آخرین مقاله‌ها

نظریه کوییر؛ منفصل ساختن روان‌شناسی انتقادی

نویسندگان: میگل روسلو پنازولا و ترزا کابرویا اوباچ - برگردان: امانوئل شکریان منتشر شده در: نشریه شماره ۷ ایران آکادمیا، بهار ۱۴۰۰، صفحه...

دوران پیشا علم جنسی در فرهنگ اسلامی: علم الباه مشتمل بر اِرُتیک‌شناسی ، طب و پورنوگرافی

[1]

دوران پیشا علم جنسی[2] در فرهنگ اسلامی: علم الباه[3] مشتمل بر اِرُتیک‌شناسی[4]، طب و پورنوگرافی

پاتریک فرانک[5]

موسسه‌مطالعات‌شرق‌،دانشگاه‌بامبرگ،آلمان

چکیده

اگرچه جنسیت مفهومی مدرن است که تا پیش از قرن نوزدهم پدیدار نشده بود، ولیکن مسائل جنسی، ولو تحت عناوینی دیگر در فرهنگ‌های پیشامدرن در جریان بوده و مورد بحث قرار گرفته است. در جهان پیشامدرن اسلامی، فقه با در برداشتن زمینه‌هایی موضوعی نظیر «ازدواج» (نکاح) و «طهارت»، فرصتی برای سخن‌گفتن در مورد جزئیات زندگی جنسی فراهم می‌کرد. علاوه بر این، فرهنگ اسلامی پیشامدرن دارای دانش جداگانه‌ای در ارتباط با مقاربت جنسی بود. علم الباه به اصطلاح (باه، واژه‌ای عربی به معنای آمیزش جنسی[6] است) دانشی ترکیبی بود که در آن مفاهیم حکیمانه‌ و سبک‌های ادبی مختلف در هم آمیخته بودند. اما از آنجاییکه تمام اطلاعات موجود در مورد مسائل جنسی زیر چتر این دانش، گردهم آمده است، می‌توان آن را به عنوان سَلف علم جنسی جدید مطرح ساخت. نظر به اینکه تاکنون اکثر مطالبی که در مورد علم الباه در غرب منتشر شده است، بیشتر به بررسی صرفا کتابشناختی محدود است، این مقاله می‌خواهد ارزیابی نظری بیشتری در زمینه‌ی این دانش ارائه کند و شرحی از تغییرات معرفت‌شناختی در طی دهه‌های گذشته در زمینه تاریخنگاری سکسوالیته را نیز در برگیرد.

کليدواژگان: اسلام؛ سکسوالیته انسان؛ تاریخ علم؛ طب؛ بدن انسان؛ سلامت؛ پورنوگرافی

 

و گویی آن آزادی‌ای که در آن متون قدیمی وجود داشت، زبانم را به من بازگرداند، با خطوطی طولانی از کلماتی که من جرات گفتن و نوشتن آنها را نداشتم. این است زبان شورانگیز، من نمی توانم بی آنکه مسحور شوم فرازی از آن را بخوانم. هیچ یک از زبان‌های خارجی نمی‌تواند مرا تا بدین حد برانگیزاند، عربی زبان سکس[7] است (Nu‘aymı¯,2007,p.21).

آیا می‌دانستید که می‌توانید در رویداد علمی پیش ‌رو شرکت کنید؟

این قطعه نقل قولی از رمان اِرُتیک برهان العسل نوشته‌ی سلوی النعیمی است که اخیرا در لبنان منتشر شده است. النعیمی نویسنده‌ی مشهور سوری است که در این رمان شرح می‌دهد، چگونه یک زن، با مطالعه‌ی نظام نامه‌های کلاسیک در ادبیات اِرُتیک عرب، مسیر خود را به سوی زندگی جنسی مسرت‌بخش و شورانگیز پیدا می‌کند. نکته جالب توجه در نقل قول وی این است که او زبان عربی را به عنوان زبان سکس(جنس در زبان عربی) به تصویر می‌کشد، و این را از منظر هرزگی نویسندگان کلاسیک متون اِرُتیک عربی شرح می‌دهد.

از منظری ساختارگرایانه، ما می‌توانیم این ایراد را مطرح کنیم که سکس تا پیش از ابداع واقعی این اصطلاح، وجود نداشت. همانطور که به خوبی مشخص شده است، سکس به معنای «آمیزش جنسی»[8] و سکسوالیته در غرب، پیش از قرن نوزدهم وضع نشده‌ بودند.[1] اتخاذ آنها توسط جهان اسلام، یعنی انتصاب واژه‌هایی قدیمی مانند جنس(در اصل به معنای «جنس، نوع، گونه») به معنای جدید، فرآیندی بود که تا پیش از دهه ۱۹۴۰ اتفاق نیفتاد. با توجه به این فرآیند تاریخی، شاید برای یک ساختارگرا، سکسی خواندن زبان عربی امری غیر منطقی به نظر بیاید. النعیمی می‌تواند صرفا زبان را چیزی شبیه سکس نامیده باشد، اما در واقع این موضوع، سنتی طولانی در زبان عربی دارد. این سنت چیست؟ سلوی النعیمی خود از واژه‌ی باه همراه با جنس استفاده کرده و در مورد تعلق خاطر خود به کتاب‌های مربوط به باهکتب الباه– سخن گفته است.

باه یکی از اصطلاحات عربی برای آمیزش جنسی است که در دوران پیشامدرن به چندین زبان دیگر در جهان اسلام (از جمله فارسی، ترکی و اردو) نیز انتقال یافت. از نظر ریشه‌شناسی باه با فعل عبری boˆel پیوند داشته است، پیش از این در عهد عتیق این فعل به معنای آمیزش جنسی به‌کار رفته است (see Davidson, 2007, p. 10). در این مقاله، نشان خواهم داد که در جهان پیشامدرن اسلام، باه صرفا یک اصطلاح نبوده است، بلکه دارای طبقه‌بندی‌ای معرفت‌شناختی بود که بر فهم ما از آنچه امروزه سکسوالیته نامیده می شود، تاثیر قابل توجهی داشته است. پیش از این، باه به عنوان حوزه‌ای از دانش، در کتاب مشهور قرن دهم میلادی یعنی الفهرست ابن ندیم ذکر شده بود. بعدها در قرن شانزدهم میلادی، محقق عثمانی، طاش کوپری زاده (متوفی ۱۵۶۱) علم الباه(دانش جماع) را در دانشنامه‌ی خود به نام مفتاح السعاده[9] ذکر کرد. او در مدخل علم الباه در دانشنامه‌ی خود به شش کتاب در این زمینه اشاره دارد.( (Tashko ̈pru ̈za ̄de, n.d., vol. 1, p.326 وقتی صد سال بعد، محقق عثمانی، حاجی خلیفه، دانشنامه‌ی کتابشناختی مشهور خود به نام کشف الظنون، یعنی یکی از بزرگترین مراجع اولیه‌ی آثار شرق‌شناسی را تصنیف کرد، او توانست تا بیش از دوازده کتاب به زبان‌های عربی، ترکی و فارسی را در زمینه‌ی علم الباه ذکر نماید. [2]

علم الباه دانشی ترکیبی بود که در آن رشته‌های مختلف با یکدیگر در آمیخته بودند. علم الباه از نظر تاریخ سکسوالیته بدین خاطر اهمیت دارد که می‌توان آن را دستکم به عنوان یکی از اسلاف دانش جنسی مدرن مطرح ساخت. نویسندگانی که در اواخر دوران قرون میانه و اوایل دوران مدرن در حوزه علم الباه مشارکت داشتند، تمامی اطلاعات قابل دسترس در مورد موضوعاتی که امروزه تحت عنوان «جنسی» طبقه‌بندی می‌شود را در کتاب‌های خود گردآوری کردند. من در اینجا قصد دارم تا ویژگی خاص علم الباه را نشان دهم و طرح تاریخی مقدماتی این حوزه‌ی دانش را از ظهور تا زوال آن در دوران مدرن ارائه دهم. این یک کار مقدماتی است، بدین خاطر که تنها تعداد محدودی از منابع را در بر دارد، بسیاری از نسخه‌های مرتبط به زبان‌های عربی، فارسی و ترکی در کتابخانه‌های شرقی، اروپایی و آمریکایی نگهداری می‌شوند و هنوز هم در انتظار شناخته شدن هستند. اکثر اطلاعات این مقاله با اتکا بر مدخل‌های باه و علم الباه در آثار فوق الذکر یعنی آثار ابن ندیم و طاش کوپری زاده و همچنین با اتکا بر تحلیل برخی از کتاب‌های عربی که توسط این نویسندگان به عنوان آثار مشارکت‌کننده در این زمینه دانش معرفی شده، ارائه می‌شود. اول از همه، ‌بایستی فرایند تحول سنت‌های متفاوتی از دانش را که به  باه پرداخته بودند و بعدها به این حوزه پیوستند، مورد توجه قرار بگیرد.

علم الباه به مثابه هنر کامجویی[10]

در برخی موارد علم الباه با آنچه میشل فوکو (۱۹۶۷) هنر کامجویی نامیده، یکسان در نظر گرفته می‌شود، هنری کاربردی که در چندین فرهنگ پیشامدرن باستانی و شرقی مشاهده شده است. هدف اصلی هنر کامجویی افزایش لذت عشق‌ورزی است. یکی از نخستین ارجاعات به کتاب باه را می‌توان در اثری از محقق بصری، جاهز (۱۹۵۵) در قرن نهم یافت. در آنجا اشاره شده است که خود نویسنده ابداع‌گر نوع جدیدی از صندل است که منحصرا برای معاشقه مناسب بوده است. همچنین برخی از نسخ خطی مانند گفتگوی دوستان در باب مصاحبت با معشوق-نزهه الأصحاب في معاشره الأحباب- نوشته‌ی أبو نصر السموأل بن يحيى المغربي (متوفی ۱۱۸۰) و رجعت از پیری به جوانی در باب قوای مقاربتیرجوع الشیخ الی صباه فی القوه علی الباه-[11] نوشته‌ی تیفاشی (متوفی ۱۲۵۳) حاوی اطلاعات زیادی در مورد مسائل کامجویانه از قبیل زیبایی زن، عطریات، معاشقه، پیش نوازش[12]، پوزیشن‌ها و فنون جنسی است. اثری دیگر و تقریبا شبیه به کتاب قبلی، فصل مربوط به هنر جماع-فن الباه– است که در کتاب راهنمای نکاح، تعلیقاتی در فواید ازدواج-الوشاح فى فوائد النكاح نوشته‌ی محقق مصری سیوطی(متوفی ۱۵۰۵) آمده است. متنی که در آن نویسنده پیرامون انزال زن(انزال المراه)، اهمیت کلیتوریس(بظر) برای لذت زنان در طول مقاربت، رابطه‌ی میان سن و میل جنسی و همچنین حیله برای تحریک زنان به جهت سرعت بخشیدن به ارگاسم آنها و تاخیر در انزال مردان بحث می‌کند (Suyu ̄t ̄ı, 2002, pp. 307334).

بحث در مورد این موضوعات، تحت عنوان باه، منجر به این شد که برخی از محققان مانند عبدالوهاب بوهدیبا (1975, p. 160; English translation, 2004, p. 140) و لورنزو دکلیچ[13] (۱۹۹۴) علم الباه را به اِرُتیک‌شناسی ترجمه کنند. اما این قضیه نباید ما را به این باور برساند که در واقع اِرُتیک‌‌شناسی و علم الباه یکسان بودند. اِرُتیک‌شناسی تنها یکی از اجزای علم الباه بوده است. کتاب‌های باه بسیاری وجود دارند که محتوای اِرُتیک نداشتند و بالعکس کتاب‌های اِرُتیک متعددی نیز وجود دارند که به هیچ وجه ارتباطی با علم الباه ندارند. به عنوان مثال، مشهورترین کتاب اِرُتیک در زبان عربی، باغ معطر[14] نوشته‌ی نفزاوی(قرن پانزدهم)، نه در فهرست کتاب‌های باه ذکر شده است و نه نویسنده‌ی آن، کتاب را به عنوان اثری مرتبط با علم الباه معرفی کرده است. بنابراین علم الباه و اِرُتیک‌شناسی به عنوان انواعی از دانش بایستی از یکدیگر متفاوت در نظر گرفته شوند. یکی از نکات مربوط به بازشناختن علم الباه از هنر کامجویی فوکو  این است که علم الباه دانشی غیبی و محصور در دایره‌ی کامجویی نیست. بالعکس علم الباه دانشی شناخته‌شده محسوب می‌شد که در دانشنامه‌های عربی پیشامدرن هم‌ طراز دانش‌های طب بود و جایگاه مشخص خود را در زندگی درباری داشت.

طب سنتی باه

به عنوان یک رشته طبی، علم الباه بر نظریه‌های دانش محور به ارث رسیده از یونانیان باستان استوار بود. کتاب‌های متعلق به این رشته مملو از نقل‌قول‌هایی از اطباء باستانی مانند بقراط (متوفی حدود ۳۷۰ پیش از میلاد)، روفوس افسوسی (حدود ۱۰۰ پس از میلاد) و گالن (متوفی حدود ۲۱۷/۲۱۶ پس از میلاد) بود. گالن در شماری از رساله‌های خویش به موضوعات آمیزش جنسی پرداخته است. گالن به شدت تحت تاثیر روفوس افسوسی بود که او نیز خودش نویسنده‌ی تک‌نگاری درباره‌ی آمیزش جنسی (Peri aphrodisio ¯n) است.[3] اگرچه نویسندگان باستانی کتاب‌های طبی پیشتر به طور مشخص به آمیزش جنسی پرداخته بودند، ولیکن تکوین آن به عنوان دانشی کامل با موضوع جماع تا پیش از دوران کلاسیک اسلام پدیدار نشده بود. علم الباه مانند دانش جنسی مدرن، با پزشکی در ارتباط بود، اما در مقایسه با دانش جنسی مدرن، علم الباه خیلی به آسیب‌شناسی‌های جنسی و انحرافات جز به عنوان پیش نیاز سلامت در کنش جنسی، نپرداخته بود. از این رو، مانفرید اولمان، یکی از متخصصان در طب اسلامی، این رشته دانش را «بهداشت جنسی»[15] (1970, p. 193) نامیده است.

تکریم علم الباه در این واقعیت نمایان است که بسیاری از کتاب‌های باه از سوی مهمترین حکما و متفکران در تاریخ اندیشه اسلامی نگاشته شده است. تا آنجا که ما می‌دانیم نخستین نویسنده‌‌ای که کتابی درباره‌ی باه نگاشته است، کندی است (متوفی ۸۷۰). کندی یک شخصیت اصلی در نهضت ترجمه بغداد در قرن نهم بود، کسی که بسیاری از آثار در زمینه‌های فلسفی، حکمت و طب یونانی را به عربی ترجمه کرد. آثار کندی از علاقه‌ی ذاتی او به فلسفه ناشی شده است؛ زیرا او در مواجهه‌ با سنت یونان، نظریه‌های اولیه در مورد پرسش‌های کلیدی فلسفه‌ی دین، متافیزیک، علم فیزیک و اخلاق را بسط داد. از این رو او نخستین فیلسوف جهان اسلام محسوب می‌شود (Adamson,2007). کتاب کندی درباب باه چند سال پیش در ایتالیا ویرایش شد. علاوه بر کندی دو شخصیت اصلی دیگر نیز در نهضت ترجمه یونانی به عربی بغداد در دوران عباسی حضور داشتند که بواسطه‌ی آثارشان در علم الباه مشارکت داشتند- حُنَین بن اسحاق (متوفی ۸۷۷) و قسط بن لوقا (متوفی ۹۱۲) که هر دو مسیحی بودند. حتی قسط بن لوقا دو اثر مجزا در این موضوع نگاشت، کتاب باه و آنچه برای کنترل بدن در استفاده از آن نیاز است [16] که به توصیه‌ی احمد بن محمد دبیر فرمانده ارمنی ایلخانی نگاشته شد و کتاب دیگر کتابی درباره‌ی باه-کتاب فی الباه-نامیده شد که شامل بیست و دو پرسش و پاسخ درباره‌ی‌‌ این موضوع بود. حکمای مسلمان بعدی که کتب باه را نگاشتند-محمد بن زکریای رازی (متوفی ۹۲۵) بحرالعلوم ایرانی که بعدها تحت عنوان رازس[17] به یکی از مهمترین نویسندگان معروف مدرسی لاتین مبدل شد و ابن‌سینا (متوفی ۱۰۳۷) یک طبیب-فیلسوف، وزیر پرشوکت و طبیعت‌شناس ایرانی که در غرب بیشتر به نام آویسنا[18] شناخته می‌شود. کتاب درباره‌ی باه اثرات مفید و مضر و داروهای آن[19] نوشته‌ی‌ رازی، امروزه با دو ویراست در دسترس است، هر دو ویراست اخیرا در مصر منتشر شده و توسط پیتر ای. پورمان بررسی شده است. رساله‌ی ابن‌سینا درباره‌ی جماع -رساله فی الباه- همچنان به شکل نسخه‌ی خطی باقی مانده است (British Museum, 1349, 13).

احتمالا آخرین کتاب باه که به طور محض در این حوزه‌ی دانش نگاشته شده است، متنی از خواجه نصیرالدین طوسی، با نفوذترین محقق شیعی قرن سیزدهم در حوزه‌های فلسفه، الاهیات، ریاضیات، هندسه و نجوم بود. کتاب وی الباب الباهیه فی التراکیب السلطانیه نام داشت و او آن را برای خلیفه دوران خود نگاشت. این کتاب یکی از محبوب‌ترین کتاب‌ها درمیان تمامی کتب الباه جهان پیشامدرن اسلام بود. در قرن پانزدهم این کتاب به دستور سلطان مراد دوم عثمانی[20] (متوفی ۱۴۵۱) به زبان ترکی ترجمه شد. نسخه‌ی خطی و ترجمه‌شده‌ی این اثر به زبان ترکی باه نامه‌ی پادشاهی[21] نامگذاری شد و کتابی مشهور در کلکسیون‌های کتاب‌های شرقیِ خاورمیانه، اروپا و آمریکا است. معمر کیندرجی[22] و ایوب گوموش[23]، دوتن از تاریخ‌نگاران طب ترکیه که اخیرا مقاله‌ای درباره‌ی کتب الباه عثمانی منتشر کردند، توانسته بودند که شانزده نسخه از این کتاب را فقط در کشور ترکیه پیدا کنند. این اثر طوسی به فارسی نیز ترجمه شده است. چند نسخه‌ی خطی از این ترجمه‌ی فارسی در کتابخانه‌های هندی و اروپایی نگهداری می‌شود. در قرن دوازدهم میلادی نوع جدیدی از کتب الباه پدیدار شد که در آن‌ها موضوعات طب و اِرُتیک‌شناسی درهم آمیخته بودند. در میان کتاب‌هایی که پیشتر نامبرده شد می‌توان به کارهای المغربی و تیفاشی به عنوان نمونه هایی از این دست اشاره کرد.

کتب الباه طبی نه تنها از منظر تاریخ سکسوالیته اهمیت دارند، بلکه شاید بیشتر از آن برای تاریخ پزشکی و داروسازی اهمیت داشته باشند، چرا که آن‌ها حاوی تعدادی زیادی از نسخه‌های تجویزی هستند. تنها پروژه‌ی تحقیقاتی مهمی که تاکنون به این موضوع پرداخته است، پژوهشی است که تحت هدایت متخصص این حوزه ماگنوس اشمیت، استاد تاریخ پزشکی دانشگاه ارلانگن-نورنبرگ آلمان صورت گرفته است. او در دهه‌ی ۱۹۷۰، بیش از پانزده تن از به اصطلاح طبیبان بومی از کشورهای عربی را برای ویرایش و ترجمه‌ی کتب الباه به زبان آلمانی در قالب رساله‌ی دکتری آن‌ها انتخاب و راهنمایی کرد (see Mildenberger, 2008, p. 212) در میان کتاب‌های مورد بررسی در پروژه‌ی اشمیت دو کتاب قسط بن لوقا، نسخه‌ی اصلی و عربی کتاب طوسی و دو اثر از کتاب‌های نوع ترکیبی یعنی آثار المغربی و تیفاشی وجود داشتند.

کتب الباه طبی به طور معمول با خلاصه‌ای کلی از نظریه‌ی اخلاط[24]، فراگیرترین اصل توضیحی در حوزه‌ی طب یونانی-عربی آغاز می‌شود. این نظریه مبتنی بر این باور است که هر عضو حیاتی بدن، بسته به عملکرد آن، دارای حالت ایده‌آلی است که در عربی مزاج نامیده می‌شود: مزاج می‌تواند در وضعیت عادی بدن گرم، سرد، مرطوب یا خشک باشد. اعضای مختلف یک فرد زمانی می‌توانند به خوبی کار کنند که تقریبا به مزاج ایده‌آل خود نزدیک باشند. اگر آنها این کار را انجام دهند، آنها متعادل نامیده می‌شوند. اما در واقع، اعضای بدن بیشتر انسان‌ها در یک یا چند مورد از حالت ایده‌آل خود فاصله دارند. آنها در مقایسه با حالت معمول، گرم، سرد، مرطوب، و خشک هستند، یا به نحوی مرکب، گرم و مرطوب، گرم و خشک، سرد و مرطوب، و یا سرد و خشک هستند. براساس نظریه‌ی اخلاط، به طوریکه که در کتاب‌های باه مطرح شده است، وضع جنسی یک مرد به مزاج او یا به طور خاص به مزاج بیضه‌های او بستگی دارد. اگر تمایل به گرما نشان ‌دهد، بلوغ جنسی زودرس اتفاق می‌افتد، میل جنسی بسیار قوی است و موهای زهار متراکم و گسترده است. اگر، بر عکس، مزاج بیضه‌ها رو به سردی باشد، در نتیجه ویژگی‌های متضادی با حالت قبلی ظاهر می‌شوند. در قطب دیگر، مزاج مرطوب تاثیری بر میل جنسی نخواهد داشت. با این حال، میزان و چسبندگی مَنی را تعیین می‌کند. اگر مزاج بیضه‌ها سرد باشد، مَنی فراوان و رقیق و اگر مزاج خشک باشد، مَنی کم و غلیظ خواهد بود. مزاج بیضه‌ها همچنین در تعیین تعداد دفعات آمیزش جنسی فرد بسیار مهم است. مردانی با مزاج سرد بایستی از آمیزش جنسی مکرر حذر کنند، چرا که معمولا جماع، بدن را سرد کرده و بنابراین می‌تواند وضعیت فرد را به سوی یک عدم توازن مرضی دچار کند. مردانی با مزاج خشک نیز نباید به طور مکرر جماع کنند، چرا که از دست دادن رطوبت حاصل از آن، خشکی آنها را افزایش می‌دهد و این می‌تواند برای آنها مضر باشد. تنها اگر بیضه‌های یک مرد گرم و مرطوب باشد، می‌تواند به طور مکرر آمیزش جنسی داشته باشد و حتی در صورت آموزش جنسی محدود و یا خودداری از آن می‌تواند آسیب ببیند. برای این نوع از مردان، عدم آمیزش جنسی مضر است، چرا که  اگر خلط مرطوبی که می‌بایست دفع شود، درون بدن باقی بماند، فاسد می‌شود.[25] این فساد باعث ایجاد بخارهایی ناپاک و بد می‌شود که به نوبه خود باعث ایجاد بسیاری از امراض می‌شوند (Qusta ¯ ibn Lu ¯qa ¯, 1973, pp. 815).

با توجه به اینکه مزاج بیضه‌ها با توجه به سن، فصل و شرایط زندگی روزانه متغیر است، الگوی صحیح تعداد دفعات آمیزش جنسی برای یک شخص همواره یکسان نیست. تعداد دفعات آمیزش جنسی در جوانان می‌تواند بالاتر باشد، چرا که بدن جوان به طور کلی دارای رطوبت بیشتری است، در حالی که در سنین پیری این تناوب بایستی به دلیل افزایش خشکی بدن، کاهش یابد. در مورد فصل‌ها، بهار و زمستان، زمان مناسبی برای آمیزش جنسی هستند چرا که به بدن افراد رطوبت می‌بخشند، در حالی‌ که در تابستان و پاییز رطوبت را از بدن خارج می‌کند. از فعالیت جنسی در هنگام پُر بودن شکم، مستی، خماری، گرسنگی، بیماری، ناراحتی و خستگی باید اجتناب شود، چرا که این شرایط بر بدن تاثیری ضعیف کننده دارند که همراه با فعالیت جنسی تشدید می‌شود(Qusta ¯ ibn Lu ¯qa ¯, 1973, pp. 15-20) .

براساس کتاب‌های اولیه باه، بهترین زمان برای رابطه‌ی جنسی، زمانی است که معده در حالتی میان خالی و پر بودن، پس از یک وعده غذایی سبک قرار دارد. آشکارترین نشانه‌ی نیاز بدن به فعالیت جنسی، وجود شهوت شدید است، شهوت در صورتی که به طور عمدی تحریک نشود، می‌تواند بوسیله‌ی شرایط جسمی، روحی یا هر دوی آن‌ها برانگیخته شود. باید در نظر داشت که در مورد دوم، وضعیت روحی که فرد را از طریق افکار و خاطرات تحریک می‌کند، نیاز به جماع را بر نمی‌انگیزد. فقط در صورتی که شهوت همراه با شرایط جسمی تحریک شده باشد، نیاز به جماع محقق می‌شود. در این مورد برقراری رابطه جنسی مفید و سودمند است، به خصوص اگر با جنبه‌ا‌ی قوی همراه شود که ناشی از افکار یا خاطرات باشد. قوی‌ترین علامتی که نشان می‌دهد برقراری رابطه جنسی-استعمال الباه-به شیوه‌ای مناسب و با توجه به نیاز انجام شده است، خرسندی و شادابیِ پس از آمیزش جنسی است. از سوی دیگر، اگر  پس از رابطه‌ی جنسی بدون هیچ دلیلی کسالت، افسردگی و یا غم و اندوه فرد را در برگیرد، این امر حاکی از آن است که او بدون نیاز قبلی، به رابطه‌ی جنسی مبادرت ورزیده است. افراط در آمیزش جنسی می‌تواند منجر به درد در مفاصل، سرفه همراه با خلط خونی، درد در کلیه‌ها و مثانه، ریزش مو، سردرد و برخی دیگر از نقص‌های جسمانی شود (Qusta ¯ ibn Lu ¯qa ¯, 1973, pp. 20-23).

از این رو، آمیزش جنسی‌‌ای که به نحوی درست-علی الطریق المحمود– صورت پذیرفته باشد، تاثیرات سودمند بسیاری دارد. مقاربت با این کیفیت، غم و اندوه را از بین می‌برد و افسردگی ملانکولیک، صرع و تندخویی را تقلیل می‌دهد، موجب کاهش رطوبت ناشی از حفظ رطوبت‌های بلغمی می‌شود، تناوب ناپاکی‌های شبانه را کم می‌کند، هضم را بهبود می‌بخشد، اشتها را تحریک می‌کند و از مرض-بطلان‌النفس– که منجر به سنکوپ[26] می‌شود جلوگیری می‌کند. این مساله نه تنها برای مردان، بلکه برای زنان نیز صادق است، چرا که بدن زنان نیز به موازات بدن مردان عمل می‌کند و به همین صورت اسپرم تولید می‌کند، آنچه که از طریق فعالیت‌های جنسی بیرون می‌ریزد- این ایده از نظریه‌ی طب کهن حاصل شده است.[5] محرومیت فعالیت جنسی در زنان منجر به مرض «اختناق رحم»[27] می‌شود. گالن، طبیب یونانی، داستان زن بیوه‌ای را نقل کرده است که پس از مدت زمان زیادی پرهیز از فعالیت جنسی، دچار اختناق رحم شد. هنگامی که بیوه زن به سراغ قابله‌ها رفت و از انواع مختلف دردها، اسپاسم‌ها و مشکلات عصبی خود شکوه کرد، برای قابله‌ها تشخیص علت این اختلالات کار دشواری نبود. آن‌ها به عنوان درمان این اختلالات، تعدادی دارو و شیاف-فرزجه-[28] تجویز کردند. زن با استعمال شیاف دردی را در مهبل(واژن) خود احساس کرد، اما لذت زیادی شبیه مقاربت جنسی را نیز احساس می‌کرد. اسپرم بسیار غلیظی از او خارج شده و بدین ترتیب بیماری او درمان شد.[29] حکایتی دیگر از گالن عنوان می‌کند که چگونه فیلسوف کلبی مسلک، دیوجانس(دیوژن) از سینوپ که به خاطر پرهیزگاری خود مشهور است، برای خارج شدن این مواد مضر از بدن خود یکبار جلق زد. براساس نظریه‌ی جالینوسی که در کتب الباه بازتاب یافته است، فعالیت جنسی همچنین مانع از نعوظ دائم[30] می‌شود، حالتی دردناک که در آن آلت تناسلی شق شده، و نمی‌تواند به حالت خوابیده و شُل بازگردد(Qusta ¯ ibn Lu ¯qa ¯, 1973, pp. 26-32).

ارائه دستورالعمل‌هایی برای یک زندگی سالم جنسی یکی از دو موضوع اصلی کتب الباه طبی است،  موضوع اصلی دیگر، روش‌هایی است که بدن مرد را به وضعیت جسمانی مورد نیاز برای جماع می‌رساند.[6] در اغلب موارد، ناتوانی قوا[جنسی] ناشی از مزاج نادرست بیضه‌ها است- اگر آنها بیش از حد خشک شده باشند، اسپرم به اندازه کافی تولید نمی‌شود، در صورتی که بیش از حد سرد باشند، شهوت جنسی ضعیف است. در این موارد،  این نقص می‌تواند به وسیله‌‌ی تغذیه یا دارو یا  بوسیله‌ی گرم کردن بیضه‌ها یا مرطوب کردن آن‌ها و یا انجام همزمان هر دو عمل درمان شود (see al-Kindı ¯, 1979, p. 24) اما باید اضافه کرد که ناتوانی قوا همچنین می‌تواند ناشی از فقدان باد باشد، چرا که باد برای نعوظ آلت تناسلی ضروری است. در اختلال فقدان باد، شهوت جنسی قوی است، اسپرم در طول فعالیت جنسی به مقدار زیاد خارج می‌شود ، اما آلت تناسلی در وضعیتی است که امروز «اختلال نعوظ»[31] نامیده می‌شود. برای درمان چنین نقصی، کتب الباه توصیه می‌کنند که مواد خوراکی‌ای که باعث ایجاد باد در بدن می‌شود، به عنوان مثال پیاز یا نخود میل شود (Qusta¯bn Lu¯qaÂ، 1978، pp. 5- 7). بخش قابل توجهی از تمام کتاب‌های باه طبی، شامل فهرست‌هایی طولانی از دستورالعمل‌های آماده‌سازی غذا، معجون‌ها، خمیر دارو[32] یا داروهایی است که بدن مرد را با سه عنصر لازم برای فعالیت جنسی آماده می‌سازد: رطوبت، گرمای متوسط و باد. با این حال، باید گفت که تمام دستورالعمل‌های موجود در این فهرست‌ها مبتنی بر نظریه‌‌ی اخلاط نیستند. بعضی از داروهای شهوت افزایی[33] که در اینجا ذکر شده‌اند، دارای یک ویژگی‌ سحرآمیز هستند و از جادوی جنسی حاصل می‌شوند.

کتب الباه طبی اولیه، با  موضوع آمیزش جنسی به عنوان یک فرآیند زیست‌شناختی صرف سرو کار دارد، آنچه که برای بدن مرد باید مناسب باشد. رویداد اصلی در آمیزش جنسی، انزال است، امری که تاثیرات آنی و تمام و کمالی بر بدن مرد و سلامتی او دارد. ابعاد اِرُتیک و عاطفی سکسوالیته به طور کامل در این کتاب‌ها تحت شعاع قرار گرفتند. آنها همچنین بواسطه‌ی اسلوب جدی‌تر خود نسبت به پوزیشن‌های جنسی با ادبیات اِرُتیک متفاوت بودند. برای مثال در حالیکه کتاب باغ معطر تعدد پوزیشن جنسی را مناسب می‌دانست(al-Nafza ¯wı ¯, 1990, pp. 83- 85)، کتب الباه پزشکی، آمیزش جنسیِ سنتیِ رو در رو را توصیه می‌کنند.  در کتب الباه پوزیشن‌های ایستاده، نشسته و قرارگرفتن زن در بالا رد می‌شود، چرا که به نظر می‌رسید این پوزیشن‌ها باعث ایجاد آسیب فوری نظیر فتق بیضه یا سایر نقص‌های فیزیکی می‌شود. see al-Ra ¯zı ¯, 1999, p. 174 and al-Tu ¯sı ¯, 1974, pp. 37- 40)

همچنین یکی از ویژگی‌های اولیه‌ی کتب الباه طبی، عدم توجه یا توجه بسیار کم این آثار به مسائل تولید مثل است. فعالیت جنسی در آنها عمدتا به عنوان وسیله‌ای برای تولید مثل در نظر گرفته نمی‌شود ، بلکه فعالیت جنسی به جهت دستیابی و حفظ سلامت مردان مطرح است. تولید مثل به عنوان پیامد احتمالی مقاربت جنسی تنها اهمیتی ثانوی دارد.  نشانه‌ی بارز این طرز نگرش را می‌توان در این سخن رازی زمانی که وی درباره‌ی پوزیشن رو در رو بحث می‌کند، مشاهده کرد. او توصیه می‌کند که در این پوزیشن باسن زن باید کمی بالا بیاید و با این سخن شرح می‌دهد« این لذت‌بخش‌تر است و می‌تواند موجب تسهیل آبستنی گردد اگر افراد آن را بخواهند»(al-Ra ¯zı ¯,1999,p.174) بدیهی است که او معتقد بوده است که تسهیل شدن آبستنی امری نیست که تمامی خوانندگان او به طور خودکار آن را انتخاب کنند. توجه بیشتر به مساله آبستنی تنها در کتب الباه بعدی بازتاب داده می‌شود. به عنوان مثال کتاب طوسی شامل دو فصل در مورد آبستنی است، یکی در مورد نسخه‌های جلوگیری از باردار شدن زن (فصل هفدهم)، و دیگری درباره‌ی افزایش بارداری (فصل هجدهم).

در برگرفتن امور مربوط به وسائل ضد بارداری در کتب الباه بعدی، نتیجه‌ی گسترش کلی چشم انداز دانش پزشکی بود. هدف این کتاب‌های متاخر، دیگر محدود به ارائه‌ی دستورالعملی برای یک زندگی جنسی سالم و کمک به مردان برای جماعی مناسب نبود، بلکه آن‌ها به شکلی بسط یافتند که شامل زمینه‌‌های اِرُتیک نیز باشند. حال این کتاب‌ها، باید اطمینان می‌دادند که جماع تبدیل به تجربه‌ای دلپذیر و هیجان انگیز و بدون عواقبی خطرناک شده است. همچنین بعدها کتب الباه طبی شامل موضوعاتی شد از قبیل «قرصهایی زیر زبانی که مردان برای لذت بردن در طول آمیزش جنسی از آن استفاد می‌کنند» یا «نسخه‌هایی که در طول آمیزش هم برای زنان و هم برای مردان لذت بخش است»(نگاه کنید به:  Kendirci & Gu ¨mu ¨s ¸, 2003, p. 189). این نسخه‌ها با عباراتی نظیر «مرد و زن لذت شگفت انگیزی- عجائب من اللذه- را تجربه خواهند کرد، بدون آنکه بر سلامت آنها تأثیر بگذارد » (al-Tu ¯sı ¯, 1974, p. 49) تبلیغ شدند. کتاب‌های طوسی و کتاب تیفاشی همچنین شامل فصل‌هایی در باب داروهایی بود که چهره‌ی زنان را گلگون کرده و واژن آنها را تنگ می‌کند. این علاقه‌ی فزاینده به مسائل لذت، ماهیت علم الباه را تغییر داد و آن را به دانشی تابع اروتیسیسم مبدل کرد.

البته! به این ترتیب ما می‌توانیم بگوئیم که این فرآیند به پزشکینه‌شدن[34] زندگی جنسی انجامید. طوسی یکی از طرفداران این پروسه‌ی پزشکینه‌شدن بود. او تأکید داشت که بهار تنها فصلی از سال است که در آن انسان بدون کمک طب می‌تواند از نظر جنسی فعال باشد. او باید برای آمیزش جنسی در فصل‎های‌ دیگر، دارو یا معجون تهیه کرده و مصرف کند چرا که در غیر این صورت سلامتی او آسیب خواهد دید (al-Tu ¯sı ¯, 1974, p. 9).

کتب الباه با مضمون پورنوگرافی

در کنار کتب الباه طبی نوع کاملا متمایز دیگری از کتب الباه وجود دارد که وجه‌ پورنوگرافی آن برجسته است. این نوع کتب الباه را می‌توان حتی در دوران کلاسیک اسلام نیز یافت. ابن ندیم فصلی جداگانه ازکتاب الفهرست خود را به این دسته از کتاب‌ها ذیل عنوان «کتاب‌های فن باه که در سبک جدید شهوت انگیز جنسی در زبان‌های فارسی، هندی، لاتین و عربی-علی الطریق الحدیث المشبق- نگاشته شده است»[35](1996, p. 489).  ابن ندیم در این فصل کتاب‌هایی نظیر بهرام دخت، کتاب الحره والمه، و کتاب الجواری الحبائب را ذکر کرده است. ما می‌توانیم از سر فصلی که ابن ندیم به کار برده است، نتیجه بگیریم که چنین کتاب‌هایی در زمان او (قرن دهم) تازه پدیدار شده و هنوز پدیده‌ای جدید بودند. صد سال بعد این آثار محبوبیت زیادی به دست آوردند، چنانکه ما می‌توانیم این قضیه را در شعری از منوچهری، شاعر فارسی دریابیم (see his Dı ¯va ¯n v. 1265) . معروف‌ترین کتاب در میان این کتب الباه با مضمون پورنوگرافی، کتابی بود که الفیه و شلفیه نامیده می‌شد. ابن ندیم به دو نسخه‌ی تصحیح شده از آن، الافیه الکبیره و الافیه الصغیره اشاره دارد. به نقل از مورخ فارسی قرن یازدهم ابوالفضل بیهقی (۱۰۷۷-۹۵۵) شاهزاده غزنوی، مسعود، سرای خود در کاخ هرات را از کف تا سقف مزین به تصاویر پورنوگرافی این کتاب کرده بود. در نیمه اول قرن دوازدهم، حکیم ازرقی، شاعر ایرانی، الفیه و شلفیه را برای ولی‌نعمت خود شاه طغان و شاهزاده سلجوقی نیشابور به نظم در آورد. (خالقی مطلق، ۱۹۸۹) . به نظر می‌رسد که هر دو اثر و تفسیر شعر ازرقی از بین رفته باشد، اما همانطور که حاجی خلیفه (1941, p. 729) گزارش می‌کند، برخی از داستان‌های این کتاب در یکی از کتاب‌های باه ترکی در قرن شانزدهم حفظ شده است. کتابی با نام رفع ‌کننده غم و دفع کننده نگرانی-رافع الغم و دافع الهم- که امروزه تنها نسخه‌ای بازاری از آن با ترجمه‌ی انگلیسی در دسترس است(Ghaza ¯lı ¯, 2001). این کتاب، تلفیقی از آثار متنوع پیشینی بود که به شاهزاده کُرکوت پسر بایزید دوم سلطان عثمانی(۱۴۸۱-۱۵۱۲) تقدیم شده بود. این کتاب توسط ملازم کُرکوت، شاعر ترک محمد غزالی (متوفی ۱۵۳۵) معروف به برادر ابله ترکیب و تصحیف شده بود. رفع ‌کننده غم و دفع کننده نگرانی یکی از شیطنت‌آمیزترین و آزادی‌خواهانه‌ترین کتاب‌های باه است که تا به حال نوشته شده است. هر نکته‌ای در رابطه با لذت جنسی حتی استمناء، زنا و انحرافات جنسی آشکارا و با کوچکترین جزئیات در این اثر مورد بحث قرار گرفته است، داستان‌های سرگرم کننده به وفور در سراسر کتاب روایت شده است. (see Gibb, 19001907, vol. 3, 1904)

جانشین بایزید، سلطان سلیم دوم (۱۵۱۲-۱۵۲۰) به نظر می‌رسد که در امور باه با مضمون پورنوگرافی مهارت داشته است. زمانی که شیخ الاسلام ابن کمال پاشا کتاب باه تیفاشی را به ترکی ترجمه کرد، او به آن نُه داستان دیگر در مورد ماجراهای مخفیانه‌ی جنسیِ مرتبط با خانم‎های جوان را اضافه کرد. از آنجایی که مخاطبان این آثار تنها به خوانندگان شرقی محدود نمی‌شدند، پیش از پایان قرن نوزدهم، آنها به  زبان های فرانسوی و انگلیسی ترجمه شدند (Schick,1999). نسخه‌ای بازبینی شده از کتاب کمال پاشا در شرق برای شاهزاده عثمانی محمد سوم، توسط محقق و تاریخ‌نگار برجسته‌ی ترک مصطفی علی گلیبولوی تهیه شد(see Kendirci & Gu ¨mu ¨s ¸, 2003, p. 189).

از تاریخ کتب الباه به وضوح مشخص می‌شود که این آثار از سوی سلاطین و بخصوص شاهزادگان به عنوان یک سرگرمی‌ مناسب در نظر گرفته ‌شده است. برای دانشجوی مدرن این حوزه عجیب به نظر می‌رسد که دانشنامه‌های طاش کوپری ‌زاده و حاجی خلیفه، چنین کتاب‌هایی را تحت عنوان علم الباه مورد بررسی قرار داده‌اند. به نظر می‌رسد که تحریک میل جنسی به عنوان هدف آشکار این کتاب‌ها با هدف علم الباه ناسازگار است. با این حال، حکایت ذیل از طاش کوپری ‌زاده نشان می‌دهد که در زمان او پورنوگرافی به عنوان چیزی که هنوز به پزشکی مرتبط است، در نظر گرفته می‌شد. براساس این حکایت و با توجه به ترکیب الفیه و شلفیه، این طبیبان بودند که این داستان‌ها را سرهم‌بندی کردند تا بدین ترتیب، رنج سلطانی را از فقدان قوای شهوت مورد نیاز برای برقراری آمیزش جنسی مناسب برطرف نمایند.

این گونه نقل می‌شود که پادشاهی بوده که به طور کامل توانایی جنسی خود را از دست داده بود. طبیبان نتوانستند او را با داروهای خود درمان کنند. بنابراین آن‌ها داستان‌هایی را سرهم‌بندی کردند که گفته می‌شد توسط یک زن به نام الفیه به آنها گفته شده است. آن زن بدین‌خاطر الفیه نامیده شده بود که هزاران(الف) نفر با او خوابیده بودند. او در داستان‌های خود همه چیز را در مورد پوزیشن‌های متنوع و موقعیت‌های هیجان‌انگیز ذکر کرد. با شنیدن این داستان‌ها، پادشاه قوای[جنسی] خود را مجددا بازیافت (Tashko ¨pru ¨za ¯de, n.d., vol. 1, p. 326).

پورنوگرافی در این حکایات در درجه‌ی نخست به عنوان عملکردی درمانی به تصویر کشیده شده است. آن‌ها به عنوان حرکتی زیرکانه از سوی طبیبان برای گسترش ابزار پزشکی محدود خود و کار با روش‌های روان‌شناختی برای بازگرداندن رجولیت از دست‌رفته‌ی حاکم به نظر می‌رسد. این داستان همچنین این واقعیت را تصدیق می‌کند که محققان مسلمان پیشامدرن  به خوبی می‌دانستند که سلامت جنسی تنها مسئله‌‌ای مربوط به دارو و معجون نیست، و شامل مساله‌ی آمادگی روانی و خلق و خو نیز بوده است.

علم الباه با دربرگرفتن پورنوگرافی، یکی از اصول اولیه‌ی خود را کنار گذاشت، یعنی اصلی که عنوان می‌کرد شهوت هرگز نباید عمدا تحریک شود. آن‌چنان که داستان دیگری از طاش کوپری ‌زاده نشان می‌دهد، هنوز این امکان وجود داشت تا پورنوگرافی با نظریه‌ی اخلاط هماهنگ باشد. او می‌نویسد

نقل است که پادشاه دیگری نیز توانایی جنسی[رجولیت] خود را از دست داده بود. پس او یکی از بردگان خود را با دختر زیبایی به همسری درآورد و مکانی را برای آنها ترتیب داد که در آن مکان او می‌توانست آنها را ببیند، بی آنکه دیده شود. سلطان با مشاهده‌ی اعمال[جنسی] آنها توانایی جنسی خود را بازیافت، به طوریکه چیزی شبیه پنیر خامه‌ای از آلت تناسلی او ترشح کرد. پس از آن وی توانایی جنسی بالایی پیدا کرد(Tashko ̈pru ̈za ̄de,n.d. vol. 1, p. 326).

این حکایت نشان می‌دهد که مشکل ذهنی پادشاه، یعنی کمبود شهوت جنسی او، در واقع مشکلی جسمی بود، یعنی انسداد کانال اسپرمی او با خلط‌های فاسد. این آموزه‌ی نظریه‌ی اخلاط است. محقق عثمانی قرن هفدهم، حاجی خلیفه (1941, p. 219) با نقل این داستان طاش کوپری ‌زاده اشاره دارد که نگاه کردن به جماع حیوانات نه تنها اثری تقویت‌کننده بر قوای جنسی دارد، بلکه نگاه کردن به جماع حیوانات همچنین در بازگرداندن توانایی جنسی از دست رفته موثرتر است. در همان بخش از کتاب، حاجی خلیفه تاکید دارد که علم الباه شاخه‌ای از طب و فصل‌هایی در کتاب‌های پزشکی است و علاقه‌مندی زیادی به این حوزه دانش وجود داشته و همچنین کتاب‌های مستقلی نیز به آن اختصاص یافته است.

افولِ علم الباه

علم الباه در دوران قرون میانه و اوایل دوران مدرن در نقطه‌ی اوج خود قرار داشت. در همین دوران بود که سنت‌‌های مختلف باه در قالب یک حوزه‌ی دانش در یکدیگر ادغام شدند. در طی این فرآیند حدود معرفت‌شناختی علم الباه گسترش یافت. این دانش دیگر تنها به اَعمال واقعی جماع محدود نبود، بلکه علم الباه شامل دانشی از سکسوالیته‌های منحرف نیز بود. چند کتاب بعدی علم الباه شامل فصولی درباره‌ی لزبینیسم (سحق)[36] ، پسربارگی[37]و قوادی بود. کتاب سیوطی همچنین در فصل مربوط به هنر باه بخشی را به جماع حیوانات ( مناکحه الحیوانات) اختصاص داد.

به نظر می‌رسد که گسترش بیشتر علم الباه به عنوان دانشی عام و تلفیق کننده و در برگیرنده‌ی اِرُتیک‌شناسی، طب و پورنوگرافی یک پروژه فکری بود که در اوایل دوره مدرن به حوزه‌ی فرهنگی دربار عثمانی محدود شده بود. اینکه این پروژه تا چه زمانی ادامه داشته است، هنوز نمی‌تواند مشخص شود، چرا که جستجوی منظم کتابخانه‌های ترکیه و خاورمیانه برای  بررسی الباقی کتب الباه خطی هنوز باید انجام شود. آخرین اثری که کیندرجی و گوموش در این حوزه ذکر کرده‌اند، رسائل فی الباه است که توسط جراح و خطاط عثمانی کاتب زاده محمد رافی  (متوفی۱۷۶۹) برای سلطان احمد سوم (سلطنت ۱۷۰۳-۱۷۳۰) نگاشته شده است. این در حالی است که در سایر نقاط جهان اسلام، کتب الباه با ماهیتی کاملا طبی نوشته شده است.[7]

افول علم الباه در قرن نوزدهم و زوال کامل آن در قرن بیستم، تا حدی ناشی از تغییرات سیاسی و اجتماعی است که در دوران مدرن بر جهان اسلام حاکم بوده است. علم الباه تا حد زیادی بر نهاد همخوابگی با بردگان متکی بود. نویسندگان کتب الباه بدان خاطر این کتاب‌ها را نگاشته بودند که مفروض می‌دانستند که خوانندگان مرد آنها معشوقگانی[همخوابه‌ی غیر رسمی یا در قالب صیغه‌، متعه] در اختیار داشتند و یا توانایی خرید آنها را در صورت لزوم داشتند. برخی از این کتاب‌ها دستورالعملی برای خرید دختران برده را نیز شامل می‌شد (نگاه کنید به المغربی، ۲۰۰۷، صص ۱۴۳-۱۱۸).  از آنجا که برده‌داری از دهه‌ی ۱۸۶۰ به تدریج در کشورهای جهان اسلام لغو شد، مستخدمینی که معمولا توسط اجرا‌کنندگان آموزه‌های کتب الباه مورد استفاده قرار می‌گرفتند، دیگر در دسترس نبودند. دوران استعمار و سپیده‌دم عصر جمهوری خواهی در جهان اسلام به آن فرهنگ سنتی درباری که زیستگاه اجتماعی علم الباه بود، پایان داد.

در تحلیل نهایی، به نظر می‌رسد که پویایی‌های رو به رشد خود علم نیز در زوال نهایی علم الباه نقش داشته است. همانطور که عموما مطرح است، قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شاهد پیشرفت جهانی مفاهیم علمی مدرن غرب بود که اثرات گسترده‌ای بر زمینه‌ی علمی جهان اسلام داشت. درست همانند طب سنتی یونانی-عربی که قرن‌ها بر جهان اسلام حاکم بود، در این دوره تقریبا در همه جا پزشکی مدرن غربی جایگزین آن شد، علم الباه که بخشی از این سنت علمی یونانی-عربی بود، میدان را ترک کرد و جای خود را به دانش جنسی غربی داد. در کتاب‌های راهنمای ازدواج اسلامی منتشر شده پس از جنگ جهانی دوم، مانند هدیه عروس و یا ازدواج اسلامی مبارکتحفه العروس و الزواج السلامی السعید– نوشته‌ی مهدی استانبولی(حدود ۱۹۶۰)، اصطلاح باه دیگر نمایان نیست و حالا اصطلاح جنس است که کلیدواژه‌ی مباحثِ پیرامون مسائل جنسی ازدواج است.[8]  پروسه‌ی معرفی اصطلاح جنس به عنوان برابر نهاده‌ای برای «سکس، سکسوالیته» در چند زبان اسلامی (عربی، ترکی، فارسی، اردو)، شرایط و زمان دقیق آن، پرسش‌هایی پژوهشی برای تحقیقات بعدی است. اما مسئله صرفا کلمات نبود، برعکس، این امر شامل اتخاذ مجموعه‌ای کامل از مفاهیم معرفت‌شناختی مربوط به بدن، میل و احساسات است. در حالی که در «علم الباه» بدن زن در طول قرن‌ها به عنوان ارگانیسمی تفسیر شد،  که عینا همان فرآیندهای فیزیولوژیکی همتای مردانه خود، از جمله انزال، را نمایان می‌کند، کاربرد کلمه‌ی جنس همراه با اتخاذ « الگوی دو جنسیتی غربی»، تایید کردن تفاوت‌های بنیادین میان جنس زن و مرد بود.[9] همانطور که در غرب اضطراب در مورد سردی جنسی(برودت جنسی) وجود داشت، حال در کشورهای اسلامی بیماری‌های هورمونی و عصبی مسئول میل جنسی مفرط زن تلقی شدند (al-Ista ¯nbu ¯lı ¯, c.1960, pp. 14, 473) و کشش شهوانی به پسران به عنوان انحراف جنسی (شذوذ جنسی) داغ ننگ خورد. اصطلاح تازه معرفی شده‌ی جنس همچنین زمینه‌ایی را فراهم ساخت که  نظریه‌های فروید جایگاهی در کشورهای اسلامی پیدا کرد. مسلمانی عراقی کتابی درباره‌ی اخلاق جنسی قرآن در دهه‌ی ۱۹۸۰  نوشت بدین مضمون که می‌توان با اشاره به مفهوم تصعید جنسي[38]، دعوت قرآن به عفت را تقویت کرد (al-i‘la ¯’ al-jinsı ¯; Ta ¯hirı ¯, 1990, p. 104).

به نظر می‌رسد امروزه جایگزینی جنس[39] به جای باه به عنوان مرجعی برای بحث در مورد مسائل جنسی تقریبا  و به طور کامل در کشورهای اسلامی حاکم است. باه، بدان صورتی که عنوان کتابی که اخیرا در مراکش درباره‌ی گیاهان برای تقویت رجولیت منتشر شده، نشان می‌دهد، صرفا به عنوان اصطلاحی که در عربی مدرن به معنای «توانایی جنسی» تقلیل یافته، نیست (Zahwı ¯lı ¯ 2001). هر جا که آموزه‌های علم الباه از حوادث ناشی از تهاجم روشنفکر غربی جان سالم به در برده، تنها در نسخه‌ای فیلتر شده یا تبدل یافته مطرح شده است. درست است که بسیاری از نسخه‌های بازاری کتاب‌های کلاسیک باه که در سال‌های اخیر منتشر شده است، حاکی از آن است که محصولات متنی این رشته امروزه در کشورهای اسلامی از عمومیتی برخوردار است، اما به نظر نمی‌رسد این علاقه‌مندی اخیر به این ادبیات امری علمی باشد.

 

  یادداشت‌ها
  1. 1. درباره‌ی شکل‌گیری مفهوم «سکسوالیته» در اواخر قرن نوزدهم در روانپزشکی اروپا، به دیویدسون  Davidson (۲۰۰۱، صص۳۰-۵۶) مراجعه کنید.
  2. 2. به حاجی خلیفه Ha¯ jji Khalı¯fa (۱۹۴۱/۱۹۴۳ ، صفحات ۳۷۰ ، ۷۲۹ ، ۸۳۵ ، ۸۵۰ ، ۱۲۴۱ ، ۱۴۰۱ ، ۱۸۷۷ ، ۱۸۸۵) مراجعه کنید.
  3. 3. تنها قطعات مربوط به آثار متاخر یونانی و عربی این کتاب محفوظ مانده است (رجوع کنید به اولمان Ullmann ، ۱۹۷۰ ، ص ۷۵).

4- در مورد نظام نظریه اخلاط به طور کلی و پذیرش آن در طب اسلامی قرون میانه، به پورمن و اسمیت Pormann and Savage-Smith   (۲۰۰۷، صص۴۳-۴۵) مراجعه کنید.

  1. 5. برای نظریه طب کهن یونانی-عربی ، به وایزر Weisser (۱۹۸۳ ، صص۱۴۰-۱۱۹) مراجعه کنید.
  2. 6. این علاقمندی علم الباه به قوای جنسی است، که در عصر مدرن منجر به تغییر معنایی اصطلاح باه شد، حال علم الباه عمدتاً به عنوان اصطلاحی به معنای قوای جنسی شناخته می‌شود (رجوع کنید به الرویهب El-Rouayheb ، ۲۰۰۵ ، ص ۱۹۰).
  3. 7. به رساله فی الباه که در سال ۱۶۵۸ توسط ابراهیم بن محمد المغربی نوشته شده است، مراجعه کنید. این کتاب توسط بروکلمان Brockelmann (۱۹۴۹ ، جلد ۲ ، ص ۶۱۷) ذکر شده است.
  4. 8. به همان منبع به فصل «برای هر پرسش جنسی یک پاسخ وجود دارد»، صفحه ۵۲۸-۴۱۸، مراجعه کنید.

9-برای مدل دو جنسیتی و مدل تک جنسیتی پیشامدرن، به لاکوئر Laqueur (۱۹۹۰ ، ص ۵) مراجعه کنید.

  1. برای آشنایی با مفهوم شذوذ جنسی و معناهای آن، به الرویهب El-Rouayheb (۲۰۰۵ ، ص ۱۵۸) مراجعه کنید.

 

منابع
  • Adamson, P. (2007). Al-Kindi. Oxford: Oxford University Press.
  • Bayhaqı¯, A. (19461947). Ta¯rı¯kh-i Bayhaqı¯. Ghanı¯ & A.A. Fayya¯z (Eds.). Teheran: Cha¯pkha¯na-yi Bank-i Millı¯-yi I¯ra¯n.
  • Bouhdiba, A. (2004). Sexuality in Islam. Sheridan (Trans.). London: Saqi Books.
  • Brockelmann, C. (19371949). Geschichte der arabischen Litteratur. 2 vols. 3 suppl. Leiden: E.J. Brill.
  • Davidson, A.I. (2001). The emergence of sexuality: Historical epistemology and the formation of Cambridge, MA: Harvard University Press.
  • Davidson, R.M. (2007). Flame of Yahweh. Sexuality in the Old Testament. Peabody, MA: Hendrickson Publishers.
  • Declich, L. (1994). L’erotologia araba: profilo bibliographico. Rivista degli Studi Orientali, 68,
  • El-Rouayheb, Kh. (2005). Before homosexuality in the Arab-Islamic World, 1500-1800. Chicago, IL: University of Chicago Press.
  • Foucault, M. (1976). Histoire de la sexualite´ 1: La volonte´ de savoir. Paris: Gallimard.
  • Ghaza¯ lı¯, M. (2001). Da¯fi‘ al-ghumu¯m wa-ra¯fi‘ al-humu¯m. Landor (Trans.). Istanbul: Do¨nence Basim.
  • Gibb, E.J.W. (19001907). History of Ottoman poetry. 6 vols. London: Luzac.
  • Ha¯ jji Khalı¯fa, K.Ch. (1941/1943). Kashf al-zunu¯n an asa¯mı¯ al-kutub wa-l-funu¯n. 2 vols. Istanbul: Maarif Matbaasi.
  • Ibn al-Nadı¯m, A.F. (1996). Y. ‘A. Tawı¯l (Ed.), Beirut: Da¯r al-Kutub al-‘ilmiyya.
  • Ibn Kama¯ l Pasha, A.b.S. (n.d.). Ruju¯ ‘ al-shaykh ila¯ siba¯h fı¯ l-quwwa ‘ala¯ l-ba¯h. Beirut: n.p.
  • Ista¯nbu¯ lı¯, M. M. al. (c.1960). Tuhfat al-‘Aru¯s aw al-zawa¯j al-sa‘ı¯d.c.: n.p.
  • Ja¯hiz, A. ‘U. al. (1955). Kita¯b al-Tarbı¯‘ wa-l-tadwı¯r. Pellat (Ed.), Damascus: Institut Franc¸ais de Damas.
  • Kendirci, M., & Gu¨mu¨ s¸, E. (2003). Baˆhnaˆme: Sex compendia of the Ottoman times. In The
  • history of male-female sexuality and fertility in Asia Minor (pp. 187193). Istanbul: Turkish Society of Andrology.
  • Khaleghi Motlagh, Dj. (1989). Art. ‘Azraqı¯ Heravı¯’. In Encyclopaedia Iranica. (Vol. 3, pp. 272-273). London: Routledge & Kegan Paul.
  • Kindı¯, Y.b.I. al. (1979). Kita¯b al-Ba¯h. In G. Celentano (Ed.), Due Scritti Medici di al-Kindı¯ (pp. 2127). Napoli: Istituto orientale di Napoli.
  • Laqueur, Th. (1990). Making sex. Body and gender from the Greeks to Freud. Cambridge, MA: Harvard University Press.
  • Maghribı¯, A.N.S. al. (2007). Nuzhat al-asha¯b fi mu‘a¯sharat al-ahba¯b. Cairo: Da¯r al-A¯ fa¯q al- ‘Arabiyya.
  • Manu¯chehrı¯. (1985). Dı¯va¯n. Dabirsiyaqi (Ed.), Teheran: Kitabfurushi-yi Zuwwar.
  • Mildenberger, Fl. (2008). Auf der Suche nach dem rechten Weg. Leben und Werk des Medizinhistorikers Magnus Schmid (19181977). Wu¨ rzburger medizinhistorische Mitteilungen, 27, 203224.
  • Nafza¯wı¯, A.‘A.M. al. (1990). al-Rawd al-‘a¯ tir fi nuzhat al-kha¯ tir. Jum‘a (Ed.), London: Riad el-Rayyes.
  • Nu‘aymı¯, S. (2007). Burha¯n al-‘asal: riwa¯ya. Beirut: Riad el-Rayyes.
  • Plange, H. (1964). Zusammenstellung der bei Galen auftretenden wichtigsten Theorien u¨ ber die Sexualita¨t unter besonderer Beru¨ cksichtigung der Beziehungen zwischen Temperament und (Inaugural dissertation, Mu¨ nster University). Mu¨ nchen: A. Schubert.
  • Pormann, P.E. (2007). Al-Razi (d. 925) on the benefits of sex: A clinician caught between philosophy and medicine. In A. Vrolijk & J.P. Hogendijk (Eds.), O ye gentlemen: Arabic studies on science and literary culture, in honour of Remke Kruk (pp. 115127). Leiden: Brill.
  • Pormann, P.E., & Savage-Smith, E. (2007). Medieval Islamic medicine. Edinburgh: Edinburgh University Press.
  • Qusta¯ ibn Lu¯qa¯ . (1973, 1978). Kita¯b fı¯ l-ba¯h wa-ma¯ yahta¯ju ilay-hi min tadbı¯r al-badan fı¯ sti‘ma¯li-hı¯. G. Haydar (Ed., 1. treatise); F. Abdo (Ed., 2. treatise). Unpublished doctoral dissertations, Erlangen University.
  • Qusta¯ ibn Lu¯qa¯ . (1974). Kita¯b fı¯ l-ba¯h. N.A. Barhoum (Ed.), Erlangen: Erlangen University.
  • Ra¯zı¯, M.b. Z. al. (1999). Kita¯b al-Ba¯h wa-mana¯fi’i-hı¯ wa-mada¯rri-hı¯ wa-muda¯wa¯ti-hı¯. ‘Abd al-‘Azı¯z & ‘A¯ . ‘Abd al-H amı¯d (Eds.). Cairo: Da¯r al-Khaya¯ l.
  • Schick, I.J. (1999). The erotic margin: Sexuality and spatiality in alterist discourses. London:
  • Suyu¯ tı¯, J.D. al (2002). Al-Wisha¯h fı¯ fawa¯ ’id al-nika¯h. Al-Ma¯ya: Ta¯la li-l-tiba¯‘a wa-l-nashr.
  • Ta¯hirı¯, T. Sh. al (1990). Al-Qur’a¯n wa-l-haya¯ t al-jinsiyya. Baghdad: Manshu¯ra¯t Maktabat al- Shatrı¯.
  • Ta¯shko¨ pru¨ za¯de, A.b.M. (n.d.). Mifta¯h al-sa a¯da wa-misba¯h al-siya¯da. 3 vols. Beirut: Da¯r al-Kutub al-‘ilmiyya.
  • Tifa¯shı¯, A.b.Y. al. (1970). Risa¯la fı¯ma¯ yahta¯ j ilayhı¯ l-rija¯ l wa-l-nisa¯ ’ fı¯ sti’ma¯ l al-ba¯h mimma¯ yadurr wa-yanfa‘. H.M. El-Haw (Ed.), Unpublished doctoral dissertation, Erlangen
  • Tu¯ sı¯, N.D. al. (1974). Kita¯b al-alba¯b al-ba¯hiyya wa-l-tara¯kı¯b al-sulta¯niyya. Ammari (Ed.), Unpublished doctoral dissertation, Erlangen University. 172 P. Franke
  • Ullmann, M. (1970). Die Medizin im Islam. Leiden/Cologne: E.J. Brill.
  • Weisser, U. (1983). Zeugung, Vererbung und pra¨ natale Entwicklung in der Medizin des arabischislamischen Erlangen: Verlagsbuchhandlung Hannelore Lu¨ ling.
  • Zahwı¯lı¯, M. (2001). Taqwiyat al-ba¯h wa-l-ta¯qa al-jinsiyya bi-l-a sha¯b al-Maghribiyya. Ad-Da¯r al-Bayd a¯’: Maktabat al-Taysı¯r.
پانویس‌ها

[1] Patrick Franke (2012) Before scientia sexualis in Islamic culture: ‘ilm al-bāh between erotology, medicine and pornography, Social Identities: Journal for the Study of Race, Nation and Culture, 18:2, 161-173

[2]  scientia sexualis

[3] باه واژه‌ای عربی به معنای جماع و نکاح است. برخی واژه شناسان آن را دگرگون شده باء (با تبدیل همزه به هاء) و گروهی تغییریافته باءَة (با حذف همزه) یا تصحیف (و تلفّظ عامیانه) آن و عدّه‌ای آن را از ریشه‌ای جدا از «بوء» می‌دانند. از جمله کاربردهای رایج آن در عربی و فارسی عبارت است از: اصطلاحِ «قوّه باه» به معنای غریزه جنسی و «علم الباه» که بخشی از علم پزشکی به شمار می‌رفته و درباره آن کتاب‌ها نوشته شده است(دانشنامه‌ی جهان اسلام، مدخل باه). البته همانطور که در طول مقاله خواهید دید این رویکرد به معنایابی باه به عنوان قوای جنسی که بیشتر امروزه به کار می رود با معنای اولیه آن متفاوت بوده است(م)

 

[4]  Erotology کام‌شناسی یا اِرُس‌شناسی نیز ترجمه است (داریوش آشوری). اِرُتیک‌شناسی به طور کلی به عنوان مطالعه‌ی محرک‌های جنسی و رفتار یا مطالعه‌ی اعمال و مقاربت جنسی و عشق‌ورزی تعریف شده‌است.

[5]  پاتریک فرانک(۱۹۶۷-) از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴ در رشته مطالعات اسلامی، حقوق و مطالعات سامی در دانشگاه بن تحصیل کرد. وی در سال های ۱۹۹۰/۱۹۹۱ به عنوان دانشجوی میهمان در دانشگاه حلب به تحصیل عربی پرداخت. در طول مدت حضورش در حلب در مورد سلیمان مرشد و آغاز نهضت مرشدیه در سوریه پژوهش کرد. وی در سال ۱۹۹۹ دکترای خود را با پژوهشی در مورد «خضر» دریافت کرد. وی از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۶ به عنوان دستیار پژوهشی در انستیتوی مطالعات شرق در دانشگاه هال فعالیت کرد. وی از سال ۲۰۰۹ کرسی استادی مطالعات اسلامی در دانشگاه بامبرگ را در اختیار دارد و از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ مدیر مرکز مطالعاتی بین المذاهب در دانشگاه بامبرگ بود. وی همچنین از نویسندگان همکار در پروژه دائره المعارف اسلامی بامبرگ است.(م)

[6] Coitus

[7] اینجا سکس به معنای جنس در زبان عربی به کار رفته است.

[8] sexual intercourse

[9]  مِفتاح‌السعاده و مِصباح‌السياده. اين اثر در موضوعات علوم (انواع دانش‌ها و تقسيم‌بندي آنها) به زبان عربي است. مؤلف آن، ابوالخير عصام‌الدين احمد كه بيشتر به طاش‌كوپری (كبری) زاده شهرت دارد، در 901ق. در بروسه (بورسای امروز) زاده شد.

[10] ars erotica

[11]  برخی آن را به احمد بن سلیمان (تولد ۹۴۰ قمری)، مشهور به ابن کمال پاشا نسبت داده‌اند، اما حاجی خلیفه او را مترجم ترکی کتاب دانسته است. میر مصطفی بن حسین پاشا متخلص به نعتی نیز این کتاب را به ترکی ترجمه کرده، و مصطفی بن احمد گلیبولوی (تولد ۱۰۰۸ قمری) در ۹۹۷ قمری گزیده‌ای از آن را (ظاهراً با رجوع به متن عربی) به ترکی فراهم آورده، و راحه النفوس نامیده است. از این کتاب یک یا دو ترجمه‌ی فارسی در دست است که یکی از آن‌ها، احتمالا از شخصی به نام ملا سعید طبیب، با عنوان«رهنمای عشرت» است که در آن نیز نام مؤلف «احمد بن یوسف شریف تیفاشی» آمده است. ترجمه‌ی دیگر با عنوان «آب زندگانی» صورت گرفته است. این رساله مشتمل بر دو عنوان است: عنوان اول: در بیان آنچه متعلق به حال مردان است، دارای سی باب از ص ۷ – ۱۶۹؛ عنوان دوم: در اموراتی که متعلق به زنان است، دارای بیست و هشت باب از ص ۱۷۱ – ۳۴۴ ؛ در هر عنوان ابتدا فهرست ابواب کتاب آمده است. متن عربی این کتاب بارها در مصر به چاپ رسیده، و در ۱۸۹۸ میلادی نیز فردی با نام مستعار «یک بوهمیایی انگلیسی» ترجمه‌ی انگلیسی آن را در پاریس منتشر کرده است.(م)

[12]  Foreplay را به عشقبازی نیز ترجمه کرده‌اند، اما در اینجا از واژه پیش نوازش به معنای تحریک متقابل پیش از رابطه جنسی استفاده شده است.

[13] Lorenzo Declich

[14] باغ معطر (به عربی: الروض العاطر في نزهة الخاطر) کتابی مجموعه داستانی مربوط به سده پانزدهم میلادی به زبان عربی در مورد مقاربت جنسی است. نگارش این کتاب به محمد ابن محمد النفزاوی (شیخ نفزاوی) اهل تونس منسوب است.

[15]در انگلیسی   sexual hygienicsو در اسپانیایی  Sexualhygiene است که نویسنده متن هر دو را در متن اصلی بکار برده است.

[16]  کتاب فی الباه و ما یحتاج الیه من التدبیر البدن فی استعماله

[17] Rhazes

[18] Avicenna

[19]  فی الباه یبین فیه المزاج و منافع الباه و مضاره

[20]سلطان مراد خان ثانی (۱۴۰۴-۱۴۵۱) ششمین سلطان و خلیفه‌ی امپراتوری عثمانی بود.

[21] The Royal Bah-Book

[22] Muammer Kendirci

[23] Eyüp Gümüş

[24] Theory of Humours

[25] به زبان طب سنتی، غلبه‌ی یک خلط منجر به امتلاء- Plethore- خواهد شد.

[26] fainting fits

[27] strangulation of the womb

[28]معرب پَرْزه. شیاف. چیزی که زنان برای مداوا به خود برگیرند.(م)

[29] قدما معتقد بودند که طبیعت برای اصلاح حال بدن چند راه را انتخاب می‌کند: یکی از آن‌ها تغییراتی است که در اثر عکس‌العمل طبیعت در داخل بدن انجام گرفته و هدفش این است که بدن را بحالت و طبیعت اصلی خود برگرداند و این عمل را تعدیل نامیده و داروهایی که برای انجام این منظور بکار می‌بردند محلل می‌نامیدند، در حالت دوم طبیعت به ترتیب دیگری عمل می‌کند و آن این است که خلط را اگر غلیظ شده باشد رقیق و اگر رقیق شده باشد غلیظ کرده و از بدن دفع می‌نماید، و این عمل را نضج اخلاط می‌گفتند و معتقد بودند این عمل بعلت دخالت قوه مدبره بدنی که آن را طبیعت می‌نامیدند انجام می‌گیرد و آن را به قوه‌ای نسبت می‌دادند موسوم به نیروی حیاتی. عمل نضج مواد توأم با حالاتی کم و بیش خطرناک در بدن بوده و منتهی به حالتی می‌شود به‌نام بحران که گاهی سرانجام آن به نفع بدن و زمانی وخیم و خطرناک می‌باشد و در این بحران مواد زائد از بدن دفع شده و اگر منجر به سلامت بیمار گردد، مواد زائد از راه مدفوع و عرق و ادرار یا قی دفع می‌شود، اگر طبیعت قادر به دفع اخلاط فاسد نباشد، این مواد به جای این که از بدن دفع شوند متوجه اعضاء و احشاء داخلی بدن شده و تولید رسوب مضری در اعضاء مزبور می‌نمایند، ولی غالبا کلیه اجزاء بدن بعلت ارتباط عملی صمیمی که با یکدیگر دارند مانند عامل واحدی اثر کرده و در عمل نضج یا بحران شرکت می‌نمایند و اگر بحران مساعد باشد بیمار بهبود می‌یابد. اکثر امراض در اثر غلبه یا ضعف اخلاط اربعه بروز می‌نماید. غلبه مقدار آن‌ها حالت پر شدگی و افزایش حجم را ایجاد می‌کند که به زبان عربی آن را امتلاء می‌گویند.(م)

[30] Priapism به شق درد نیز ترجمه شده است. (م)

[31] erectile dysfunction

[32] هر آمیزه‌ی خمیر مانندی که متشکل از دارو و عسل یا شیره باشد.

[33] aphrodisiacs

[34] Medicalization

[35] این کتاب‌ها در فن سوم از مقاله هشتم و ذیل عنوان فرعی«کتاب‌هایی که برای ایرانیان و هندیان و رومیان و عربان شهوت انگیزانه تالیف شده است»-أسماء الکتب المولفه فی الباه الفارسی و الهندی و الرومی و العربی- ذکر شده است.(ابن ندیم. الفهرست. ترجمه و تحشیه محمدرضا تجدد).(م)

[36]  نویسنده مقاله در اینجا از واژه لزبینیسم استفاده کرده است و همانطور که دیده می شود از واژه «سحق» به عنوان برابر نهاده عربی آن استفاده کرده است. در حالی که لزبینیسم به رابطه جنسی و عاطفی میان دو زن به عنوان رابطه‌ای آگاهانه و مبتنی بر اتحاذ نوعی هویت جنسی آگاهانه اطلاق می شود، مساحقه بیشتر به رفتار جنسی پیشا مدرن بین دو زن اطلاق می شود که در برگیرنده ویژگی های مدرن یک هویت جنسی نبوده و به کرداری جنسی اطلاق می شود که به نام طبق زدن هم شناخته می شود. اساسا در دوران پیشامدرن به دلیل فقدان هنجارهای مدرن جنسی و جنسیتی با نوعی فضاهای همجنس آمیز مواجه هستیم که در آن تمایزی آشکار و صریح میان رفتارهای عاطفی-جنسی همجنس آمیز و غیر همجنسانه در قالب هویت جنسی خود آگاه مطرح نبوده است.(م)

[37]    Pederastyبه نوعی رابطه همجنسانه در دوران پیشا مدرن اطلاق می‌شود که در آن مردان بالغ در ارتباط عاطفی-جنسی با نوجوانان نابالغ قرار داشتند. این واژه را به بچه بازی، شاهد بازی، امرد بازی، غلامبارگی و… نیز ترجمه کرده اند. البته هر یک از این واژگان بر نوع خاصی از روابط  همجسنانه اشاره دارد و بواسطه پیچیدگی و زمانمندی این روابط نمی‌بایست آن را به لحاظ ماهوی  با مفاهیم مدرنی چون همجنسگرایی یکسان دانست.(م)

[38] sexual sublimation

[39]  در زبان فارسی برای رابطه‌ی جنسی عمدتا از واژه‌ی سکس یا سکس کردن استفاده می‌کنند و جنس به معنای مرد/زن(بیولوژیکی) بودن مورد استفاده قرار می‌گیرد.(م)

به دوستان خود بگویید!
Share
می‌خواهید با ما در ارتباط باشید؟

نظر شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید