‌اش در سایه هویت مادری­‌اش قرار گیرد. برای زهرا نگاهی جامع به مادری و کامل به مادری اهمیت زیادی داشت و می­‌گوید: «شاید باورت نشود از چند ماه قبل از تصمیم برای حامله شدن تمام مدت سرم تو اینترنت بود، اینکه کدام دکتر بهتره، چه تغذیه‌­ای داشته باشم، یه سری کامل کتاب خریدم، عضو کلی از این کانال­‌ها و گروه­‌ها شدم، احساس می­‌کردم بالاخره به عنوان یه زن تحصیل­کرده که تصمیم گرفته مادر بشه باید یه تفاوتی با بقیه زنا داشته باشم. به نظرم مادری مسئولیت خیلی مهمیه، حتی برای اسم بچه‌­ام کلی گشتم و سرچ کردم، دلم می­‌خواست یه مادر خوب باشم برای بچه‌­ام و قشنگ­ترین اسم دنیا را انتخاب کنم. نمی­‌خواستم بعدها خودم را سرزنش کنم که چرا کارایی که می‌تونستم انجام بدم را ندادم». تلاش مضاعف این زنان در فراهم کردن جدید­ترین امکانات و آموزش­های نوین که از پیش از تولد نوزاد آغاز می‌­شود و پس از تولد کودک همچنان ادامه دارد منطقی جز به نمایش گذاشتن وسواس­‌گونه تمایزات خویش از زن سنتی نیست. این نمایش بیش از همه در واپس زنی زایمان طبیعی به عنوان روشی بدوی قابل رویت است که برای مادران جوان یادآور مادری نسلی از زنان است که به زعم آنان نه اختیاری در مادر شدن داشتند نه آگاهی برای مادری کردن. تجربه عاطفه را می­توان مثال تمام عیاری از این منطق دانست، او می‌گوید:« وقتی بعد از زایمان اولم وارد بخش شدم در اتاقی بستری شدم که غیر از من ۹ نفر دیگه هم بستری بودند. همه آنها سزارین شده بودند و فقط من بچه­‌ام را طبیعی  به دنیا آوردم. احساس خیلی بدی داشتم.تا حدی خجالت کشیدم. فکر کردم چه ریسک بزرگی کردم. عین یه گربه بچه به دنیا آوردم و اونقدری که باید حساس نبودم. شاید اگه حتی یه نفر دیگه تو اون اتاق زایمان طبیعی داشت،من این حس را نداشتم. برای حاملگی دومم خودم اصرار داشتم به سزارین».

زری هم نگاه مثبتی به روش زایمان طبیعی نداشت و معتقد بودمن نه ماه استراحت کردم تا بچه سالمی داشته باشم دوست نداشتم طبیعی به دنیا بیارم چون شنیده بودم ماماها سهل انگارند و کلی اتفاق بد موقع زایمان طبیعی برا نوزادا افتاده، حتی شنیدم پیش اومده بچه از دست پرستار بیفته، یا اکسیژن به بچه نرسید و باعث عقب‌­ماندگی‌­اش شد. یه مادر هیج وقت نمی­‌تونه خودش رو ببخشه. به خاطر همین با اینکه هزینه بیمارستان خصوصی و عمل سزارین خیلی  زیاد بود با خودم فکر کردم حتی  شده طلاهام رو هم بفروشم، سزارین می­‌کنم».

نرگس با این باور که زنان امروزی ضعیف­تر و ناتوان­تر از مادربزرگ‌هایشان هستند با وجود اینکه پزشک برایش استراحت مطلق تجویز نکرده بود، او نه ماه استراحت برای خود تجویز کرد و در تمام طول بارداری از ترس سقط هیچ کاری انجام نمی­‌داد و درنهایت با عمل سزارین فرزندش را به دنیا آورد. تعدادی از مادران جوانی که در این پژوهش تجربه‌­شان را من به اشتراک گذاشتند، در مقایسه نسل خود با مادربزرگ‌هایشان خاطراتی از آنها تعریف کردند که چگونه فرزند خود را به تنهایی یا با کمک زنان دیگر بدون هیچ مراقبت پزشکی یا تجهیزات بیمارستانی و با حداقل امکانات به دنیا می­‌آوردند. آن­ها بر تفاوت زن امروزی با زن دیروزی تاکید می­‌کردند و به نظرشان زن امروزی به خاطر سبک زندگی شهری به لحاظ جسمی ضعیف­تر است و نیاز بیشتری به استراحت ومراقبت­‌های ویژه­ای پیش و بعد از زایمان دارد. از نظر آن­ها امکانات مدرن این امکان را به مادران می‌­دهد بدون تحمل درد و در شرایط مطمئن­‌تری فرزند خود را به دنیا بیاورند.

پاملا ابوت و والاس دو جامعه شناس فمنیست انگلیسی معتقدند، فرهنگ سرمایه‌­داری زنان طبقه ممتاز را ظریف و بیمارگونه تصویر می‌کرد که ساختمان عصبی ظریفشان به اندازه بدنشان نیازمند حمایت بود. زنان طبقه متوسط به استراحت طولانی به ویژه در دوران عادت ماهیانه، بارداری و زایمان تشویق می‌شدند. به نظر می‌رسد در جامعه امروز ایران نیز این نگرش تقویت شده‌­است. تقویت این نگرش از یک سو می‌تواند به این باور که زایمان یک بیماری طولانی مدت است و زنان را نیازمند حمایت و مراقبت پزشکان هستند، قوت دهد و باعث افزایش اقتدار و کنترل پزشکان بر احساسات و تن زنان شود و از سوی دیگر به باز تولید این باور ذات­گرایانه «زنان ضعیف­تر از مردان هستند» دامن زند و درنهایت نه تنها هویت مادری به عنوان تنها هویت زنان برشمرده شود و حذف آنان از عرصه عمومی، بازار کار و اقتصاد توجیه شود بلکه باور «جای زن در خانه است» قوت گیرد.

مفهوم کلی: تابوی بدن باردار

بدن زن حامله حجب و در پرده­‌گی روابط جنسی در نظام مناسبات سنتی را درهم می­‌شکند. چراکه خود بيان­گر رابطه­‌ای جنسی است. بنابراين نه سخن و رفتار زن حامله، بلکه بدن تغيیر شکل يافته او اين هنجارهای مرسوم در پرده بودن روابط جنسی را در هم می­‌شکند. بار این شرم بر بدن تغییر شکل­‌یافته­ زنان باردار سنگینی می­‌کند.  بدن زن باردار يادآور تجربه­‌ایی جنسی است که فرهنگ سنتی جامعه­‌ی ایران آن را رازی می‌­پندارد که در خلوت باید بماند و هرگز عمومی نشود، بدنی که اين راز را برملا کند مجرم و محکوم است تا این بار را بر زمین نگذاشته در خلوت خانه بماند یا طوری در انظار ظاهر شود که رازش تا حد امکان پنهان بماند. فرایند بارداری با این معنا برای زنان شرم­‌آگین است و فرايند عادی زندگی به فرايندی غيرعادی تبديل می‌شود. زنان باردار حضور کمتری در عرصه عمومی خواهند داشت، دسترسی به فضاي عمومی برایشان محدودتر می­شود. چنانکه تجربه همين محذورات حضور حمیده را به ویژه از ماه هفتم بارداری در مکان‌هایی که پیش از آن به راحتی حضور می­‌یافت محدود کرد. او می‌گوید: «دیگه از ماه هفتم کمتر بیرون می­‌اومدم. سعی می‌کردم فقط برای خريد ضروری يا کلا کارهای ضروری از خونه بيرون  بيام و دوست نداشتم بدنم در معرض نگاه دیگران باشه» عاطفه هم از تجربه ناخوشایندش می­‌گوید:« محيط تاثير خيلی بدی روی مادرهای ما می‌ذاره، وقتی بيرون می­ری با يه نگاه ديگه­‌ای بهت نگاه می‌کنند،بخصوص که تو محله همه می‌­شناسنت برای همين محدوديت داری.. متاسفانه فرهنگ مردسالارانه ما فهم درستی ازشرایط و نیازهای یه زن باردار نداره و فقط براش یادآوره سکسه! و  با نگا­ه­ها و برخوردهاشون آزارش می­دن. در حالی که زن باردار بیشتر از کسی احتیاج داره بره بیرون قدم بزنه پارک بره ورزش کنه». یافته­‌های این مطالعه نشان می­‌دهد که بسياری از زنان، محدوديت‌های زيادی را برای خود به وجود می‌آورند که شامل تغییر در سبک پوشش، محدود کردن رفت و آمد و ارتباطاتشان است.

تجربه افسانه نشان می­‌دهد که چگونه بارداری شرایط زنان را دگرگون می­‌کند: «دوست نداشتم که ديگران بفهمند که حالم بد هست. هر چقدر هم که حالم بد بود، سعی می­‌کردم تو جمع عادی به نظر برسم. عملا سر کار نمی رفتم. هر چند خيلی هم  تغيير نکرده بودم با این حال راحت نبودم. همکارام مرد بودن و از اينکه از احوالم سر دربیارن شرم‌­زده می­‌شدم، بخصوص که دائم بالا می‌آوردم یا دستشویی رو اشغال می­‌کردم». سميه هم از تجربه‌­ی مشابه­‌ایی پشت سر گذاشت: «تو ماه‌­هایی که شکمم خیلی بزرگ شده بود، کلا لباسای گشاد می­پوشیدم و دلم نمی­خواست ظاهرم تابلو باشه بیشتر ترجیح می­دادم خونه بمونم.» نگاه­‌های معنادار و آزاردهنده باعث کاهش اعتماد به نفس و امنیت زنان و دسترسی آنان به مکان­‌های عمومی می­شود. درحقیقت فرهنگ با ابژه جنسی­ انگاشتن بدن زن باردار و با بارکردن شرم بر آن مانع حضور و فعالیت آنان در عرصه عمومی شده و در نهایت نظام اجتماعی- فرهنگی مردسالار و تبعیض­‌آمیز­ را تقویت می­­‌کند.

مفهوم کلی: اندامی که بايد زيبا باشد

یکی از انتقادات مهم نظریه پردازان فمنیست، تحمیل استانداردهای زیبایی بر زنان است. از نگاه این منتقدان در یک نظام مردسالار زنان صرفا به واسطه بدن­‌هايشان تعريف می­‌شوند. استانداردهای زيبایی آفريده­‌ی ذهن و میل مردانه است که با قدرت رسانه‌­ها، الگوی مطلوب خود از زن را در جامعه نهادینه می­‌کند. میل روزافزون جراحی­‌های زیبایی، مصرف لوازم آرایشی، تمایل به مصرف قرص­‌ها یا گیاهان دارویی لاغری و.. نشان از جمعیتی گسترده‌­ای از زنان ایرانی دارد که از ظاهر طبیعی خود رضایت ندارند و تلاش می­‌کنند از روش­ها و امکان­های متنوع بازار در تغییر و تبدیل ظاهرشان به الگوی ایده‌­آلی که در تبلیغات معرفی می­‌شود، استفاده کنند. تجربه بارداری تاثير بسیاری بر بدن زنان برجای می­‌گذارد. بارداری باعث افزايش وزن، لکه­‌های روی پوست صورت و به جا ماندن آثار شيارهايی روی پوست شکم و پا شود. عمل سزارين موجب بر جای ماندن شیار جراحی به صورت افقی يا عمودی روی پوست و زایمان طبیعی باعث تغییر شکل واژن می‌­شود هیچ کدام از این تغییرات در الگوی مطلوب نظام زیبایی مردسالارانه جایی ندارد. می­توان گفت از یک سو، هویت زنان به مادری گره خورده و از سویی دیگر، مطلوبیتشان به زیبایی؛ دو کلیشه مهم زنانه­ که گاهی در برابر هم ارزش‌­های یک نظام را حفظ می­‌کنند. مادر برای حفظ سلامت جنين باید تغذیه متفاوتی برای رشد سالم جنین داشته باشد که باعث افزایش شدید وزن مادر می­‌شود و از سویی نبايد در معرض مواد شيميایی قرار گیرد. رنگ­ مو، کاشت و طراحی ناخن و.. همیشه برای زنان وسوسه­‌انگیز است و بسیاری از زنانی که دوران نسبتا طولانی بارداری و شیردهی را سپری می­‌کنند باوجود دغدغه سلامت جنین از این وسوسه‌­ها در امان نیستند. اغلب مادران می­‌گویند نمی­‌توانند آرایش نکنند یا ریشه­‌های رنگ نشده موهایشان را تحمل کنند. این تضاد تجربه­‌ای دوگانه در آنان ایجاد می­‌کند که می­‌تواند پیامدهایی چون ازدست رفتن اعتماد به نفس، اضطراب، احساس گناه و.. داشته باشد. به ویژه در ميان زنانی که بدن تغییر شکل یافته­‌شان از طرف همسر یا اطرافیان تایید نمی­‌شود. بسیاری از آنان بعد از زایمان از خشونت کلامی مثل کنایه‌­هایی مبنی بر از دست دادن زیبایی پیش از زایمان یا روحی مثل بی‌توجهی از طرف همسر شکایت می­‌کردند. افزايش وزن در دوران بارداری و کم شدن ناگهانی آن بعد از زايمان باعث اتساع پوست در زنان و ايجاد شيارهايی روی پوست می‌شود که بر زيبايی بدن زنان تاثیر زیادی دارد. اغلب مادرانی که در این پژوهش مشارکت کردند، چنین تجربه­‌ای پشت سر گذاشتند. احترام اینگونه از رنج خود می­‌گوید: «به خاطر اينکه دوقلو حامله بودم وزنم خیلی زياد شده بود و بعد از بارداری در عرض يک هفته از ۷۲ کيلو به۵۵ رسيدم پوست شکمم، حتی پاهام شيار شیار شده بود، چروکیده شدن پوستم، خيلی آزارم می­ده. چون زيبايی خيلی  برای همسرم مهمه. اولایل چیزی نمی­‌گفت اما چند وقت پیش به شوخی برگشت گفت: پوست شکمم عین پوست پیرزنا چروکیده است، خیلی دردناک بود برام و هیچ وقت طعنه‌­اش رو فراموش نکردم، همسرم این درک رو نداشت که بفهمه به خاطر سهل­‌انگاری من نبود. دلم می­‌خواد جراحی کنم تا بهش اثبات کنم که چه جوری بودم و حالا برای چی اين شکلی شدم.»

منصوره گفت افزايش وزن باعث شد تا از اندامش بیزار شود: «بارداری روی اندام من تاثير زيادی داشت، خيلی افتضاح شده بودم من ۷۰ کيلو بودم، بعد از هر بارداری ۲۰ کيلو اضافه وزن داشتم، نمی­تونستم کم کنم خيلی برام مهم بود از خودم متنفر شدم آرزوم بود برگردم به وزن قبل حاملگی­‌ام، طب سوزنی، داروهای گياهی مختلف رو امتحان کردم، ورزش می­رفتم با متخصص تغذيه مشاوره کردم، ولی ول که می‌کردم دو برابر می‌شدم. خیلی ناامیدکننده است». حميده هم نگران اضافه وزنش بود و فکر می­‌کرد اگر نتواند بعد از زایمان به وزن مناسب برسد باعث ناراحتی همسرش می­‌شود: «خيلی برام مهمه باید تلاش ­کنم که برگردم به وزن قبلم چون خيلی بدم مياد. حتی  الان هم وقتی به خودم تو آينه نگاه مي­کنم، بدم مياد همیشه از زنایی که بعد از زایمان شکم میارن بدم می‌­اومد، برای شوهرم هم خيلی مهمه که لاغر و متناسب باشم، برای خودم هم مهمه، ولی می­دونم شوهرم خیلی حساسه و اگر نتوانم لاغر شوم حتما ناراحت می‌­شود» برای افسانه هم مراقبت از بدنش در دوران بارداری اهمیت زیادی داشت و برای لوازم بهداشتی و آرایشی متنوع هزینه بسیاری کرد: «برام خيلی مهم بود، روی پوست صورتم کلی لک افتاد، خيلی ناراحت شدم و چندبار به متخصص پوست مراجعه کردم.  یه سری کرم­هایی استفاده می­‌کردم که پوستم شیار شیار نشه. خيلی چاق نشدم و بعد از زايمان تونستم به وزن قبلم برسم، ولی خيلی برام مهم بود که بارداریم باعث نشه که هیکلم  از فرم بیفته». شادی هم تجربه­‌ای مشابه داشت: «شوهرم همیشه موقع سکس بهم می­گفت واژنم زیادی باز شده و اون لذتی از سکس با من نمی­بره. من زایمان طبیعی داشتم. مادر شدن خودش کل زندگیم را متحول کرده بود و فشار زیادی برام داشت ولی رفتار شوهرم برام آزاردهنده‌­تر بود».  شادی با اشاره به تجربه مشترک دوستانش معتقد بود که همه­‌ی زنان در خلوت­شان این رفتار ناخوشایند و آزاردهنده را تجربه می­‌کنند. او از دوستش نسیم گفت که به خاطر ترس از افزایش وزن دوران بارداری حاضر نبود سبک تغذیه­‌اش را تغییر دهد تا جایی که پزشکش هشدار داده بود که جنینش وزن لازم را ندارد و در معرض خطر است.

  اهمیت حفظ زیبایی و مراقبت از بدن در دوران بارداری برای اغلب زنان تبدیل به دغدغه می‌شود به ویژه اگر پیام­‌های از بیرون به آنها بفهماند که مطلوبیت و زیباییشان کاهش یافت. زنان آبستن درحالی که هراس­‌ها و نگرانی­‌های اجتناب‌ناپذیر دوران بارداری و زایمان را سپری می­کنند، این خشونت پنهان را هم تجربه می­‌کنند که پیامدهای بسیاری به دنبال دارد. سیل مشتریان زن پس از دوران زایمان و شیردهی به سالن­‌ها و متخصصان زیبایی و میل آنان به رنگ مو، بوتاکس، لیفت کردن، لیزر شدن شیارهای پوست، جراحی واژن پس از زایمان طبیعی و… نشان از ابژگی جنسی بدن زن ایرانی دارد که باعث اسارت آنان در متن این فرهنگ شده و این وضعیت با ابزارها و امکان­‌هایی در همدستی نهاد بازار و پزشکی بازتولید می­‌شود.

نتیجه­‌گیری:

در این مطالعه با تامل بر تجربه بدنمند مادری برآن بودم تا تلنگری زده باشم بر سکوت علوم اجتماعی در نادیده گرفتن ابعاد تجربه زیسته مادری به عنوان حوزه‌­ای معتبر در پژوهش­‌های جامعه‌­شناختی. یافته­‌های این پژوهش نشان داد که چگونه ابعاد و لایه­‌های غیرپزشکی و فردی تجربه بارداری زنان، تحت سیطره نهاد پزشکی و با برجسته کردن بعد فیزیولوژیکی آن نادیده گرفته شده است. فوکو(۱۹۶۶) فیلسوف فرانسوی دریافت در نتيجه پيشرفت «پزشکی» بدن زن «به واسطه آسيب­‌شناسی درونی خودش» تمیيز و تشخص می‌­يافت و در ارتباطی انداموار با پيکر جامعه قرار داده می‌شد -پيکری که بدن زن ضامن بارآوری و نظم آن بود- این حضور رمزآميز جنسيت (سکسوالیته) چيزی است که بدن زن را وارد گفتمان­‌های تحليلی علم پزشکی کرد. از طريق اين گونه از گفتمان­‌های پزشکی، هويت مشخص زن و سلامت آينده جمعيت هر دو با دانش، قدرت و ماديت بدن پيوند مشترک یافتند. با تحلیل داده‌­های این پژوهش در چارچوب نظریه فوکو می­‌توان ادعا کرد، در تجربه زنانی که در این پژوهش مشارکت داشتند، نهاد پزشکی در ایران به عنوان نهادی مدرن همین کارکرد را داشته و با ابژه­‌سازی بدن زنان به عنوان موضوع دانش پزشکی، چگونگی و کنترل فرایند بارداری و زایمان را بر عهده گرفته است. اگرچه دخالت پزشکان در نظارت فرایند بارداری میزان تلفات کودکان و مادران را پایین آورده اما آنان پیش از هر چیز با نامعتبر دانستن دانش قابلگان محلی و حذف مشارکت آنان در کمک به فرایند زایمان زنان و انتقال محل زاییدن از خانه به بیمارستان، رابطه‌­ای پزشکینه با قواعد از پیش تعیین شده را جایگزین رابطه­‌ی انسانی زائو و قابله در محیط آشنای خانه کردند تا این فرایند تحت نظارت نهادی قرار گیرد که گفتمان حاکم بر آن مردسالارانه و مبتنی بر سلسله مراتب قدرت در رابطه پزشک – مادر بوده و با نادیده­‌انگاری و بی‌­اهمیت انگاشتن بعد غیرپزشکی این تجربه موجب سرکوب آن شدند. در بیمارستان‌های ايران امکان حضور پدران و یا اعضای نزدیک در کنار مادر هنگام زايمان وجود ندارد. در حقیقت قدرت نهاد پزشکی نه تنها نظم و صلاحیت افراد دخیل در کنترل این فرایند را تعیین می­‌کند -که تنها پزشک و تیم همراهش هستند- بلکه تعیین می­‌کند کدام نیاز زنان در این هنگام اهمیت دارد. از سوی دیگر، کنترل فرایند بارداری توسط پزشکان نه تنها باعث بیگانگی مادر از تجربه­‌اش شده بلکه باعث می­‌شود پدر-همسر هم به طورکل از این فرایند حذف شوند و هیچ درک و مشارکتی در فرایند زایمان نداشته باشد. تاثیر فراگیرتر این حذف در جامعه این خواهد بود که همه­‌ی مردان از این فرایند بیگانه باشند و به جای همدلی با مصائب دوران بارداری و فهم عمیق­تر این فرایند، زن باردار برایشان تنها یادآور ابژه‌­گی­ جنسی باشد و در نهایت نظم جنسی موجود و تابو بودن بدن زن را تثبیت و به دنبال آن حذف زنان باردار از عرصه عمومی را تقویت کند. غم‌­انگیزتر آن­که مردان بیگانه از تاثیرات تجربه بارداری، زایمان و به­‌طور کلی مادری بر زنان، تنها توقعات و نیازهای خود را در رابطه با آنان دنبال کنند، زنانی که همزمان با سونامی تغییرات و تحولاتی مواجه اند که این نقش تازه بر آنان هموار کرده است.

 

پانویس‌ها

[1] نگاه کنید به: میرزانژاد، مریم(1388)«بررسی تجربه مادری در میان زنان جوان»، راهنما، شهلا اعزازی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی.

[2]   اطلاعات کامل همه­ی 30 مادری که در مصاحبه مشارکت داشته­اند در جدولی که در انتهای مقاله پیوست شده، آمده است.

پیوست

مشخصات کلی از مادرانی که در مصاحبه مشارکت کردند

فهرست منابع

آبوت، پاملا و کلروالاس (۱۳۸۵). جامعه‌شناسی زنان، ترجمه منيژه نجم عراقی، تهران: نشر نی.

تانگ،رزمری(۱۳۸۷). نقد و نظر:درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران: نشر نی.

دریفوس،هیوبرت، پل،رابینو (۱۳۸۸ ) «میشل فوکو در فراسوی ساختارگرایی و هرمنوتیک» ترجمه حسین بشریه، تهران: نی.

ضميران،محمد (۱۳۷۸) .ميشل فوکو:دانش و قدرت، تهران :نشر هرمس.

فوکو،ميشل (۱۳۸۴ ). اراده به دانستن، ترجمه نيکو سرخوش، افشين جهان‌دیده، تهران: نی.

ميلر،پيتر(۱۳۸۴).سوژه استيلا و قدرت ، ترجمه نيکو سرخوش افشين جهان‌دیده، تهران: نی.

به دوستان خود بگویید!
Share
می‌خواهید با ما در ارتباط باشید؟

نظر شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید