سلامت بعنوان حقوق بشر

0
109
به دوستان خود بگویید!
Share

شبکه های اجتماعی

4,589دوستداردوست شو
89دنبال کنندهدنبال کن
123دنبال کنندهدنبال کن
136مشترکمشترک شو

مقاله‌ها

ژورنالها

امید رضوی

«نقل از ژورنال ایران آکادمیا، صفحه ٨٢ تا ٩٦»


سلامت به عنوان یکی از ارکان حقوق بشر مورد تاکید بوده است . در این مقاله سعی بر این است که ضمن آشنائی با محورهای مترتب بر حق سلامتی، نحوه ارتباط و اتصال این حقوق را در طول زمان و همزمان با تغییرات رویکردی سه نسل حقوق بشر ترسیم و رابطه این تغییرات با یکدیگر را به تصویر کشانید.

واژه های کلیدی: حقوق بشر، حق سلامت، سلامت ، عوامل اجتماعی موثر بر سلامت

مقدمه: هر چند انسان دارای نیازهای متنوع و مختلفی است اما حیات را میتوان مهم ترین دارائی هر انسان دانست .
اگر بپذیریم که این دارائی مهم ترین دارائی انسان است آنگاه یکی از زیربنائی ترین و مهم ترین حقوق مترتب بر انسان ها حق حفظ این دارائی است و در اینجا است که نیازهای مرتبط با سلامتی اهمیت خود را به تصویر می کشانند و نقش حق سلامتی به نحوی بارز و آشکار متبادر می گردد.


این اهمیت را میتوان در اساسنامه سازمان بهداشت جهانی که در آن برخورداری از بالاترین استاندارد قابل حصول سلامت به عنوان یک حق اساسی بشر شناخته شده است، یافت.از سوی دیگر پیشرفت علوم اجتماعی همانند سایر شاخه های علم، سبب دستیابی بشر به لایه های جدیدی از نیازها و دستیابی به تسهیلات بیشتر بشریت گردیده است. با این تفاوت که محوریت علوم انسانی، بر نیازهای پایه و اساسی انسان در قالب جامعه شکل گرفته و اهمیت آن برای بشریت به مراتب تقویت گردیده است. در این راستا یکی از مبانی مورد بررسی، رعایت حقوق بشر به عنوان یکی از پایه ای ترین نیازهای انسانی شناخته شده است که از پیشرفت علوم همانند سایر محورها بی تاثیر نبوده است. هر چند نگاه های مختلفی به حقوق بشر وجود دارد و نسبی گرایان ، ماکسیمالیست ها،مارکسیست ها، نظریات آقای راولز و جریان اصلی جاری که محوریت حقوق بشر مورد حمایت سازمان ملل را تشکیل میدهد هر یک به نوعی و با زاویه دیدی متفاوت به این حقوق مینگرند اما برخی از نیازهای پایه انسانی در رویکردهای مختلف دارای اهمیت بسیار بالائی است.
با پیشرفت علوم، اهمیت حق سلامتی هر روز بیشتر از قبل نمایان میشود. برای آشنائی با حق بر سلامتی در ابتدا نگاهی به جنبه های مختلف این حق می نمائیم.


سلامت چیست؟
اگر بخواهیم با نگاهی واقع گرایانه به تعریف سلامتی بنگریم، می‌بایست بپذیریم مفهوم عام و همه‌جانبه سلامت، نمیتواند بطور واضح و شفاف ترسیم شود.اما می‌توان گفت که در هر حال، سلامت میتواند عامل مهم و موثری در رفاه و کرامت انسانی باشد. 
سلامت معنای بسیار وسیع تری از نداشتن بیماری دارد به نحوی که سلامت را رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی انسان می‌دانند. بنا بر بر تعریف سازمان جهانی بهداشت، تندرستی تنها فقدان بیماری یا نواقص دیگر در بدن نیست بلکه «تندرستی نداشتن هیچ‌گونه مشکل روانی، اجتماعی، اقتصادی و سلامت جسمانی برای هر فرد جامعه است.»
دکتر ابوت و دکتر جونز از دانشگاه ویسکانسین هفت مولفه را برای سلامت قائل شده‌اند که شامل سلامت فیزیکی، سلامت شغلی، سلامت معنوی، سلامت ذهنی، سلامت عاطفی، سلامت اجتماعی و سلامت محیط زندگی بوده است 
همانطور که در بالا به آن اشاره شد ترسیم مفهوم سلامت، مشکل است بنابراین اگر تعریف سلامتی مشکل باشد ترسیم حق سلامتی نیز با مشکل مواجه میشود که علل آن را میتوان مرتبط با مسائل ذیل دانست الف. نارسائی تعبیر حق سلامتی ب. تنوع ابعاد و حوزه های مرتبط با سلامت ارتباط بین سلامت و حقوق بشر پیوندهای عدیده و پیچیده ای بین سلامت و حقوق بشر وجود دارد.

این ارتباطات و پیوندها می‌تواند از جوانب و زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد
الف. نقض یا عدم توجه به حقوق بشر می تواند عواقب جدی در زمینه سلامت انسان ها به دنبال داشته باشد به عنوان مثال رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز، سوء استفاده و خشونت، شکنجه، رفتارهای مضر، شرایط بد زندگی، فقدان اطلاعات، عدم ارائه خدمات سلامتی از مواردی است که در این زمینه می‌توان به آن اشاره نمود.
ب. احترام، حفاظت و رعایت حقوق بشر می تواند منجر به کاهش آسیب پذیری و تاثیر بر شیوع بیماری ها گردد در این زمینه می‌توان به مواردی مثل رعایت بهداشت، تغذیه، بهبود استاندارد زندگی و آموزش و پرورش، بهبود وضعیت زیست محیطی و شرایط کارمناسب و استاندارد اشاره نمود. 
ج. نحوه طراحی و اجرای فعالیت ها در نظام سلامت می‌تواند به ترویج و پیشرفت و یا انحراف در اهداف تبیین شده در چارچوب کلی نظام حقوق بشر تاثیر گذار باشد. در این زمینه می‌توان به مواردی مثل دسترسی به خدمات، ارائه اطلاعات،احترام به تمامیت و حفظ حریم خصوصی، حساسیت فرهنگی و .. اشاره نمود


مبانی قانونی برای حق سلامتی:
هر چند برخورداری از حق سلامت به عنوان یکی از رکن‌های حقوق بشر در موارد عدیده ای قابل مشاهده است اما بطور گذرا به مواردی از آن اشاره می‌نمائیم، شایان ذکر است این حق در قانون اساسی کشورها و سایر قوانین موضوعه کشورها نیز قابل مشاهده است که ذکر موارد در این مختصر نمی‌گنجد، در ذیل به مواردی از قوانین موضوعه اشاره می‌نمائیم
اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۲۵، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی و اجتماعی، ماده ۱۲
کنوانسیون بین المللی رفع کلیه اشکال تبعیض نژادی، ماده ۵ (D)(iv)
کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، مواد ۱۲ و ۱۱،۱(f) 
کنوانسیون حقوق کودک، ماده ۲۴
کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، ماده ۲۵ 
منشور آفریقایی حقوق بشر و مردم، ماده ۱۶
منشور اجتماعی اروپا، ماده ۱۱
اعلامیه آمریکایی حقوق و وظایف انسان ، ماده ۱۱
پروتکل الحاقی به کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر در حوزه های حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، ماده ۱۰
کنوانسیون بین المللی حمایت از حقوق تمام کارگران مهاجر و اعضای خانواده آنها: مواد ۲۸ و ۴۳(a) و ۴۵(c) اساسنامه سازمان جهانی بهداشت


ذکر این نکته لازم است که اولین تجلی حق بر سلامتی ( علیرغم اینکه در منشور صراحتا از آن نام برده نشده است) در ماده ۵۵ منشور سازمان ملل، آمده است و آن سازمان را ملزم به ارتقای استانداردهای بالاتر زندگی می نماید.
ماده دوازده میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به حق سلامت و بالاترین سطح از استانداردهای سلامتی اشاره می نماید و کمیته اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل که نهاد مجاز بر نظارت در این زمینه است یک نظریه کلی در مورد حق سلامت ارائه کرده است (هر چند نظرات عمومی در زمینه ارائه راهنمایی چگونگی اجرای در کشورهای عضو معاهده است و فاقد جنبه الزام آوری است) در این نظریه مشاهده میشود که حق برخورداری از سلامت را پیچیده تر از برخورداری از بهداشت و یا دسترسی به بهداشت و درمان می‌داند و این حق را امکان بهره مندی از انواع امکانات، کالاها ، خدمات و شرائط لازم برای تحقق بالاترین استانداردهای قابل حصول سلامت می‌داند و در این زمینه حق سلامتی را متاثر از طیف گسترده ای از عوامل اقتصادی و اجتماعی می‌داند که میتواند شرائط ارتقا سلامت انسان ها و زندگی سالم آنان را تسهیل نماید، این عوامل هر چند به موارد ذیل محدود نمیشود اما شامل آنها میشود: الف. مواد غذائی سالم و تغذیه مناسب ب. مسکن ج. دسترسی به آب سالم و قابل شرب و بهداشتی د. شرائط کاری ایمن و سالم ه. محیط زیست سالم و. دسترسی به اطلاعات و آموزش مسائل مرتبط با سلامت از جمله در زمینه سلامت جنسی و باروری.
بنابراین مشاهده میشود عوامل تاثیر گذار در حق سلامتی انسان ها بسیار فراتر از فعالیت های موجود در حیطه بهداشت و درمان می باشند و برای دسترسی انسان ها به حق سلامتی شان میبایست عوامل مرتبط با سلامت در عرصه های دیگر مورد توجه قرار گیرند.


بر اساس دیدگاه کمیته اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل حق سلامتی دارای دو محور اساسی آزادی و استحقاق ها است. مواردی که شامل آزادی است همانند حق تولید مثل، حق فرد بر کنترل سلامتی خود و حق انجام آزمایشات پزشکی با رضایت فرد است اما استحقاق ها به جنبه های ساختاری از جنبه های حمایت از سلامتی آحاد جامعه می پردازد. از طرف دیگر حق سلامتی در هر دو محور آزادی و استحقاقی متکی بر چهار عنصر کیفیت، در دسترس بودن (که خود دارای چهار محور عدم تبعیض، قابل دسترس بودن فیزیکی، قابل دسترس بودن اقتصادی و قابل دسترس بودن اطلاعات مربوت به سلامتی است)، در اختیار بودن و قابل پذیرش بودن است.


عوامل اجتماعی موثر بر سلامت و نقش آن در زمینه حق سلامت انسان:
نقش عوامل اجتماعی و محیطی بر سلامت مردم از سال ها پیش شناخته شده است و فعالیت های بهداشتی در قرن نوزدهم و سایر فعالیت های زیربنائی بهداشتی، مبین شناخته شدن این مسئله بوده است، بررسی ها نشان می‌دهد که برخی از کاهش های پدید آمده در میزان مرگ و میر ناشی از بیماری های عفونی همانند بیماری سل قبل از توسعه داروهای درمان این بیماری بوده است و با دقت بیشتر مشاهده می‌شود این تغییرات ناشی از تغییرات ایجاد شده در سبد غذائی و محیط و شرائط زندگی افراد بوده است. در اساسنامه سازمان جهانی بهداشت که در سال ۱۹۴۶ تهیه شده است به شکلی این موضوع در تعریف سلامتی ترسیم گردیده است و به ریشه های اجتماعی سلامتی نیز اشاره شده است و سلامتی را اینچنین تبیین نموده است: ”حالت رفاه کامل جسمی ، روانی و اجتماعی و نه فقط نبود بیماری” و در ادامه این مسیر، فعالان بخش سلامت، به برنامه های سلامت جامعه نگر روی آوردند. مطالعه مشترک سازمان جهانی بهداشت و یونیسف مبین این امر است که عوامل اجتماعی مثل فقر، کمبود مسکن و یا مسکن نامناسب و فقدان آموزش مناسب ریشه جدی بسیاری از موارد مرگ و میر هستند. 
شواهد دلالت از آن دارد که اکثر بار بیماریها و نابرابریها بهداشت و سلامت ناشی از عوامل اجتماعی است. به عنوان مثال یک زن ژاپنی ۸۶٫۸ سال امید به زندگی دارد اما این عدد برای زنان سیرالئون ۵۰٫۸ است و در واقع یک زن ژاپنی در حدود ۳۶ سال بیشتر از یک زن سیرالئونی زندگی می‌کند، یعنی انتظار از زندگی می‌تواند بستگی به محل تولد و محل رشد و نمو داشته باشد همچنین محیط نقش تعیین کننده‌ای در میزان مرگ و میر مادران در برخی از کشورها داشته است مثلا زنان افغانی از هر۱۰۰ هزار تولد زنده ۳۹۶ فوت در سال ۲۰۱۵ داشته‌اند. زنان آنگولائی در همان سال ۴۷۷ و زنان چادی ۸۵۶ مرگ در همین مقیاس در سال ۲۰۱۵ داشته اند این عدد در سوئد ۴ و در ایسلند و فنلاند ۳ در همان سال بوده است.
این نابرابری حتی در شرایط منطقه ای یکسان نیز مصداق دارد. به عنوان مثال یک مرد بومی استرالیایی در غرب این کشور ۱۵٫۱ سال کمتر از سایر مردان غیر بومی همان کشور طول عمر دارد. و مرگ مادران در میان زنان فقیر اندونزی ۳ تا ۴ برابر بیشتر از زنان ثروتمند همان کشور است.


تنها می‌توان گفت ترکیب ناهمگونی از سیاست ها، مسایل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در مقیاس وسیع مسئولیت این پدیده را به عهده داشته و منجر می‌شوند تا عده کثیری از مردم از سلامت مناسب برخوردار نباشند.
کنفرانس منشور اتاوا در سال ۱۹۸۶ هشت پیش نیاز کلیدی سلامت را به شرح ذیل تائید و پذیرش نمود: صلح، سرپناه، آموزش و پرورش، مواد غذائی، درآمد، اکوسیستم دارای ثبات، منابع پایدار، عدالت اجتماعی و برابری.
با نگاه به این پیش نیازهای کلیدی، تعیین کننده های اجتماعی سلامت را عوامل عدیده ای تشکیل می دهند هر چند بحث کلان در زمینه این عوامل در این گفتار نمی‌گنجداما عواملی مانند فقر، تبعیض، جنس، قومیت، اقلیت، محل سکونت، مهاجرت، تحصیلات و سواد و آگاهی از مسائل سلامت وبهداشتی، طبقه اجتماعی، مذهب، شغل، درآمد، فعالیت اجتماعی، استرس، اعتیاد، نوع و کیفیت غذا، دسترسی و استفاده از خدمات بهداشتی اولیه، شهرنشینی، حاشیه نشینی، خشونت، جهانی سازی و مراقبت از سلامت خود و حمایت های اجتماعی و سبک زندگی ناشی از این عوامل نقش بسیار بیشتری از عوامل بیولوژیک در سلامت و تندرستی انسان دارند، ولی به علت اینکه اکثر این عوامل درک نشده و به تقاضا تبدیل نمی‌شود مورد غفلت قرار گرفته است.

با این نگاه میتوان چهار محور برای بهبود سلامت در عوامل اجتماعی را جستجو کرد: 
الف. کاهش لایه های اجتماعی با کاهش نابرابری
ب. کاهش عوامل آسیب رسان به سلامت
ج. کاهش آسیب پذیری مردم محروم نسبت به شرائط آسیب رسان به سلامت
د. کاهش پیامدهای نابرابر بیماری و جلوگیری از بدتر شدن شرائط اقتصادی و اجتماعی اقشار محروم که بیمار میشوند از طریق مداخله در مراقبت های بهداشتی 

دیدگاه حقوق بشر در نظام سلامت
هدف نظام‌های سلامت این است که به حفظ سلامت جامعه بپردازند و در این راستا به فعالیت هایی همانند خدمات درمانی، پیشگیری از بیماری ها و ترویج زندگی سالم و … مبادرت می‌ورزند. 
در اجرای این اهداف حقوقی مورد توجه قرار می‌گیرند که بطور گذرا برخی حقوق کلیدی مربوط به دست یافتن به حق سلامتی را میتوان شامل موارد ذیل دانست:
الف. حق عدم تبعیض
ب. حق دسترسی به اطلاعات و مشارکت
ج. حق داشتن حریم خصوصی، سلامت جسمی و محرمانه بودن اطلاعات شخصی
د. حق آموزش
ه. حق داشتن یک محیط سالم و استاندارد مناسب زندگی
و. حق اشتغال و وجود شرایط مطلوب کار
ز. حق برخورداری از تامین اجتماعی


اما نکته مهم و کلیدی اینجا است که در مواردی این فعالیت ها ممکن است شامل محدودیت در رفتار و انتخاب فرد بشود که هر چند این محدودیت ممکن است هم برای فرد و برای جامعه مفید باشد. اما نگاه جریان حاکم حقوق بشر بیشتر نگاهی متمرکز بر حفاظت از حقوق و آزادی های فردی را دنبال می کند، که ممکن است در مواقعی خلاف اهداف سلامت عمومی باشد به عنوان مثال سیگار کشیدن را می‌توان به عنوان نمونه ذکر کرد.
به هر حال در یک نگاه کلی می‌توان چنین برداشت نمود که رعایت حقوق بشر در موارد بسیاری، می‌تواند دستاوردهای عدیده‌ای برای نظام سلامت ایجاد کند و این موضوع از طریق عوامل اجتماعی موثر بر سلامت که می‌توان آنها را عوامل زمینه ای ایجاد سلامت دانست شکل می‌گیرد عواملی همانند دسترسی به خدمات سلامتی و تعهد دولت‌ها در تامین خدمات و دسترسی مناسب به خدمات که شاید بتوان در نگاه اول آنها را جزئی از حق سلامت دانست تا حق مسکن مناسب، آب سالم، شرائط مناسب محیط کار، غذای سالم محیط زیست سالم و …، عواملی هستند که میتوانند به نحوی بر سلامت جامعه تاثیر بگذارند.


در واقع شاید بتوان چنین گفت که در حالی که آحاد جامعه میبایست دسترسی مناسب به خدمات سلامتی، و اطلاعات مناسب برای حفظ سلامتی و جلوگیری از بروز بیماری ها در کنار شرائط زندگی مناسب داشته باشند تا بتوانند از درمان همراه با حفظ کرامت و بدون تبعیض و فارغ از شرائط سلامتی خود و امکان درمان و با رعایت محرمانه بودن اطلاعات بهره‌مند شوند و بدین طریق و با حفظ کرامت انسانی، و بازگشت سلامتی و یا حفظ و ارتقای آن به بخشی از حقوق اولیه خود دست یابند اما این تمام موضوع نیست چرا که برای دستیابی به سلامت به عنوان یک حق انسانی نیازمند زمینه هائی دیگری است که بر سلامت تاثیر میگذارند. این موارد تحت عنوان عوامل اجتماعی موثر بر سلامت شناسائی شده‌اند و می‌توانند شامل مواردی مثل آموزش و پرورش، محیط زیست، محیط کار سالم و استاندارد، محل زندگی مناسب، غذای سالم و … باشند. بنابراین می‌توان گفت شرائط انسان‌ها در محیط رشد، محیط زندگی، محیط کار در کنار عوامل دیگری می‌تواند بر سلامتی آنها تاثیر گذار باشد، و برای دستیابی انسان‌ها به حق سلامتی‌شان، می‌بایست به این عوامل نیز توجه نمود و از این طریق پلی بین دانش فنی و پزشکی و علوم اجتماعی در زمینه احقاق حق سلامتی ایجاد نمود.


نقش دولت ها در حق سلامتی
از هنگام پیدایش علم اقتصاد توسعه، سیاست گذاری در کشورهای در حال توسعه را به سه دوره می توان تفکیک کرد الف. دوره دولت بزرگ ب. دوره دولت حداقل ج. دوره دولت یا حکمرانی خوب. هر چند نظریه دولت بزرگ نشات گرفته از دیدگاه‌های کینزی (که دخالت دولت در اقتصاد را راه حل کاهش بیکاری و رکود می‌دانست) و راهکارهای ارائه شده در قالب شاکله دولت برنامه ریز آرتور لوئیس ترسیم گردیده بود و در زمان خود اکثر نظریه پردازان و سیاستگذاران اعتقاد به دولت بزرگی داشتند که زمام امور را در دست بگیرد، اما عدم پاسخگوئی این تئوری ها در عرصه عمل سبب گردید طرفداران اقتصاد بازار رویکرد جدیدی را ارائه دهند که بر مبنای آن نگاه به دولت از عامل توسعه به جدی ترین مانع توسعه تغییر یافت و تئوری دولت حداقل جایگاه ویژه ای یافت تا جائی که حتی فون هایک مداخله دولت را دشمن دموکراسی می‌دانست و در نهایت نقش دولت خیرخواه در جبران رکود و توسعه نیافتگی زیر سئوال رفت و حتی دخالت دولت به عنوان عامل رکود تورمی و تورم شناخته شد. اما این پایان کار نبود، چرا که در اواسط دهه ۱۹۹۰ و به دنبال افزایش نابرابری کشورهای اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی سابق در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ و افزایش شدید فقر، نابرابری و تورم در این کشورها، نظریه حکمرانی خوب در اواخر دهه ۹۰ مورد استقبال قرار گرفت. بطور خلاصه اگر شعار دوره اول را دولت ، موتور توسعه و دوره دوم را دولت کوچک بدانیم، شعار دوره سوم حکمرانی خوب است. از سوی دیگر فارغ از شکل سیاستگزاری کشورها مبتنی بر هر یک از رویکردهای فوق الاشاره، نقش دولت‌ها را در تبیین حقوق سلامت آحاد جامعه نمی‌توان نادیده انگاشت هر چند این نقش در ارکان مختلف و بالاخص در شکل تامین منابع مالی مورد نیاز در زمینه دستیابی به حقوق مترتب بر سلامت و میزان مشارکت آحاد جامعه و دولت می‌تواند با توجه به رویکرد دولت‌ها متفاوت باشد اما در زمینه تسهیل در دسترسی و استانداردسازی خدمات و … این تفاوت کمتر مشهود است .اما در هر صورت و بدون توجه به رویکرد سیاستگزاری دولت‌ها به نظر میرسد این نقش میتواند در شکل تعهدات سلبی و ایجابی، تعهدات فوری و تدریجی و سه محور متفاوت که نقش های مکمل خود را ایفا میکنند نمایان گردد. این محورها شامل تعهد به احترام، تعهد به اجرا و تعهد به حمایت است. در محور تعهد به احترام، دولت ها موانع موجود را از میان بر‌می‌دارند یا از ایجاد آن خودداری می‌نمایند نمونه بارز این مقوله را میتوان از خودداری دولت در ایجاد موارد آسیب رسان به سلامت جامعه مثل امواج آسیب رسان پارازیتی به سلامت جامعه را نام برد در زمینه تعهد به حمایت میتوان به لزوم دفاع دولت در زمینه دخالت افراد و یا عوامل ثالث را نام برد که در این زمینه میتوان به تعیین صلاحیت ها در زمینه افرادی که می‌توانند در مقوله سلامت دخالت کنند و حیطه فعالیت آنان نام برد و در زمینه تعهد به اجرا میتوان به مواردی همچون ایجاد زمینه های برخورداری و بهره مندی از حقوق سلامت را نام برد.


نتیجه گیری:
با نگاهی به سیر تاریخی حقوق بشر مشاهده می‌شود که پیشرفت علوم اجتماعی تاثیر شگرفی در ابعاد مترتب بر حقوق انسان ها گذارده است و با شناسائی نیازهای انسان، حقوق انسانی شناخته شده، دچار پیشرفتی چشمگیر گردیده است، این سیر علمی شناسائی نیازهای انسان را میتوان در سه مرحله و سه نسل تبیین شده برای حقوق بشر طبقه بندی کرد. کارل واساک برای نخستین بار بحث سه نسل حقوق بشر را مطرح نمود. در واقع تقسیم بندی حقوق بشر به سه نسل، را میتوان الهام گرفته ازسه اصل بنیادی حاکم بر انقلاب کبیر فرانسه تحت عناوین «آزادی، برابری و برادری» دانست. اما نکته قابل توجه این است که تفکیک این نسلها از یکدیگر هرگز به منزله اولویت یکی بر دیگری نبوده، بلکه روند تاريخی، در هر دوره‌ای نسبت به برخی از حقوق بشر، توجه بیشتری از خود نشان داده و تاکید بیشتری را در خصوص برخی حقوق با خود به همراه داشته است. با نگاهی گذرا به مبانی حق سلامت در این سه نسل از حقوق بشر مشاهده می‌شود که در نسل اول حقوق بشر به حقوق فردی، سیاسی و مدنی که شامل حق حیات و حق مشارکت سیاسی است پرداخته است و در نسل دوم محوریت حقوق بشر متکی بر حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می پردازد و در نسل سوم محوریت گفتمان، به حقوق منافع مشترک مثل حق محیط زیست سالم و حق صلح و … می‌پردازد. با نگاهی به محورهای مترتب بر حقوق بشر در نسل اول متوجه میشویم که ابعاد حاکم بر این نسل، بیشتر ابعاد سلبی بوده است و در نسل دوم ابعاد ایجابی محوریت کلان بحث های حقوق بشری را تشکیل می دهد و گفتمان نسل سوم در تامین شرایط مناسب که در آن امکان تحقق نسل اول و دوم حقوق بشر امکانپذیر باشد تلاش می‌نماید. ازاینرو به نوعی میتوان نسل سوم را مكمل حقوق مورد توجه دو نسل قبل دانست.
با نگاهی به سیر پیشرفت حق سلامت که در بالا به آن اشاره شد نیز متوجه می‌شویم نه تنها حق سلامتی نیز به شکلی از الگوریتم سیر تاریخی حقوق بشر تبعیت نموده است و حقوق مترتب بر آن از مسیر حقوق سلبی و ایجابی و نهایت تلفیقی از این دو حق در نسل سوم حقوق بشر شکل گرفته است بلکه سلامت انسان ها میتواند حلقه اتصال این سه نسل از حقوق بشر باشند. چرا که با نگاهی عمیق به مقوله حقوق بشر میتوان به مفهومی واحد به نام حیات انسان به عنوان پیش نیاز اجرای سایر مبانی حقوقی آن دست یافت. چرا که اگر انسان فاقد حیات باشد، بسیاری از حقوق مترتب بر او وجاهت نیازی خود را از دست می‌دهد. اما این انتهای موضوع نیست چرا که انسان برای حفظ این حیات که شاید بتوان آن را مهم ترین دارائی و حق او دانست نیازمند سلامتی است تا بتواند از سایر حقوق تعریف شده در نسل های مختلف حقوق بشر برخوردار گردد اما برای برخورداری از سلامت، نیازمند حقوق دیگری است که به شکلی سلامت او، از آن متاثر میگردد و با این توضیحات میتوان حق سلامت را به عنوان حلقه اتصال نسل های حقوق بشر دانست چرا که با نگاهی به حق حیات در نسل اول به عنوان زیر ساخت امر سلامت، حق سلامتی در نسل دوم و حقوق مترتب بر عوامل اجتماعی موثر بر سلامت در نسل سوم این نقاط اتصل به روشنی قابل مشاهده خواهد بود. 

منابع:

Health and Human Rights Resource Guide -FXB Centre for Health and Human Rights-Harvard School of Public Health-Harvard University

The Right to Health-Fact Sheet No 31- office of the United Nations High Commissioner for Human Rights and World Health Organisation

Issue Paper Health and Human Rights-Brigitta Rubenson – Swedish International Development Cooperation Agency(Department for Democracy and Social Development)

Human Rights and Health – Paul Hunt -U.N. Special Rapporteur on the Right to Health and Professor of Law, University of Essex, UK

World Health Organisation – Health data and statistics

Mortality and life expectancy of Indigenous Australians 2008 to 2012 Australian Institute of Health and Welfare Canberra,Cat. no. IHW 140 

مفهوم و جایگاه حق بر سلامت در اسناد بین المللی حقوق بشر،حسین آل کجباف،فصلنامه حقوق پزشکیسال هفتم، شماره بیست و چهارم، بهار ۱۳۹۲ 

قلمرو حق سلامتی در نظام بین المللی حقوق بشر، احسان جاوید، صابر نیاورانی، فصلنامه پژوهش حقوق عمومی، سال پانزدهم شماره ۴۱، زمستان ۱۳۹۲

تأملی بر ماهیت تعهدات دولت ها از منظر حق بر سلامت.مایک چستر ، ترجمه زهرا جعفری، انجمن بین المللی دیدبان عدالت

سلامت و عوامل اجتماعی تعیین کننده آن، دکتر محمد اسماعیل مطلق و همکاران، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، ۱۳۸۷

حکمرانی خوب،بنیان توسعه،دکتر احمد میدری، دکتر جعفر خیرخواهان، دفتر بررسی های اقتصادی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلام

به دوستان خود بگویید!
Share

نظر شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید